تبلیغات
احباب

احباب
قالب وبلاگ
عنوان: آفات مدیریت از دیدگاه اسلام
نام و نام خانوادگی: سید مجتبی، بدری
نوع نوشته: مقاله كیفیت اثر: تألیف
موضوع: مدیریت ناشر: حوزه علمیه الامام القائم (عج)
زبان اصلی: فارسی محل نشر: تهران
عنوان به زبان اصلی: سال نشر: 1389
عنوان: آفات مدیریت از دیدگاه اسلام
نام و نام خانوادگی: سید مجتبی، بدری
نوع نوشته: مقاله كیفیت اثر: تألیف
موضوع: مدیریت ناشر: حوزه علمیه الامام القائم (عج)
زبان اصلی: فارسی محل نشر: تهران
عنوان به زبان اصلی: سال نشر: 1389
چكیده:
قال علی (ع)
یحتاج الامام الی قلب عقول ولسان قئول وجنان علی اقامه الحق صئول .
بسم الله الرحمن الرحیم

آفات مدیریت از دیدگاه اسلام
تهیه وتنظیم :سیدمجتبی بدری
قال علی (ع)
یحتاج الامام الی قلب عقول ولسان قئول وجنان علی اقامه الحق صئول .
امام علی (ع)می فرمایند :
حاکم به عنوان مدیر به سه چیز نیازمند است :
1 مغزی اندیشمند
2 زبانی گویا
3قلبی پرجرات برای اجرای حق وحقیقت



جایگاه مدیریت در اسلام

مسند مدیریت یک فرصتی است مناسب که برای انسان که در طول عمرش فراهم می گردد زمینه
خدمتگذاری رابرای او در این جایگاه فراهم می کند که بتواند در این مسئولیت خدمت کند.
اسلام جایگاه اسلام جایگاه مدیریت رادر درنظام اسلامی جایگاهی مقدسمی داند واین جایگاه خطیر رابرای انسانها ی صالح وشایسته قراداده است .لذا افرادی می توانند دراین مسئولیت پذیرفته شوند که دارای ویژگیهای خاصی باشند درواقع می توانیمبگوییم که همه انبیاءواولیاءمدیران جامعه زمان خودشان بودند .در مدیریت اسلامی مهمترین ارکان مدیریتی رادرسه رکن می توان خلاصه کرد که اصول مدیریت اسلامی است.
1- ایمان
2- دانش و آگاهی
3- کفایت
یک مدیراگر این سه رکندر وجود ش بشد مسند مدیریت را در جایگاه خدمت خواهد دانست نه حکومت .مدیریت را امانت خواهد دانست نه جای فخرو خود پسندی .
از نظر اسلام مدیریت امانتی است ککه به مدیر سپرده می شود و او باید از این مقام که بعنوان امانت دردست دارد شدیداٌ مراقبت نماید و امانت را طبقمعیارهایش امانت دار باشد .خداوند میفرماید ان الله یامرکم ان توادو اللمانات الی اهلها .
لذا با تمام وجود تلاش وسعی در خدمت رسانی را دارد ومصداقفرمایش حضرت علی (ع)می شود که فرمودند (( الفرصت تمر السحاب فانتهزوا فرص الخیر ))
فرصتها مانند ابرها در کذر هستند و فرصت های خوب هم همین گونه هست لذا فرصت خدمت گذاری همیشه فراهم نخواهد بود.
لذا حضرت علی (ع) فرصتهای نیک را غنیمت بشمارید و از آن استفاده کنید چون همیشه این فرصت ها نخواهد بود. ویک مدیر همیشه مدیر نخواهد بود .همیشه این موقعیت برایش فراهم نخواهد شد پس حال که این مسئولیت واین فرصت برایش فراهم شده خوب است از تمام امکانات مادی و معنوی که در اختیار دارد در جهت سعادت و خدمت به دیگران بکار گیرد.ونام خدمت گذار صادق ونیک برای خود بگذارد و اگر از این فرصت استفاده نکند بعد پشیمان و متاثر خواهد شد واما اگر مسند مدیریت را جایگاه افتخار و نردبان نخوت وخود پسندی قرار دهد مصداق فرمایش امام صادق علیه السلام خواهد بود که فرمود :من طلب الرئا سه هلک .این گونه مدیران هیچ موقع قادربه خدمت نخواهد بود.
مردی خدمت امام هشتم علیه السلام درباره شخصی که مدیریت را وسیله خودخواهی خویش می دانست سخنی به میان آورد وعرض کرد او در مسند مدیریت ریاست را دوست داردنه خدمت را .حضرت (ع)فرمود :چنین ریاستی برای دیانت واعتقاد مسلمان زیانبارتراز این است که دو گرگ گرسنه درمیان گله گوسفندی بیفتد که چوپان نداشته باشد.لذا در این بخش عواملی که می توانند آفت مدیریت باشد به طور اختصار بیان می شود .
1-خود پسندی
ریشه بسیاری از صفات زشت نفسانی ((خود پسندی ))است وآنان که به بیماریه خود پسندی مبتلا هستند بر لب لغزشگاهی قرار دهندکه ممکن است بایک تعریف چاپلوسانه ویا یک پیشنهادخیر خواهانه از مسیر حق وعدل خارج شود.منشاء(عجب)وخود پسندی معمولاجهل ونادانی است وچون انسان خود پسند به فقر ذاتی ونیازمندی های فراوان خود واقف نیست کردار .گفتارخود رابزرگ می شمارد وبه وادی وحشتناک خود پسندی کشیده می شود علی علیه السلام می فرماید :اعجاب المرءبنفسه دلیل علی ضعف عقله *1.خود پسندی انسان نشانه ای است برکم خردی او .امام صادق علیه السلام فرمود عجب وخود پسندی گیاهی است که بذر آن کفر وزمین آن نفاق وآب آن عصیان وشاخه های آن حهل وگیاهش گمراهی ومیوه اش دوری از رحمت خداوند وخلود در آتش است .پس هر کس این صفت زشت خودپسندی رابرگزیند تخم کفرراافشانده ونفاق رازراعت کرده وطبعا ثمره آن همان دوری از رحمت خداوندوعذاب جهنم است را می چیند *2
مدیر باید پیش از هرچیزی به سلاح اندیشه وبینش تند وتیز مسلح باشد تا بتواند مسئولیت خویش رابا جامعیت فکری بیشتر در مسند مدیریت که جنبه هدایت ورهبری دارد به پایان ببرد ولی آنچه که تیغ تفکر راکند ودرخشش ذهن را تیره می سازد بیماری خود پسندی است که علی علیه السلام وصیت خود به امام حسن مجتبی علیه السلام خود پسندی را آفت اندیشه دانسته ومی فرماید :واعلم ان الاعجاب ضدالثواب وآفه الالباب *3 فرزندم خودپسندی ضد درست اندیشی وآفت اندیشه هاست از عوارض بد خود پسندی این است که قدرت پذیرش انتقاد را از انسان سلب می کند ومدیر خود پسندی هرگز توان تحمل انتقاد راندارد وعلت این امر هم روشن است .زیرا خود پسندی دلیل بر از خود راضی بودن .بزرگ انگاشتن شخص است ولی انتقاد نشانه ضعف وکمال نبودن وضع موجود را اعلام می کند .بنابراین خود پسندی نمی تواند به ضعف خود اعتراض نماید مدیران باید تواضع رااز شخصیتی چون علی علیه السلام بیاموزندکه با همه منزلت علمی وعملی می فرماید :فلا تکفوا عن مقاله بحق او مشوره بعدل *4 (از بیان سخن حق واظهار نظرعادلانه دریغ نورزید .)
2-موقعیت ناشناسی
یکی از آفت مدیریت ((موقعیت ناشناسی ))است.
از جمله آفاتی که مدیریت رااز پای در می آورد واورا دراجرا وپیشرفت کارها با شکست روبرو می سازد ((موقعیت ناشناسی ))است مدیری که در انجام کارها قدرت تشخیص موقعیت ها را نداشته باشد صرفنظر از اینکه موقعیتی در مدیریت به دست نخواهد آمد بلکه استعداد ها وامکانات موجود را هم ازبین خواهد برد.در اینباره پیامبر گرامی اسلا م (ص)فرمود ه است الامور مرهونه باوقاتها. *5کارها در گرو زمان خود است.
مدیرانی که موقعیت ناشناسند ودر انجام کارها پیش از فرارسیدن زمان آن با عجله دست به اقدام میزنند ویا آن قدر حوصله به خرج داده وکند حرکت می کنند که وقت آن می گذرد هر گز نمی توانندمدیران مفید وموثر باشند .اینان معمولا میوه را نارس می چینند ویا آن قدر صبر می نماید که بگندد وطبیعی است که چنین میوه ای در هر دو صورت قابل استفاده نخواهد بود چنان که حضرت علی علیه السلام فرمود پیش از رسیدن زمان مناسب در کارها شتاب می کند که پشیمان خواهید شد وزیاد هو حوصله به خرج ندهید که دلگیر می شوید.*6
آ ن روز که مالک اشتر از طرف علی (ع )عازم مصر بود تا مدیریت تشکیلات حکومتی را در آن کشور پهناور بر عهده بگیرد نیاز به این تذکر داشت که مدیر باید ظرف زمانی مناسب را برای انجام کارها به خوبی بشناسد وبه همین خاطر بود که علی علیه السلام هشدار لازم را در این باره به مالک اشتر می دهد ومی گوید :وایاک والعجله بالامور قبل اوانها فضع کل امر موضعه واوقع کل عمل موقعه .ای کالک بپرهیز از عجله وشتابزدگی در کارها پیش از آنکه وقت آن فرا رسد پس هر چیز ی رادر جای خود بگذارد وهر عملی را در وقت انجام بده .

3-افزون خواهی

از دیگر آفات مدیریت افزون خواهی است افزون خواهی که ریشه در خود برتر بینی دارد وهمچنین خود پسندی می تواند در اندک مدتی مدیر رااز مسئله مدیریت به زیر اندازد وزمینه انحطاط را درتشکیلات به وجود آورد .
آنان که مبتلا به بیماری افزون خواهی هستند خودرا برتر وبالاتر از دیگران به حساب می آورند ودر برخورد های مختلف با ضوابط وافراد حق بیشتری رااز آنچه که قانون معین کرده است می طلبند ثمره چنین بینشی جز بی عدالتی وستمگری نمی باشد زیرا موقعیت فرضی وشخصیت خیالی را که افزون برای خود قائلند با عث می گردد تا به عنوان یک حق حقوق دیگران را پایمال می کنند .
هر گاه روحیه افزون خواهی در مدیر به وجود آید در استفاده از امکانات مادی ومعنوی زیاده طلبی کند باید پذیرفت که بزرگترین آفت دامن گیر مدیریت شده است .
مولای متقیان حضرت علی علیه السلام درفرازی ازعهد نامه خود به مالک اشتر توصیه می کند که در پست مدیریت افزون خواه نباشد ونماینده خود راازابتلای به این بیماری شدیدا بر حذرمی دارد وومی گوید :وایاک والاستئثار بما الناس فیه سوائ وینتصف منک المظلوم .
بپرهیز از به خود اختصاص دادن آنچه را که همه مردم نسبت به آن حقی مساوی دارند وبپرهیز از اینکه خود را به غفلت ونادانی بزنی ودر آنجا که باید توجه به موضوع داشته باشی تغافل کنی وبه ویژه ازآن اموری که برای همه چشم ها آشکارشده است .پس آنچه را که برپایه افزون خواهی از دیگران به ستم گرفته ای به نفع دیگری از تو گرفته خواهد شد.وبه زودی پرده ها از روی کارهای تو به کناری زده می شود وحقایق پشت پرده کشف می گردد وحق مظلوم راازتو می ستانند خسارتهایی که از ناحیه مدیریت آلوده به بیماری افزون خواهی براسلام ومسلمین وارد آمده است چیزی نیست که بتوان آن را در چند سطر ویا درچند صفحه بیان کرد یک زبان خواهد به پهنای فلک تا حدیث مفصل این قوم فرصت طلب وکج اندیش را باز گوید .
مدیرت امروز جهانی که بیشتر دست قدرت های استعمارگر است مبتلا به این بیماری خطرناک می باشد وریشه بسیاری از گرفتاریهای بشریت در جهان ما زائیده روحیه مدیریتهای خود خواه وزیاده طلب است .مدیریتی که انسانیت را قربانی مطامع خود ساخته وهمانند دیوانه ای به اب وآتش می زند تا بلکه روح حریص وتشنه خود راسیراب نماید ولی آب شور دریا هرگز رفع عطش نکرده است .
4-افزن گویی
از آفات دیگر که می توانددر بی اعتبار کردن مدیریت وتشکیلات وابسته به آن نقش موثریداشته باشد افزون گویی است .این خصیصه زشت که گاهی از حس خودنمایی وگاهی از روحیه های متملق وچاپلوسانه سر چشمه می گیرد نماینگر باطنی پلید وطبعی سخیف می باشد
حضرت علی علیه السلام می فرماید :التناءباکثر من الاستحقاق ملق تعریف وتمجید دیگران بیش ازحد شایستگی تملق وچاپلوسی است .پیامبر گرامی اسلام(ص) می فرماید :آنگاه که نالایق فاسقی تمجید گرددعرش خدا وند به لرزه در می آید وپروردگار عالمیان خشمناک می شود .افزون گویی در همه ابعاد چه مثبت وچه منفی مورد نفرت اولیاءاسلام قرار گرفته است .مدیرانی که به هنگام دادن گزارش برای جلب رضایت مقامات فوق آمار کارهای خودرا درکمیت وکیفیت بیش از آنچه که هست بالا می برندنه تنها مسئولان بالارادربرنامه ریزی وقضاوتها به اشتباه می اندازند بلکه ضربه جبران ناپذیری به حقوق مردم وارد می آورند ودر نظر اخلاقی فرهنگ دروغ وتزویر وچاپولوسی را گسترش داده ودر نتیجه این جلوه گری غیر واقعی اعتماد ها.اطمینان ها را نسبت به دستگاههاومدیریتها سلب می کنند .امام علی علیه السلام به نماینده خود که باید یک منطقه وسیعی از کشور اسلامی را برعهده بگیرد چنین فرمان می دهد :وایاک والتزید فیما کان من فعلک فان المن یبطل الاحسان والتزید تذهب بنور الحق .
وای مالک بپرهیزازاینکه درگزارشات کارها وانعکاس فعالیت های خود افزون گویی نمایی وبیش از آنچه که هست به حساب آری زیرا افزون گویی روشنایی حقیقت راازبین می برد به تعبیر امبرالمومنین علیه السلام :افزون گویی قبل از هر چیزآفت حقیقت است ومدیر با افزون گویی خود حقیقت را قربانی می کند وزمینه انحرافی عمیق رادر دستگاه های ارزیابی به وجود می آورد .
5-آفت جدایی ازمردم
برای بعضی از مدیران مسند مدیریت به منزله حصاری است که بین آنها ومردم کشیده می شود وبه جای حلقه های ارتباط واتصال حفره هاوخندق های وحشتناکی درمیان میدریت ومردم به وجود می آید .پی آمدهای سوئی که ازاین حالت به دنبال دارد این است که قضاوتها واظهار نظرها در حوزه مدیریت تاحد زیادی اعتبار خودراازدست خواهد داد. زیرا درچنین فضایی تصمیم ها بدون آگاهی از واقعیتها ی موجود گرفته می شود وراه رابراییک انحراف در متن تشکیلات به وجود خواهد آورد.
بنابراین هرگاه مقام مدیریت به صورت حجابی بین مدیرومردم درآمد آفتی بزرگ دامنگیر آن تشکیلات خواهد شدلذادر نظام اسلامی که مدیریت از مکتب نیرو می گیرد بر پایه اخلاق می چرخد هرگز به مدیری اجازه چنین حصر وحجابی را نمی دهد وبا توصیه های مکررومراقبتهای ایمانی واخلاقی سعی بر این است تا مردم رابازوی پرتوانی برای مدیر ومدیر راخدمتگذاری برای مردم قرارداده وروابط این دورا همانند دوبازوبرای یک تن همراه با عواطف انسانی واخوت ایمانی تنظیم نماید.
دراسلام رابطه نزدیک مدیربا مردم نه بعنوان یک موضوع تشریفاتی وتبلیغاتی آن هم با اندیشه های پست سودجویانه وفرصت طلبانه مطرح می شود بلکه به عنوان یک حق وتکلیف شرعی مدنظر قرار می گیرد چنانکه مولای متقیان حضرت علی علیه السلام این رابطه متقابل رادربیان شیوا وشیرین خود را این طور ترسیم نموده است:
ایها الناس ان لیس علیکم حقا ولکم علی حق فاما حقکم ...........والطاعه
ای مردم مرا برشما حقی است وشمارابرمن حقی است اما حق شمابرمن آن است که ازنصیحت وخیر خواهی نسبت به شما دریغ نورزم وحقوق شما راازبیت المال به شما پرداختنمایم وشما را تحت تعلیم قرار دهم تا در جهل ونادانی نمانید .وتربیتتان کنم تا به دانش وآگاهی دست یابید واما حقی که من برشمادارم این است که دربیعت وتعهد خویش وفادار باشید وخیرخواهی ودوستی رادرآشکار ونهان به من ازدست ندهیدوچون شمارابرای کاری فراخواندم اجابت کنید وآنگاه که فرمانتان دادم اطاعت نمائید .درنامه ای به والی حجاز می نویسد واورادربرقراری رابطه با مردم چنین سفارش می کند :
واجلس لهم العصرین فانت المستفتی علم الجاهل وذاکر العالم ولایکن لک الی الناس سفیر الا لسانک والاحاجب الاوجهک .
هر صبح وعصر برای رسیدگی به امور مردم بنشین وپرسشهای آنان راخود شخصا جوابگو باش وبااین کار نادان راآگاه کن وباآگاه مذاکره بنما وجززبانت واسطه ای وبه غیر ازچهره ات حجابی بین خود ومردم قرارمده .
گناه جدایی ازمردم درپیشگاه خداوند آن قدربزرگ است که پیامبر عالیقدراسلام (ص)تنفر وانزجار خویش رااز مدیرانی که دربه روی بی چارگان وگرفتاران می بندنداین گونه ابراز می دارند:
من ولی من امر المسلمین ثم اغلق بابه دون المسکین والمظلوم وذی الحاجه اغلق الله ابواب رحمته دون حاجته .
کسی که در مسئولیت کارگشاییمسلمانان دربه روی بی چاره وستمدیده وحاجتمندی ببنددخداوندنیز به هنگام حاجتمندیشدرهای رحمت خودرابه رویش می بندد..
6-عدم دقت در کارها
از دیگر آفات مدیریت بی دقتی درکارهاست .زیرا آن مدیری که در انجام کارها دارای روحیه منظم ودقت کافی نیست ومعمولا به ظاهر سازی وتصنع کاری کشیده می شود به بیماری کشنده ای مبتلا می باشد که همه امکانات سازمان وحیثیت مدیریت رادر معرض نابودی قرار می دهد .
به پیامبر (ص)خبر دادند که سعد ابن معاذ ازدنیا رفته است آن حضرت درمراسم کفن ودفن اوشرکت کرد ووقتی بدن دوست متعهد خودرادر قبر نهاد وبااستحکام هرچه بیشتر مسدود نمود سپس فرمود می دانم که این گور وآنچه در درون دارد فرسوده می شود ومی پوسد :ولاکن الله یحب عبدا اذا عمل عملا حکمه .
ولکن خدا آن بنده ای را دوست می دارد که چون کاری انجام دهد آن را بادقت واستواری به پایان برد.در جای دیگر پیلمبر گرامی اسلام (ص)به ابن مسعود که یکی ازیارانش بود این گونه توصیه می کند :که ای ابن مسعود آنگاه که برای انجام کاری خودراآماده می کنی آن کاررابادانش واندیشه انجام بده وبپرهیز ازاینکه کارهارابدون دقت وآگاهی انجام دهی زیرا خداوند بزرگ می گوید درکارها همانند آن زنی نباشید
که رشته خودرا پس ازتابیدن پنبه می کند .
مدیری که بابی دقتی همه امکانات رامصرف نموده ونتیجه کاررابه شکل مطلوب عرضه نکرده است حداقل اگر مجازات هم نشود باید از همه آنان که به نحوی در انجام کار شرکت داشته اند عذر خواهی کند وعذر خواهی هایی که دراثر سهل انگاری انجام شود نه تنها به تخریب وتحقیر روحیه می اجامد بلکه پایه های مدیریت رادردید وبینش دیگران سخت متزلزل می سازد .
حضرت علی علیه السلام درجاههای متعددومناسبتهای گوناگون به آفت بی دقتی در کارها توجه داده است وثمره نسنجیده عمل کردن راعذر خواهان شکننده ازپی آمدهای این گونه عذر خواهی ها هم بی اعتباری وتزلزلدر مدیریت می داند ولذا به قثم ابن عباس که به عنوان فرماندارمدیریت منطقه مکه رابه عهده داشت می نویسد :ایاک وما نتعذرمنه .مبادا دراثر بی دقتی کاری انجام دهی که به عذر خواهی بکشد .
اجبار وتحکم
مدیریت درنظام اسلامی تلاشی است مقدس که به خاطر خدمت به مردم ورفع مشکلات بندگان خدا انجام می گیردودربینش اسلامی خدمت کردن به خلق خدا ازبزرگترین عبادات به حساب می آید ولذامدیر باید ازهرگونه حرکتی که موجبات سقوط وپوچی عبادت رافراهم می کند خودداری نماید .هماطور که یک مدیر اسلامی خود باانگیزه الهی وقصد پاک انجام وظیفه می کند باید انگیزه خداجویی ومردم خواهی رادرهمکارانش نیز به وجود آورد بلکه مدیر می تواند ازشیوه های دوستانه ومهربانه استفاده کند وبه اصطلاح روابط انسانی رابا روابط خشک قانونی در آمیزد واز همکارانش بدون انگیزه هایی چون ترس ویا طمع مسئولیت بخواهد .قران مجید بیشترین سعی وتلاش رادر این زمینه دارد تاچنین روحیه ای رادرذهن ودل انسانها به وجود آورد .اعملواآل داودشکرا وقلیل من عبادتی الشکور ای آل داودفعالیت وکارشما باید براساس سپاسگذاری باشد ونه به خاطر انگیزه های دیگری چون ترس وطمع *7
تجربه این معنا را ثابت کرده است که هیچ مدیری نتوانسته است ازطریق اعمال قدرت وحاکمیت اجبار در پیشرفت کارها به آن کیفیت مطلوب دست یابد هرچند که درمواردی توسل به زور وقدرت کارسازبوده است ولی عواقب کاروپی آمدهای روحی وروانی آن به کیفیت محصول کار ونیروهای اداره کننده ضربه های جبران ناپذیری وارد آورده است وحضرت علی علیه السلام می فرماید :ازتحکم وزور گویی بربندگان خدا بپرهیزیدزیرا خداوند هر زور گو وگردنکشی را درهم می شکند .
اجبار وتحکم در حوزه مدیریت عمل کور محسوب می شود وچنین عملی با شوق درونی اخلاق باطنی وفطرت انسانی ناسازگار است زیرا این گونه موضع گیریها وبرخوردهای متجبرانه دل را می میراند وروح را افسرده می کند وشیرازه وحدت وصمیمیت را که ازشرایطاساسی موفقیت در تشکیلات به حساب می آیداز بین می برد .
از امیرالمومنین علیه السلام می فرماید :فان القلب اذااکره عمی .هر گاه دل ازروی اجبار واکراه به انجام کاری وارد شود کور می گردد.
لذا می بینیم که وقتی علی علیه السلام نماینده خود جناب مالک اشتر رادر مسندمدیریت سرزمین مصر قرارمی دهید نماینده خودرابه این نکات حساس توجه می دهدکه اجبار واکراه دلها را می میراند ومدیررادر مسیر هدف باناکامی وشکست روبرو می کند :لا تقولن انی مومر امر فاطاع فان ذالک ادغال فی القلب ومنهکه للدین وتقرب من الغیر .
نباید بگویی من مامورم ومدیر فرمان می دهم پس باید فرمان مرا متابعت کنید واین شیوه مغرورانه باعث می شود تا دل فاسد ودین بی حرمت ونعمت زایل گردد.مدیری که فکر می کند با شیوه های مستبدانه نه تنها کلیه امکانات را تلف خواهد کرد بلکه کاروان تشکیلات رابه کعبه مقصود نخواهد رساند .
حال که خداوند به ما توفیق خدمتگذاری رادر مسند مدیریت داده است امیدواریم با توکل بر خدای بزرگ وبا توجه وسفارشات اولیاءخدا وائمه معصومین علیهم السلام وضیفه سنگین مدیریتی خودمان را درجامعه اسلامی به نحجو مطلوب انجام دهیم وسعادت دارین رابرای خودمان ودیگران فراهم نماییم واز مدرران خوشنام وصادق وخدمتگذارمحسوب گردیم ...انشاءالله .

منابع

1-نهج البلاغه حکمت 184
2-المحجه البیضاءج6ص275
3-نهج البلاغه نامه 31
4همان خطبه 207
5-بحارالانوار 77-165
6-تحفالعقول ص80
7-فران س نباء آیه 13
تهیه وتنظیم :سیدمجتبی بدری
سال 1389

www.Beseh-Rohani.ir




[ یکشنبه 13 بهمن 1392 ] [ 09:02 ب.ظ ] [ سید مجتبی بدری ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب