تبلیغات
احباب

احباب
قالب وبلاگ
عنوان: طواف
نام و نام خانوادگی: سید مجتبی، بدری
نوع نوشته: مقاله كیفیت اثر: تحقیق
موضوع: حج ناشر: حوزه امام القائم عج - تهران
زبان اصلی: فارسی محل نشر: تهران
عنوان به زبان اصلی: فارسی سال نشر: 1391
دریافت فایل پیوست
عنوان: طواف
نام و نام خانوادگی: سید مجتبی، بدری
نوع نوشته: مقاله كیفیت اثر: تحقیق
موضوع: حج ناشر: حوزه امام القائم عج - تهران
زبان اصلی: فارسی محل نشر: تهران
عنوان به زبان اصلی: فارسی سال نشر: 1391
دریافت فایل پیوست
چكیده:
سیدمجتبی بدری،مدرس سطح یک،مدرسه الامام القائم(عج)

چکیده مقاله
نقش کعبه بعد از قبله بودن، در آن است که همه تلاش و کوشش و حرکت انسان د رمداراوست و طواف حول محورکعبه، سمبلى از این مفهوم و معناست . وَلْیَطَّوَّفُوا بِالْبَیْتِ الْعَتِیقِ(سوره حج،آیه 29)؛ و بر آن خانه کهنسال طواف کنند.
قبله، انسان را در نماز متوجه خدا مى‌کند که البته وظیفه دشوار و سختى است ولى این وظیفه و نقش در مورد قبله، تمام سعى و کوشش انسان را شامل نمى‌شود. انسان براى کسب روزى به تلاش مى‌پردازد، ازدواج مى‌کند، آموزش مى‌بیند، و هزار و یک کار انجام مى‌دهد وحرکت انسان هنگامى به سوى خداست ،که در نماز رو به خدا ایستاده است ولى وقتى از نماز فارغ شد، این حرکت به سوى خدا نیز متوقف مى‌شود وحداقل چیزى که در این مورد مى‌توان گفت این است که حرکت انسان به سوى خدا، کُند و ناپیوسته است.
طواف به ما مى‌آموزد که مى‌توان در تمامى حرکت‌ها و تلاش‌ها و سعى و کوشش‌ها رضاى خداوندهدف ومقصدماست.


بسم الله الرحمان الرحیم

طواف ،نماد طاعت وبندگی
سیدمجتبی بدری،مدرس سطح یک،مدرسه الامام القائم(عج)

چکیده مقاله
نقش کعبه بعد از قبله بودن، در آن است که همه تلاش و کوشش و حرکت انسان د رمداراوست و طواف حول محورکعبه، سمبلى از این مفهوم و معناست . وَلْیَطَّوَّفُوا بِالْبَیْتِ الْعَتِیقِ(سوره حج،آیه 29)؛ و بر آن خانه کهنسال طواف کنند.
قبله، انسان را در نماز متوجه خدا مى‌کند که البته وظیفه دشوار و سختى است ولى این وظیفه و نقش در مورد قبله، تمام سعى و کوشش انسان را شامل نمى‌شود. انسان براى کسب روزى به تلاش مى‌پردازد، ازدواج مى‌کند، آموزش مى‌بیند، و هزار و یک کار انجام مى‌دهد وحرکت انسان هنگامى به سوى خداست ،که در نماز رو به خدا ایستاده است ولى وقتى از نماز فارغ شد، این حرکت به سوى خدا نیز متوقف مى‌شود وحداقل چیزى که در این مورد مى‌توان گفت این است که حرکت انسان به سوى خدا، کُند و ناپیوسته است.
طواف به ما مى‌آموزد که مى‌توان در تمامى حرکت‌ها و تلاش‌ها و سعى و کوشش‌ها رضاى خداوندهدف ومقصدماست.
کلیدواژه : طواف – اسرار – کعبه – حج – عمره

مقدمه:

طواف یکی ازارکان مهم دراعمال حج وعمره وبیانگرروح توحیدی درحج است که حاجی ومعتمرپس ازاحرام وورود به حرم امن الهی باید ان راانجام دهدوهفت شوط که عبارت ازهفت مرتبه دور کعبه چرخید ن است قرآن کریم درسه آیه به موضوع طواف اشاره نموده است :
وَإِذْ بَوَّأْنَا لِإِبْرَاهِیمَ مَكَانَ الْبَیْتِ أَن لَّا تُشْرِكْ بِی شَیْئاً وَطَهِّرْ بَیْتِیَ لِلطَّائِفِینَ وَالْقَائِمِینَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ( سوره حج آیه 26) ‏

‏ترجمه : ‏
‏( ای پیغمبر ! به خاطر بیاور ) زمانی را كه محلّ خانه كعبه را برای ابراهیم آماده ساختیم و ( پایه‌های قدیمی ) آن را به او نشان دادیم ( و دستور دادیم به بازسازی آن بپردازد . هنگامی كه خانه كعبه آماده شد ، به ابراهیم خطاب كردیم كه این خانه را كانون توحید كن و ) چیزی را شریک من نکن و خانه‌ام را برای طواف‌كنندگان و قیام‌كنندگان و ركوع برندگان و سجده برندگان ( از وجود بتان و مظاهر شرك و از هرگونه آلودگی ظاهری و معنوی دیگر ) تمییز و پاكیزه گردان .‏
ثُمَّ لْیَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَلْیُوفُوا نُذُورَهُمْ وَلْیَطَّوَّفُوا بِالْبَیْتِ الْعَتِیقِ ( سوره حج آیه29)‏

‏ترجمه : ‏
‏بعد از آن باید آلودگیها ( و چرك و كثافت ، و زوائد بدن همچون مو و ناخن ) را از خود برطرف سازند ، و به نذرهای خویش ( اگر نذر كرده‌اند ) وفا كنند ، و خانه قدیمی و گرامی ( خدا ، كعبه ) را طواف نمایند ‏
وَإِذْ جَعَلْنَا الْبَیْتَ مَثَابَةً لِّلنَّاسِ وَأَمْناً وَاتَّخِذُواْ مِن مَّقَامِ إِبْرَاهِیمَ مُصَلًّی وَعَهِدْنَا إِلَی إِبْرَاهِیمَ وَإِسْمَاعِیلَ أَن طَهِّرَا بَیْتِیَ لِلطَّائِفِینَ وَالْعَاکِفِینَ وَالرُّکَّعِ السُّجُودِ
(سوره بقره آیه125)
ترجمه : و[یاد کن]وقتی را که این خانه (کعبه) را برای مردم محلّ بازگشت و جای امنی قرار دادیم و [گفتیم: ]از مقام ابراهیم نماز گاهی برگیرید و به ابراهیم و اسماعیل سفارش کردیم که خانه مرا برای طواف کنندگان و معتکفان و رکوع کنندگان سجده گزار پاکیزه بدارید.

پیشینه طواف
طبق برخی ازروایات دوهزارسال قبل ازهبوط حضرت آدم(ع)فرشتگان به گرد خانه خدا طواف میکردندوهنگام طواف:سبحان الله،والحمدلله،ولااله الاالله والله اکبرمی گفتند.
امام زین العابدین(ع) مى فرماید: از پدرم حضرت سیدالشهداء پرسیدم : به چه جهت در طواف هفت مرتبه واجب شده است ؟ پدرم امام حسین علیه السلام فرمود: خداوند وقتى اراده نموده که انسان را آفریده و جانشین خویش در روى زمین قرار دهد، فرشتگان (به حالت تعجب و اعتراض ) گفتند: آیا مى خواهى انسان را بیافرینى تا خونریزى بپاکند.خداوند در پاسخ فرمود: چیزى را مى دانم که شما به آن آگاهى ندارید. در این هنگام ، حقتعالى فرشتگان را به مدت هفت هزار سال از شعاع نورانیت خویش محروم نمود و سپس به آنها رحم نموده و توبه ایشان را پذیرفت و به همین جهت در آسمان چهارم خانه اى را بنا نهاده و به موازات آن ، بیت الله الحرام را با هفت طواف واجب قرار داد و معناى آن ، واجب شدن هر طواف در ازاى یکهزار سال بود و از طواف فرشتگان که هفت مرتبه در عالم علوى بودهفت مرتبه طواف بربندگان خداواجب گردید.
(علل الشرایع ص 406 ج1)
پس ازبنای کعبه ملائکه شیوه طواف رابه آدم آموختندجلواوحرکت می کردندتاآدم(ع) هفت دورطواف نمودپس ازمرگ آدم ،شیث(ع) نیزبه همین شیوه حج نمود.حضرت نوح(ع)نیزباکشتی خودبه دورخانه خداطواف کردپیش ازاسلام اعراب جاهلی طوافراامری مقدس می دانستنداسلام نیزبرای طواف اهمیت ویژه ای قائل شدطوری که طواف راهم سنگ نمازدانست رسول خدا(ع)فرمود:الطواف بالبیت صلاه – طواف خانه همچون نمازاست.(درسنامه اسرارحج)

سرهفت بارچرخیدن
چرا هفت بارمی چرخیم؟رمز این عدد چیست؟ به اسراری در این باره می پردازیم:


اول:یافتن حقیقت
هر كس بر اساس شناخت خویش از جهان و انسان گمشده‌ای دارد و تلاش می‌كند، گمشده‌ی خویش را بیابد؛ ولی هنگامی كه آن را می‌یابد برخلاف انتظار كه باید آرام بگیرد ملاحظه می‌شود، هم‌چنان ناآرام و بی‌قرار در جست‌وجو می باشد. احساس می‌كند آنچه را به‌دست آورده، گمشده‌ی حقیقی او نیست. انسان هر چه را مطلوب خود بداند در راه تحصیل آن سر از پا نمی‌شناسد. تمام همت خود را معطوف آن می‌كند. ولی هنگامی كه آن را به دست می‌آورد، می‌بیند او را ارضا نمی‌كند و بیشتر می‌خواهد.
كسانی كه بینش مادی دارند، گمشده‌ی آنان ثروت و قدرت است، ولی هر اندازه بیشتر می‌یابند، حرص و طمع آنان بیشتر می‌شود و خواسته‌ی آنان حد و مرزی ندارد. گمشده‌ی برخی ممكن است، علم و معرفت باشد. طالبان حقیقی علم و معرفت نیز برای مطلوب خود نهایت و غایتی نمی‌شناسند. همه در ناآرامی به سر می‌برند و درصدد یافتن گمشده‌ی خویش هستند.
گمشده‌ی حقیقی، خداوند سبحان است كه غنی مطلق، قدرت مطلق و علم مطلق است و تنها با اتصال به آن مبدأ، آرامش برای انسان حاصل می‌شود. از این رو گفته‌اند خداجویی فطری است و انسان به مقتضای فطرت پیوسته به دنبال یافتن گمشده‌ی خویش است. گمشده‌ی واقعی انسان، حقیقت است.
بنابراین باید حداقل یك طواف به جا آوری. اگر پس از آن احساس نكردی كه گمشده‌ی خود را یافته‌ای، طواف خود را تكرار كن. هر نوبت كه به مسجدالحرام می‌روی و چشمت به خانه می‌افتد، بگرد و بچرخ تا صاحب‌خانه را پیدا كنی. به‌همین خاطر مستحب است به تعداد هفته‌های سال طواف كنی. به ملاحظه‌ی این كه هفته 7روز و طواف 7 شوط است، این استحباب به این نكته دلالت می‌كند كه هر روز باید دنبال حقیقت باشیم و تا به حقیقت نرسیم، از حركت و جست‌وجو باز نایستیم.

دوم:تشبّه به فرشتگان

1. فرشتگان الهی در اطراف کعبه آسمانی می گردند ، لذا انسان باید خود را همگون با فرشتگان کند.وَتَرَى الْمَلَائِكَةَ حَافِّینَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ، (سوره زمرآیه75)
درآن روز فرشتگان رامشاهده می کنی که گرداگردعرش الهی درآمده اند.
کعبه نمادی از خدا در عالم ملک و شهادت است . انسان به هنگام طواف باید متذکر بیت معمور در آسمان ها باشد . طواف انسان به دور کعبه ملکی ، همان طواف ملائکه به دور عرش الهی است و انسان باید به هنگام طواف تا آسمان ها و فرشتگان بالا رود . امام صادق (ع) در حدیث مصباح الشریعه به این نکته بلند عرفانی اشاره فرمود :همانگونه که با بدنت همراه مسلمانان بر گِرد کعبه طواف می کنی ، با قلبت همراه فرشتگان بر گِرد عرش طواف کن (مستدرک الوسائل ،ج10،ص172)
بنابراین سرّ طواف تشبّه به فرشتگان و همانندی با توبه ملائکه است ، دریافت رحمت و مغفرت الهی است ، تولدی دوباره است و آنگاه که انسان از گناه پاک شود ، خداوند به انسان های پاک مباهات می کند .
رسول خدا (ص) فرمود :إِنَّ اللَّهَ یُبَاهِی بِالطَّائِفِینَ ؛خداوند به طواف کنندگان مباهات می کند .( تاریخ الکعبه ص363)

سوم: طواف قلب
زائر باید با قلب خویش طواف خانه خدا کند . طواف شریف ، طواف قلب در محضر ربوبیت است . آدمی با چشم سر ، کعبه زمینی را می بیند و با چشم دل بیتی در عالم ملکوت . تن با آب و گل خانه خدا رو به روست و دل ، با خدا . چشم سر ، عالَم شهادت می بیند و چشم دل عالَم غیب ؛ از اینجاست که خداوند بیت المعمور را در آسمان ها محاذی و مقابل کعبه در زمین آفرید تا کسی که به زیارت کعبه نایل آید ، با دل و جان خود زائر خانه خدا و خدا در آسمان حقیقت باشد .
طواف قلب بُعد دیگری هم دارد . طواف ، گردیدن دور قلب انسان کامل {امام زمان علیه السلام}است .خداوند قلب ولیّ خویش را بیت کریم و حرم عظیم خویش قرار داد ؛ زیرا قلب اوست که توانست بار امانت کشد ؛ امانتی که زمین و آسمان از حمل آن سرباز زدند . در طواف باید به گِرد ولیّ خدا گشت . با او بیعت کرد و با آنچه لایق و در خور اوست ، او را ستود . بلندی بیت به اندازه بلندی قلب انسان کامل است ؛ یعنی تا خدا ادامه دارد ، منازل بیت با منزلگاه های قلب ولیّ خدا هماهنگ است ، گنجی که خدا در خانه خویش گذاشته ، با گنج او در ضمیر ولی اش یکی است . زائر با طواف خویش گنج های این گنجینه را مشاهده می کند و مدارج باطنی را تا نیل به مقام سرّ انسان کامل طی می کند . بنابراین طواف قلب دو سویه است ؛ از یک سو طواف کعبه با قلب است و از سوی دیگر طواف قلب ولیّ خداست .
(فتوحات مکیه، باب 70ـ72،ص503ـ508)

چهارم:طواف دل

طواف، صرف چرخیدن به دور كعبه نیست. زیرا بت‌پرستان و مشركان نیز چنین می‌كردند. آنچه طواف یكتاپرستان را از طواف دیگران ممتاز می‌سازد، توجه به حقیقت طواف است. از این رو نباید به ظاهر بسنده كرد و از اسرار و حكم نهفته در مناسك غفلت نمود. حج ابراهیمی به این معناست كه پیوسته توحید و ولایت حق مورد التفات و التزام باشد و با نفی شرك و سلطه‌ی طاغوت، بستر مناسب برای رشد و تعالی بشر فراهم آید.
آری، طواف حقیقی چرخش ظاهر بر گرد ظاهر نیست. بلكه باید باطن نیز هماهنگ با ظاهر حول باطن بچرخد. جسم، ظاهر قلب و قلب، باطن جسم است. كعبه ظاهر بیت‌المعمور و بیت‌المعمور باطن كعبه است. نباید به طواف جسم بر گرد خانه‌ی سنگی بسنده نمود؛ بلكه باید توجه داشت طواف حج و عمره‌ ظهوری از طواف دل برای صاحب خانه است.
طواف كعبه‌ی دل كن اگر دلی داری
دل است كعبه‌ی منی، تو گل چه پنداری
عارفان، اوّل طواف كعبه‌ی جان می‌كنند
پس طواف كعبه با فرمان یزدان می‌كنند
كعبه جهت و قبله است؛ ولی چون به كعبه رسیدی باید از آن روی به سوی صاحب‌خانه كنی و دل به دلدار متوجه شود. كعبه نشانی بیش نیست. اكنون كه ره را یافتی باید احرام دیگری بربندی. لباس تقوا بپوشی و به سوی معبود اوج گیری، بالا روی تا به قرب حق واصل گردی.
كعبه یك سنگ نشانی است كه ره گم نشود
حاجی احرام دگر بند ببین یار كجاست
شاید رمز حركت از طرف چپ در طواف همین نكته باشد كه طواف حقیقی، طواف دل است و قلب طرف چپ واقع شده است. هر چند مراد قلب صنوبری نیست. ولی بدون تردید، آثار عشق و محبت مانند ترس و وحشت در همین قلب نیز انعكاس دارد. به علاوه باید حركت خود را با حركت آفرینش هماهنگ سازیم. همه‌ی ذرات درون خود حركت دارند و حركت الكترون بر گرد هسته از چپ به راست می‌باشد.
پنجم:مدار توحید
تمام موجودات، از كوچك‌ترین ذره تا بزرگ‌ترین كره، حول یك محور می‌چرخند و از مسیر حركت خود تخلف ندارند و همواره در مدار خاص معین سیر می‌كنند. تو ای انسان، باید با همه‌ی موجودات ریز و درشت، كوچك و بزرگ جهان، هماهنگ باشی. باید تمام برنامه‌های اختصاصی و اجتماعی خود را بر مدار توحید و نظم جهان هستی قرار دهی. باید خداگونه باشی. رنگ خدایی به خود بگیری. آیینه‌ی تمام‌نمای صفات ربوبی شوی. اوصاف جمال و جلال حق در وجود تو تجلی یابد. با این تفاوت كه دیگر موجودات به‌طور اضطراری و ناخودآگاه در بستر خاص خود حركت می‌كنند ولی ما باید به صورت اختیاری و آگاهانه راه خویش را انتخاب كنیم و در صراط مستقیم قرار بگیریم و بدون انحراف و توقف به سوی مقصد بشتابیم.


ششم: قصه شمع و پروانه

طواف ، برگرد کعبه چرخیدن است ، و به دیدارمعشوق شتافتن ! طواف، چرخش عاشق گرداگرد معشوق است تا خود را با آتش عشق او بسوزاند . طواف آن است که عارف پروانه وار بر گرد شمع بچرخد تا عاقبت با بال و پری سوخته خویش را به پای شمع افکند . زائر آتش عشقی در ضمیر خود دارد و بار سفر را بسته است . از خانه ، کاشانه ، زن ، فرزند و وطن بریده و لبیک گویان خود را تا پای خانه دوست رسانده است . او آماده چرخیدن است تا پروانه وار گرد شمع فروزان خانه عشق و بیت محبوب بچرخد .
زائر نقطه پرگار کعبه را کانون عشق قرار می دهد تا چرخشی گرداگرد آن کند و چونان ستاره حول محور وجود حق بچرخد . او با طواف جذب مغناطیس وجود حق می شود و شعاع محبت حق ، او را بر مدار عشق می چرخاند . طواف حرکت معنوی است ، طواف ، سفر روحانی است ، زائر در مطاف به جنبش درآمده خود را در دریای عشق الهی غرق می کند ، از خودیت تهی گشته ، رنگ و بوی او می گیرد ، گرد شمع دوست چرخیده ، هستی خویش را به پای او ذوب می کند تا آن که ذره ای بی مقدار گشته ، چونان مولود کعبه فریاد سر دهد که :
« هَبْنِی صَبَرْتُ عَلَی عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَی فِرَاقِک » .





هفتم: هفت شهر عشق
در طواف باید هفت دور ( شوط ) گرد کعبه چرخید . عدد هفت رمز و رازی دارد ؛ هفت آسمان ، سبع المثانی قرآن ، هفت دریا ، هفت روز هفته ، هفت بطن قرآن و هفت شوط طواف . برای هفت دور طواف وجوهی از لطایف عرفانی بیان شده است .
وجه اول : سرّ هفت دور طواف این است که آدمی دارای هفت اخلاق رذیله است که گاهی از آن تعبیر به « هفت شوط حجاب »می شود.(اسرارالشریعه و اطوار الطریقه ، ص230) اخلاق رذیله عبارتند از : عجب ، کبر ، حسد ، حرص ، بخل ، غضب و شهوت . سالک باید این ها را زایل و به جای آن هفت اخلاق حمیده را جایگزین کند که عبارتند از : علم ، حکمت ، عفت ، شجاعت ، عدالت ، کرم و تواضع .
وجه دوم : خداوند اقلیم های هفت گانه دارد که گاهی از آن تعبیر به افلاک سبعه می شود . این آیه که فرمود :( خَلَقَکُمْ أَطْواراً )، (نوح آیه14) ناظر به طورهای هفت گانه افلاک و اقالیم است . احتمال دارد که هفت شوط طواف ، اشاره به سیر در اطوار خلقت (عالم ذر،صلب پدر، رحم مادر، دنیا، برزخ، قیامت، بهشت و جهنم) یاافلاک سبعه داشته باشد .
وجه سوم : قرآن دارای هفت بطن است .« اِنَّ لِلْقُرآنِ ظَهْرَاً وَبَطْنَاً وَلِبَطْنِهِ بَطْنَاً اِلی سَبْعَةِ أبْطُن».زائر،با هر دوری گرد کعبه،به رمزی ازرموزقرآن واقف می شود. انسان حج و عمره گزار با هر شوطی از طواف به بطنی و تأویلی از قرآن کریم نایل می گردد ؛ لذا هفت شوط طواف می تواند اشاره به هفت بطن قرآن باشد .


هشتم: تبلوراخلاص

در«طواف» سرّی نهفته است که می‌خواهد اخلاص را به انسان آموزش دهد که به جنبه دشوارِ رابطه انسان با خداوند متعال اشاره دارد.
در طواف، انسان دوره کاملى را به گرد کعبه طى مى‌کند که در آن، انسان با شانه راست خود محیط دایره کاملى را از شرق تا غرب و از جنوب تا شمال و در همه این سوها، طى مى‌کند؛ هیچ نقطه‌اى روى این محیط، طى نشده بر جاى نمى‌ماند. این محیط برابر با ۳۶۰ درجه است و هیچ جهت هندسى را وسیعتروفراختراز ۳۶۰ درجه (یعنى محیط دایره) نمى‌شناسیم.در همان حالى که شانه راست انسان بر گرد محیط این دایره حرکت مى‌کند، شانه چپ بر مرکز دایره ( که همان کعبه است)
ثابت مى‌ماند و طى این حرکت دَوَرانى، تکان نمى‌خورد. در این ثابت ماندن و بى حرکتى در کنار آن حرکت همه جانبه (شانه چپ و شانه راست) معناى عمیقى در زندگى انسان مسلمان نهفته است؛ انسان مى‌تواند به تمامى فعالیت‌هاى مباحى که دیگران در عرصه‌هاى مختلف زندگى انجام مى‌دهند، بپردازد بى آن که حتى یک لحظه از توجه به رضاى الهى و تحقق خواست خدا، غفلت ورزد؛ براى خدا به بازار رود، براى خدا درگیر عرصه‌هاى مختلف زندگى شود. براى خدا، ازدواج کند و روزى خانواده خود را تأمین نماید. براى خدا در عرصه‌هاى سیاسى فعالیت کند. برزمد و دفاع کند، اگر دوستى و محبتى ورزید و یا اگر کینه و نفرتى پیدا کرد براى خدا باشد. اگر خوشحال شد یا به خشم آمد در هر دو حالت براى خدا باشد.
انسان در این حرکت گسترده و فراگیر، از هیچ یک از حرکت‌ها و فعالیت‌هایى که مردم در عرصه امور مباح مى‌پردازند، فرو نمى‌ماند و در هیچ بخش از این فعالیت‌هاى همه جانبه، از جلب رضاى خداوندى، منحرف نمى‌گردد و در این صورت است که خالص و مخلصانه براى خدا کار کرده و هیچ شائبه‌اى در نیت تقرّب الهى وى، وجود نخواهد داشت.

فضیلت طواف

كعبه تنزّل و تمثّل عرش و در محاذات بیت معمور و عرش خدا واقع است. پس اگر كسی آن‌گونه كه شایسته است كعبه را طواف كند ، به بیت معمور در عالم مثال صعود می‌كند و چنانچه وظایف آن مرحله را هم ایفا كرد به مقام عرش اله بار می‌یابد، بالاتر از این مقام، مقام عترت طاهرین است كه حقیقت كعبه به آن فخر می‌كند زیرا آنان به محور سبحان‌الله و الحمد‌الله و لااله الاالله و الله اكبر، طواف و عبادت می‌كنند .خدای سبحان برای اینكه انسان فرشته خو،شده و آثار فرشتگان در او ظاهر شود همانطور كه با دستور روزه گرفتن از انسان‌ها می‌خواهد تا همانند فرشتگان از كارهای حیوانی دوری كنند همچنین با قرار دادن كعبه در زمین به انسان‌ها امر كرد، تا بر گِرد آن طواف كرده و نام حق را زمزمه كنند و برای خود و دیگران از خدا آمرزش بخواهند و این‌گونه به ملائكه عرش الهی اقتدا كرده و بدانان شباهت پیدا كنند زیرا فرشتگان به‌ویژه پس از آزمونی كه برای آنان در صحنة خلقت آدم(ع) وسجده اوپیش آمد بر گِردعرش، حق تعالی را تسبیح و برای مؤمنان طلب آمرزش می‌كنند.(جرعه ای ازصهبای حج ص190)
طواف خانه فضیلت و ثواب فراوان دارد كه اولیاء خدا سفارش به طواف و ثواب آن نموده‌اند به چند نمونه اكتفا می‌شود.

طواف درکلام پیامبر(ص)

رسول گرامی اسلام(ص) فرمود: هر كس طواف خانه كعبه نماید در وقت ظهر پابرهنه و گام‌های شمرده و چشم خود را از نامحرم بپوشاند در هر دوری اگر توانست دست خود را به حجرالاسود برساند بدون آنكه به كسی آزار برسد و ذكر خدا تا پایان طواف قطع نكند به عدد هر گامی كه برمی‌دارد: 1ـ هفتاد هزار حسنه در نامة عمل او می‌نویسد.
2ـ هفتاد هزار گناه ازنامه عمل وی محو می‌گردد.
3ـ هفتاد هزار حاجت اگر خواهد در دنیا به او برساند و اگر خواهد در آخرت به او بدهد. (ازمیقات تا میعاد،ص347)
پیامبر اكرم (ص)فرمود: اِنَّ اللهَ یُباهی باالطائفین ـ خداوند به طواف كنندگان افتخار می‌كند. (حلیة الاولیاء ، ج8 ، ص216)
وفرمود: مَنْ طافَ بِالبیت سبعاً یُحصیهِ كُتِبَ لَهُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ حَسَنَةٌ وَ مُحْیَتْ عَنْهُ سَیئة وَ‌ دُفِعَتْ لَهُ بِهِ دَرَجَةٌ وَ كانَ لَهُ عَدْلُ رَقَبَةٍ ـ هر كسی هفت بار خانه خدا را طواف كند و آن را بشمارد برای هر گامش حسنه‌ای نوشته شود و گناهی از او محو می‌گردد و یك درجه بر او افزوده می‌شود و ثوابی برابر با آزاد كردن یك برده دارد.
در هر روز كعبه را لحظه‌ای است كه هر كسی در آن لحظه كعبه را طواف كند یا قلبش به كعبه مشتاق شود ولی عذر و مانعی او را از طواف كردن باز دارد آمرزیده می‌شود.
همچنین فرمود: طواف خانه همچون نمازاست الا اینكه خداوند سخن گفتن را در طواف را برایتان حلال كرد، پس اگر كسی سخن می‌گوید جز به خیر سخن نگوید. (حج وعمره ص 285، 284،281 )

طواف درکلام ائمه(ع)

موسی بن‌القاسم می‌گوید: به امام محمدتقی(ع) عرض كردم من قصد كردم از طرف شما و پدرانتان طواف كنم شخصی گفت جایز نیست حضرت فرمود: بلكه جایز است و هر چه می‌توانی طواف كن سه سال به بعد به آن حضرت عرض كردم،که من ازحضرتت اذن گرفتم تاازطرف شماوپدرتان طواف انجام دهم وشمااذنم دادیدومن الی ماشاءالله ازطرف شماطواف کردم،وبعدمطلبی به قلبم گذشت،وعمل کردم،حضرت فرمودآن مطلب چه بود؟عرض کردم یک روزازطرف رسول خدا(ص)طواف کردم،حضرت سه بارفرمود:صلی الله علیه وعلی رسول الله.روزدوم ازطرف امیرالمومنین(ع)،وروزسوم ازطرف امام حسن(ع)،وروزچهارم وپنجم بترتیب ازطرف امام حسین(ع) وزین العابدین(ع)وروزهای ششم،هفتم،هشتم ونهم ازطرف امام محمدباقر(ع)وامام صادق(ع)وامام کاظم(ع)وامام رضا(ع)وروزدهم ازطرف شماطواف کردم،البته شماکسانی هستیدکه به ولایتتان ،متدین به دین خداهستم.حضرت فرمود:به خداقسم دراین صورت متدین به دینی هستی که خداوندازبندگان جزآن رانخواهدپذیرفت .گفتم که:گاه وبیگاه هم ازطرف مادرشمافاطمه زهرا(س)طواف کردم،فرمود:ازاین طواف بسیاربجاآورکه افضل اعمال را انشاءالله بجاآورده ای.
امام صادق(ع) فرمود: سیصد و شصت طواف به عدد روزهای سال مستحب است و اگر كسی نتواند سیصد و شصت دور طواف كند آنهم مقدور نبود هر چه قدر ممكن شد انجام دهد.( كتاب از میقات تا میعاد، ص 348)


شروع حج ازطواف:

طواف كعبه محور اعمال حج است و از اركان مهم آن به شمار می‌آید بنابراین در مبحث فلسفه و اسرار حج هم جایگاه ویژه ای دارد،طواف بایستی از حجرالاسود آغاز و به آن پایان یابد این ویژگی ،گویا ی چند نكته است.
الف:حجرالاسود نشانه الهی است كه از بهشت آمده و رنگ و بوی آن جهان را دارد رسول اكرم فرمود: اَلحَجرُ الاسود مِنَ الجنَّةِ ـ حجرالاسود از سنگ‌های بهشتی است.
سه سنگ از بهشت فرود آمده. حجرالاسود كه به ودیعت به ابراهیم سپرده شد مقام ابراهیم و سنگ بنی‌اسرائیل خداوند سنگ سفید به حضرت ابراهیم سپرد كه سفیدتر از كاغذ بود و در نتیجه گناهان بنی‌آدم سیاه شد. و می‌تواند به بهشت باز گردد. حجر سنگ بهشتی است كه برای آدم نازل شده تا بدان انس گیرد كه منزلگاه آدمی در بهشت است. (درسنامه اسرارحج، ص130)
ب: حركت از مبدأ و پایان به آن نمادی از اِنّا لِلّه و اِنّا الیه راجعون است (بقره آیه 46) و همچنین هُوَالْاَوَّلُ وَ اَلاَخَرُ وَ الظاهِرُ وَ الْباطِنُ وَ هُوَ بِكلِ شیءٍ عَلِیمٍ. (سوره حدید آیه 3)اول وآخرهستی وپیداوپنهان وجود،همه اوست واوبه همه امورعالم داناست.
ج: شروع از حجرالاسود ـ یادبودی از بهشت نخستین و پایان دادن به حجرالاسود بازگشت به بهشت موعود از مسیر توبه و عبودیت است.
اسرار نماز طواف
پس از این كه طواف را تمام كردی، باید پشت مقام ابراهیم كه در حال حاضر در فاصله‌ی حدود 13 متری دیوار كعبه و مقابل در خانه قرار دارد، به نماز ایستی و به نیت نماز طواف با قصد قربت و خلوص نیت و صحت قرائت و حضور قلب، دو ركعت نماز به‌جای آوری. «وَ اَتَّخَذُوا مِنْ مَقامِ اِبْراهیمَ مُصَلّی» ( بقره، آیه‌ 125)
آنچه از اسرار و حكم در نماز وجود دارد در نماز طواف نیز، مطرح است ولی نكته آن است كه نمازهای دیگر در هر مكانی خوانده شود، قبول است. ولی این نماز باید در مكان خاص به‌جا آورده شود، در غیر این‌صورت مجزی نخواهد بود. از این رو اسرار مخصوص به خود دارد. به سه نكته در این باره، اشاره می‌شود:
الف ـ این نماز به منظور شكر نعمت توفیق زیارت بیت‌الله و اظهار مراتب سپاس و خاكساری و نهایت خضوع در برابر عظمت خداوند سبحان است. مبادا به واسطه‌ی تشرف به خانه‌ی خدا، استلام حجر، دست بیعت دادن با دست خدا در زمین و نیرو گرفتن از حضرت حق دچار غرور شوی و خود را از همه برتر و بالاتر بدانی. نه، هرگز چنین مباد. هر كه هستی و هر چه هستی، حتی اگر در مقام ابراهیم خلیل الرحمن بانی كعبه و منادی توحید باشی، باز عبدی و بنده‌ی اویی. پس باید مراتب عبودیت را در بهترین شكل آن یعنی نماز، اظهار نمایی.
ب ـ باید باور داشته باشی كه توحید بدون امام حقیقت ندارد و حج بدون امامت شرك است. پس هیچ‌گاه در هیچ كاری بر امام خود پیشی مگیر. همواره پشت سر امام زمان خود قرار بگیر و از مقام امامت فاصله مگیر و عقب نمان؛ زیرا هر كس بر امام خود سبقت بگیرد یا عقب بیفتد و ملازم او نباشد، هلاك گردد. چنان‌كه در صلوات شعبانیه می‌خوانیم: «المتقدم لهم مارق و المتأخر عنهم زاهق و اللازم لهم لاحق» یعنی: كسی كه از رهبرش جلو بیفتد از دین خارج شده است. كسی كه از رهبرش عقب بیفتد و به او پشت كند، هلاك خواهد شد. كسی كه ملازم ركاب امام باشد، همواره با امام خویش خواهد بود.
ج ـ نماز طواف نزد مقام به مفهوم گام نهادن جای پای حضرت ابراهیم است. یعنی باید چون ابراهیم مشی كنی. او بت‌شكن بود و آزاد از رقیت طواغیت و تبعیت شیطان. او فانی در حق بود. از فرزندش اسماعیل گذشت. برای امتثال فرمان خدا همسر گرامی و یگانه فرزند خردسالش را در بیابانی بی‌آب و گیاه تنها گذاشت. دل به او داد و آن دو را به او سپرد.
(مناسک حج ص174)

نتیجه:
خداوند متعال همواره دوست دارد که بندگان مؤمن به صورت دسته جمعى به دیدارش آیند و در صفوف به هم فشرده و دست در دست هم و در کنار یکدیگر، رو به سوى وى آورند.
عبادت جمعى و گروهى باعث تقرّب فزونتر به خداوند متعال و مایه پذیرش بیشتر از سوى حق تعالى است. خداوند متعال مؤمنان را به طواف خانه طى روزهاى مشخص و محدودى از سال فرا مى‌خواند؛ مؤمنان در این ایام به گرد حرم جمع مى‌شوندلذابرزائربیت الله است که
مرام ابراهیم (ع)را برگزیند. با خدای خویش ارتباط برقرار كند و با خشوع و خضوع تمام، اظهار نماید؛ من می‌خواهم مانند ابراهیم خلیل (ع)باشم و او را اسوه‌ی خویش سازم. خداوندا مرا یاری فرما تا بنده‌ی تو باشم و از بردگی غیر تو آزاد گردم و جز در برابر تو، سر تسلیم و تعظیم فرود نیاورم. و چنان‌ كه حضرت ابراهیم(ع) بتهارا شکست من
پروانه وار،دورت میچرخم وبت کبروغرورحرص رامیشکنم.


منابع:
1- قرآن کریم.
2- امین،سیدمحمد(1388 ش)مناسک حج،احکام،آداب،اسرار،قم،نشرطیب،چاپ اول.
3- ابن عربی،محی الدین،(683- 560ه.ق)الفتوحات المکیه،بیروت،دارصادر.
4- آملی،سیدحیدر،(1362 ش) اسرارالشریعه و اطوارالطریقه و انوار الحقیقه، تهران،موسسه مطالعات وتحقیقات فرهنگی.
5- جوادی آملی،عبدالله،(1384 ش)جرعه ای ازصهبای حج،تهران ،مشعر،چاپ دوم.
6- شیخ صدوق،محمدابن علی ابن بابویه،(1364 ش)علل الشرایع،قم،انتشارات اسلامی.
7- فعالی،محمدتقی( 1389 ش)،درسنامه اسرارحج،تهران،موسسه مشعر،چاپ اول.
8- رضایی ها،یوسف(1376 ش) دائرة‌المعارف حج ازمیقات تا میعاد،قم،موسسه انتشارات امید،چاپ اول.
9- حافظ ابونعیم ،(1412ه.ق)حلیة الاولیاء ، مصر، موسسه السعاده .
10- خربوطلی،علی حسنی،(1411ه.ق)تاریخ الکعبه،بیروت دارلجلیل.
11- محمدی ری شهری،محمد،(1376ش)حج وعمره،قم،دارالحدیث.
12- میرزاحسین نوری،(1408 ه.ق)مستدرک الوسائل ومستنبط المسائل،قم،موسسه آل البیت لاحیاءالتراث.



[ یکشنبه 13 بهمن 1392 ] [ 08:57 ب.ظ ] [ سید مجتبی بدری ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب