تبلیغات
احباب

احباب
قالب وبلاگ
عنوان: پیامدهای عاشورا
نام و نام خانوادگی: سید مجتبی، بدری
نوع نوشته: مقاله كیفیت اثر: تألیف
موضوع: پیامدهای عاشورا ناشر: سید مجتبی بدری
زبان اصلی: فارسی محل نشر: تهران
عنوان به زبان اصلی: سال نشر: 1388
عنوان: پیامدهای عاشورا
نام و نام خانوادگی: سید مجتبی، بدری
نوع نوشته: مقاله كیفیت اثر: تألیف
موضوع: پیامدهای عاشورا ناشر: سید مجتبی بدری
زبان اصلی: فارسی محل نشر: تهران
عنوان به زبان اصلی: سال نشر: 1388
چكیده:
قال رسول الله:ان لیقتل الحسین حرارة فی قلوب ا لموءمنین لاتبرد ابداً
به یقین شهادت امام حسین علیه السلام حرارتی دردل موءمنان ایجاد خواهد كردكه هرگز خاموش نخواهد شد .(مستدرك الوسائل ج10ص318 )

پیامدهای عاشورا

قال رسول الله:ان لیقتل الحسین حرارة فی قلوب ا لموءمنین لاتبرد ابداً
به یقین شهادت امام حسین علیه السلام حرارتی دردل موءمنان ایجاد خواهد كردكه هرگز خاموش نخواهد شد .(مستدرك الوسائل ج10ص318 )

رمز بقائ مكتب تشیع سه فرهنگ است :
1-فرهنگ غدیر خم اتصال امر امامت به رسالت وادامه راه انبیاءوپیامبران .
2-فرهنگ انتظاركه انسان رابه یك آینده درخشان نوید می دهد.
3-فرهنگ عاشورا كه درس ایثارگری ووفاداری ومبارزه با ظلم وستم وعدالت خواهی .شجاعت رابه انسان می دهد.لذاواقعه عاشورامؤثرترین رویدادهادرجهان بوده است وهیچ انقلابی به این اندازه مؤثردرجوامع بشری نبوده است كه اززمان وقوع آن تا حال قریب به هزاروچهارصد سال ازآن می گذردنه اینكه فراموش نشده است بلكه هر سال نوتر بانشاط تروباپیامهای جدیدتروحماسی برگزار می گردد.كه همه ساله دوست داران اعل البیت علیهم السلام درس های حماسی ظلم ستیزی ایثار مقاومت شجاعت وانسانیت ازفرهنگ عاشورا می آموزندوهیچ مردمی مانند شیعه با نشاط وزنده درمیان فرق اسلامی وغیر اسلامی پیدا نمی كنیم وحتی غیر مسلمان نیز از عاشوردرس مبارزه شهامت وشجاعت آموخته وسرور شهیدان راالگوواسوه خوددرمبارزه باظلم وستم قرارداده اند.
ماربین مورخ آلمانی دركتاب سیاست اسلامی می گوید:من معتقدم رمزبقاءوپیشرفت اسلام وتكامل مسلمانان به سبب شهید شدن حسین (ع)وآن رویداد غم انگیز می باشد .ویقین دارم كه سیاست عاقلانه مسلمانان واجرای برنامه های زندگی ساز آنان به واسطه عزاداری حسین (ع)بوده است .(كتاب عزاداری حسین بن علی (ع)ص109)
همین مورخ آلمانی دربخش دیگری ازكتابش می گوید:هیچ چیز مانندعزاداری حسینی نتوانسته بیداری سیاسی درمسلمانان ایجاد كند .
یكی ازامتیازات حماسه بزرگ عاشورا تأثیر گذاری آن درافكار عمومی مسلمانان بلكه آزادمردان جهان درطول تاریخ است .
به جرأت می توان گفت كه این بعد از قیام عاشورا در طول تاریخ بی نظیر است .یعنی نمی توان قیام ونهضتی رادرعالم پیداكردكه تااین اندازه الگوواسوه آزادمردان وسبب حركت وجوشش مبارزان دربرابرظالمان وستمگران آن هم اززمان وقوع حادثه تاعصر حاضرباشد .
به تعبیر دیگر:این نهضت یك نهضت فرازمانی وفرامكانی است.نفوذ نهضت عاشورا در طول وعرض وعمق شگفت آور است .(طول زمان عرض وگسره جغرافیایی زمین وعمق ونفوذ ژرف آن درجان آزادگان جهان .)
به یقین كمتر نهضتی راهمانند نهضت حسینی (ع)می توان یافت كه ازهمان روز شكست فاتح وپیروز باشد وازهمان روز مغلوب شدن غالب گرددوازهمان ساعت كه دشمن كار مخالف خودراتمام شده می دید كار خودش به پایان رسیده باشد.
توماس كارلایل می نویسد :بهترین درسی كه ازتراژدی كربلامی گیریم این است كه حسین (ع)ویارانش ایمان استواربه خداداشتند .آنها باعمل خود روشن كردندكه تفوّق عدددرجای كه حق باباطل روبرو می شود اهمیت ندارد وپیروزی حسین (ع)با وجود اقلیتی كه داشت باعث شگفتی من است .
كشتن این پاك مردان نه تنها كمكی به تثبیت حكومت فرزندان ابوسفیان نكرد بلكه در سقوط آنان تسریع نمود وسرنگونی آنان راشتاب فزاینده ای بخشید .
اعتراضات فردی گروهی مردم وقیام های خونین پس ازعاشورا همگی از قدرت تأثیر گذاری این انقلاب خونین وپیروزی واقعی عاشورییا ن حكایت دارد.
عباس محمود عقّادنویسنده معاصر مصری می نویسد :یزیدرادرداستان كربلا برنده مطلق وكامیاب وپیروز برحریف خویش می بینم وحسین(ع)رادر آن روزبرعكس مغلوب وشكست خورده می نگریم ولی پس از مدت كوتاهی علائم ونشانه ها با وضع شگفت آوری جابجا می شود ودركفه های سنجش دگرگونی حیرت آوری پدیدار می گرددتا آنجا كه كفه زیرین برفراز آسمان می رود ووكفه فرازمند به زمین فرود می آید وشگفتاكه این حقیقت به قدری روشن وآشكار است كه جای هیچ سخنی رادر تشخیص كفه های سودوزیان برای هیچ نظاره گری باقی نمی گزارد .

از جلوه های دیگر نفوذ وتأثیر این حادثه غم انگیز آن است ك پس ازقرنها ملیونها علاقمند به آن حضرت هرسال درایام محرم وبه خصوص در تاسوعا وعاشورای حسینی (ع)به عزاداری برای آن حضرت ویارانش وتجلیل وتكریم ازآنان می پردازندودراینراه هزینه های سنگینی می كنندوزحمات ورنجهارابه جان می خرند وكودك وجوان وپیر زن ومرد مشتاقانه به راه اقامه هرچه باشكوه تر عزای حسینی (ع)برمی خیزند .
دشمنت كشت ولی نور تو خاموش نگشت
آری آن جلوه كه فانی نشود نور خداست
قیام عاشورا علاوه برآنكه به احیای دین خدا كمك كرد وموجب رشد وشكوفاییدرخت اسلام شد باعث بیداری امت اسلامی گشت وروح شهادت طلب وشجاعت رادرمسلمانان دمید ودرس فداكاری وایثار را به بشر آموخت ودستگاه خلافت اموی راباخطرات جدی روبرو ساخت وسبب قیامها ونهضتهای خونین گردید كه در كوتاه مدت به سقوط خلافت آل ابوسفیان ودر درازمدت به برچیده شدن خلافت بنی امیه انجامید به گفته شاعر:
بهر حق درخاك وخون غلتیده شد تابنای كفر از آن برچیده شد
خون اوتفسیر این اســـــــــرار كرد ملت خوابیده را بیـــــداركرد
اضافه براین حادثه كربلا در طول تاریخ به یك الگو وسر مشق بزرگ تبدیل شد وشیوه مبارزه رابرای آزادگان جهان به ویژه مسلمانان مبارز نشأددادامام باخون سرخش مكتبی را برای آزادگان جهان بنا نهادكه مسأله مرگ وشهادت راامری ساده بلكه افتخارآمیز كرد.آثار وپیامدهای قیام عاشورا گسترده عمیق وچند جانبه است كه ما دراین بخش سه اثر مهم آن رامورد تحلیل وبرسی قرارمی دهیم

احیای اسلام وآیین حق
دستگاه خلافت اموی تصور می كرد كه باكشتن امام حسین علیه السلام ویارانش آن هم در نهایت قساوت وبی رحمی واسارت زنان وكودكانش به هدف خویش رسیده ونتیجه مطلوب رابه دست آورده است .به گمان خویش هم توانسته است دشمن شماره یك خودراازسرراه بردارد وهم ازدیگران زهر چشمی بگیردتاهیچ كس بنای مخالفت با حكومت اورادرسرنپروراند .
یزیدیان كه پس ازحادثه عاشورا ازپیروزی خیالی خود سرمست ومغروربودند سخنانی برزبان جاری ساختند ورفتارهایی از خود بروزدادندكه به افشای ماهیت ونیات شوم آنان كمك كرد.آنان كه گمان داشتند باكشتن امام حسین علیه السلام واسارت خانواده اوبه پیروزی بزرگی نایل شده اندوآخرین نقطه مقاومت رادرخاندان پیامبر (ص)در هم كوبیدندبرای آن كه پیروزی خیالی خودرا به رخ همگان بكشانندومستی وسرور خودرا تكمیل كنند به اقدامات نابخردانه وجاهلانه ای دست زدند كه شادمانی زودگذرآنان رابه مصیبت وماتم دائمی تبدیل كرد.
آذین بندی شهرهایی چون كوفه ودمشق برپاكردن مجالس سرود وشادی توأم بارقص وشراب وپایکوبی به زنجیر بستن نوادگان پیامبر(ص )وگرداندن آنان درمیان مردم درهیئت اسیران جنگی تازیانه به اطفال بیگناه برسرنیزه کردن سرهای شهیدان سرفرازکربلا وزدن چوب خیزران برلب ودندن امام (ع) و...ازجمله کارهایی بود که به منظورتحقیر اسیران وزهره چشم گرفتن ازدیگران ازبنی امیه بروز کرد.ولی تمام این اعمال تیر خلاصی بود برقلب پلیددستگاه اموی به گونه ای که شادمانی زود گذر آنان تبدیل به کابوس وحشتناکی شد ولحظه ای آنان رارها نساخت . درواقع بنی امیه هنوز طعم پیروزی رامضمضه نکرده بود که تلخی آن رادرسراسر وجود پست وپلید خوداحساس کردند .آنان درحالی که سرمست ازباده پیروزی خیالی بودند تصریح کردند که انتقام خودراازرسول خدا(ص)واسلام گرفته ان وتصور می کردندبه اهداف خویش که بازگشت به عصرجاهلیت بود نزدیک شده اند.ولی درواقع همه این تلاشها تیشه ای بود که به ریشه ناپاک دستگاه اموی واردمی شد.
شهادت امام حسین علیه السلام ویاران پاکبازش به احیای مکتب محمدی صلی الله علیه وآله کمک کرد وخون پاک اباعبدالله علیه السلام درخت اسلام راآبیاری نمود وبه رشد وبالندگی امت اسلامی وبیداری مسلمانان انجامید .
امام صادق علیه السلام می فرماید:پس از شهادت امام حسین علیه ا لسلام هنگامی که ابراهیم بن طلحه در مدینه باامام علی ابن الحسین علیه السلام روبرو شد ازروی طعنه گفت :یاعلی بن الحسین علیه السلام من غلب ؟یعنی دراین نبرد چه کسی پیروزشد ؟
امام چهارم علیه السلام فرمودند:اذاأردت ان تعلم من غلب ودخل وقت الصلاه فاذن واقم
اگر می خواهی بدانی پیروزی وغلبه با چه کسی بود به هنگام فرارسیدن وقت نماز اذان واقامه بگو *1
امام بااین پاسخ به او فهماند که هدف یزید محو اسلام ونام رسول خدا(ص)بود ولی همچنان لااله الاالله ومحمد رسول الله بر مأذنه ها می پیچد ومسلمانان در همه جا حتی درشام وپایتخت سلطنت یزید به یگانگی خدا ورسالت محمد صلوات الله علیه گواهی می دهند .
مسیو باربین آلمانی می گوید :حسین علیه السلام باقربانی کردن عزیزترین افراد خود بااثبات مظلومیت وحقانیت خودبه دنیا درس فداکاری وجان بازی آموخت ونام اسلام واسلامیان رادرتاریخ ثبت ودرعالم بلند آوازه ساخت واگر چنین حادثه ای پیش نیامده بود قطعا اسلام به حالت کنونی باقی نمی ماند وممکن بود اسلام واسلامیان محوونابود گردند.*2
حدیث معروف نبوی (ص)که فرمود :حسین منی وانا من حسین حسین ازمن است ومن از حسینم محقق گردید حسین (ع)از رسول خداست چراکه فرزند دختر او حضرت فاطمه زهرا (س)است ولی رسول خدا (ص )فرمود من از حسینم .بدین معنا که حسین علیه السلام آیین مرا احیا می کند .از این جهت خودم رااز حسین می دانم .
به صراحت می توان گفت :قیام امام حسین علیه السلام نه تنها آیین پیامبر بزرگ اسلام (ص)را نجات داد بلکه محو اهداف رسالت سایر انبیاءنیز جلوگیری کرد .چراکه رسول خدا (ص)کامل کننده رسالت پیامبران گذشته وخاتم رسولان ودین اوخاتم ادیان بود .گویا تلاشهای همه انبیای گذشته مقدمه ای بود برای ظهور پیامبر خاتم وسپردن پرچم هدایت بشری به دست آن حضرت تادامنه قیامت .می دانیم این آیین که خاتم ادیان الهی بود در عصر حکومت معاویه ویزید مورد تهدید قرار گرفت به ویژه پیامبر اسلام (ص )به فراموشی سپرده شود .درچنین شرایطی شهادت امام حسین علیه السلام به احیای آیین خدا کمک کرد ودرخت توحید ونبوت را طراوت وسرسبزی تازه ای بخشید .
وشاید به همین دلیل درزیارت وارث نه تنها امام حسین علیه السلام وارث پیامبر اسلام بلکه وارث انبیای بزرگی همچون حضرت آدم علیه السلام وحضرت نوح علیه السلام وحضرت ابراهیم علیه السلام حضرت موسی علیه السلام وحضرت عیسی علیه السلام نامیده شده است .گویا حسین علیه السلام همچون گلابی است که ازگلهای متعدد گلستان توحید ونبوت گرفته شده .بوی همه انبیای گذشته راداردووارث همه آنهاست .
الگو سازی برای آزادگان
هرچند به ظاهر در عاشورای سال 61هجری پیروزی از آن یزیدیان بودنبرد نابرابر کربلا به نفع جبهه باطل به پایان رسید ولی در نگاه عمیق پیروزی حقیقی متعلق به امام حسین علیه السلام ویاران اوبود .چراکه آن حضرت درآن حادثه وقیام راه ورسم ماندگاری درعالم را به یادگار گذاشت وبا خون سرخش مکتبی رابرای مسلمانان بلکه همه آزادگان جهان بنا نهادکه تا همیشه تاریخ باقی است وسر مشق حق طلبان عالم است .
به گفته موسیو ماربین آلمانی این سرباز رشید اسلام به مردم دنیا نشان دادکه ظلم وبیدادگری وستمگری پایدار نیست وبنای ستم هرچند ظاهرًعظیم واستوار باشد دربرابر حق وحقیقت چون پرکاهی برباد خواهد رفت .*3
سید قطب دانشمند ومفسر معروف مصری درذیل تفسیر آیه 51سوره غافر این پرسش رامطرح میکندکه خداوند در این آیه به پیامبران ومومنان دردنیا نیز وعده حتمی نصرت ویاری دادولی مامی بینیم که در طول تاریخ جمعی از پیامبران ومومنان شکست خوردند وگروهی نیزبه شهادت رسیدند .بنابراین وعده نصرت الهی درباره آنان چه شده است ؟سپس چنین پاسخ می دهد :
اولا:نباید پیروزی ها رادرمحدوده زمانی ومکانی خاص دیداین مقیاس ها یک مقیاس کوچک بشری است ولی در مقیاس بزرگ تر که زمان ومکان رادر مینورددوبه عصر وزمان خاص ومکان خاصی محدود نمی شود هرگز ا نبیاءومومنان شکست نخوردند.چراکه در نهایت عقیده ومرام آنان باقی ماند ودر حقیقت یاری خدا نسبت به اعتقادات آنان همان یاری آنان است
ثانیاً:نصرت ویاری صورتهای مختلفی دارد که بخشی ازآن رادریک نگاه سطحی هزیمت وشکست می نامند.ولی در واقع پیروزی ونصرت الهی رادربردارد .آیا ابراهیم (ع)که درآتش افکنده شد از عقیده ودعوت خویش دست کشید ؟اودر حالی که درداخل آتش افکنده شده بود نصرت الهی شامل حالش بود.در واقع دشمن او شکست خورده بود که نتوانست بااین همه تهدیدها وآزارها وی راازعقیده ومرامش باز دارد .
سید قطب در ادامه به امام حسین علیه السلام اشاره می کند ومی گوید :حسین بن علی علیها السلام گرچه در ظاهر به شهادت رسید ودر مقیاس سطحی نگران شکست خورد ولی دربرابر حقیقت ودر مقیاسی بزرگتر پیروز شد . سپس می افزاید :
فما من شهید فی الارض تهتزله الجوانح بالحب والعطف وتهفوله القلوب وتجیش بالغیرهٌ والفداءکالحسین علیه السلا م یستوی فی هذا المتشیعون وغیر المتشیعون من المسلمین وکثیر من غیر المسلمین *4
هیچ شهیدی در روی زمین یافت نمی شود که همانند حسین علیه السلام تمام وجود انسان هابه خاطر محبت به او به لرزه درآید ودلها برای او به طپش افتد وبرای ایثار وفداکاری آماده شود.در این الگو گرفتن از حسین علیه السلام شیعه وغیر شیعه از دیگر مسلمانان بلکه بسیاری از غیر مسلمانان برابرند .در پایان می گوید :چه بسیار شهیدانی که اگر هزار سال زنده می ماندند نمی توانستند به اندازه شهادتشان عقیده ومکتب خودرایاری کنند وقدرت آن را نداشتند که این همه مفاهیم بزرگ انسلنی را در دلها به یادگار بگذارند وهزاران انسان را باآخرین سخنانی که با خونشان می نویسند به کارهای بزرگ وادارند .
آری حرکت انقلابی امام حسین علیه السلام وشهادت ونستوهی وی ویارانش سر مشقی برای آزادگان جهان شد وبسیاری ازرهبران آزادی خواه در پیشبرد نهضت وقیام خویش حرکت انقلابی امام حسین علیه السلام را سر لوحه کار خود قرارداده اند وبه پیروزی رسیده اند
.
مهاتما گاندی رهبر استقلال کشور بزرگ هندوستان در گفتار تاریخی خود چنین می گوید :*5من برای مردم هند چیز تازه ای نیاوردم فقط نتیجه ای راکه از مطالعات وتحقیقاتم درباره تاریخ زندگی قهرمانان کربلابه دست آوردم ارمغان ملت هندکردم .اگر بخواهیم هندرانجات دهیم واجب است همان راهی را که حسین بن علی علیه السلام پیموده بپیماییم .*6
محمد علی جناح قائداعظم پاکستان می گوید :هیچ نمونه ای از شجاعت بهتر ازآن که امام حسین علیه السلام ازلحاظ فداکاری وتهور نشان داددر عالم پیدا نمی شود .به عقیده من تمام مسلمین باید از سر مشق این شهیدی که خود رادرسرزمین عراق قربانی کرد پیروی نمایند .
این الگو پذیری وتأسی از نهضت امام حسین علیه السلام عالم تشیع بسیار چشمگیر وفراگیر بوده است در طول تاریخ رهبران انقلابی شیعه با الهام از حماسه های بزرگ وجاودان کربلا دربسیج انسانها ی فداکار واز خود گذشته به توفیقات بزرگی دست یافته ا ند .
پیروزی ملت ایران دربرچیدن بساط ظلم وبیدادگری نظام استبدادی 2500ساله وحماسه های غرور آفرین هشت سال دفاع مقدس درجبهه های نبرد حق علیه باطل ومجاهدتهای نوجوانان جان بر کف ورشید حزب الله جنوب لبنان در مقابله بارژیم سفاک وتابن دندان مسلح صهیونستی از نمونه های بارز وروشن تأسی والگوپذیری از نهضت امام حسین علیه السلام در عصر حاضر است .
قیامهای خونین پس ازحادثه عاشورا
انتشار اخبار کربلا تأثیر عجیبی درمیان مسلمانان گذاشت ازیک سو اوج مظلومیت اما م حسین علیه السلام ویارانش ونهایت قساوتی که درشهادت آنان واسارت خاندان پاکش آشکار شده بود سبب نفرت مسلمانان از دستگاه خلافت اموی شد.
چراکه خلافت یزید که بانیرنگ وتهدید وتطمیع معاویه انجام پذیرفته بود بااین حادثه به شدت آسیب دید.
به یقین اگر امام حسین علیه السلام به طور پنهانی کشته می شد ویا همچون برادش امام حسن علیه السلام مسموم می گردید ویاکارش به تبعید وزندانی شدن می انجامیدنمی توانست این همه آثار مثبت برای جامعه اسلامی وپی آمدهای منفی برای حاکمیت جور دربرداشته باشد .ولی نحوه شهادت امام علیه السلام ویارانش که به طور آشکارودربرابر چشمان هزاران نفر ودرقلب دنیای اسلام آنروز دراوج مظلومیت اتفاق افتاد جای هرگونه انکار ویاتوجیهی راازحادثه آفرینان فاجعه کربلا گرفت .
ازسوی دیگر شخصیت معنوی وعظمت خوانوادگی امام حسین (ع)میان مسلمانان آشکار بود .کشتن چنین شخصیتی نمی توانست کار ساده ای باشد .یعنی اگرگروه دیگری غیراز امام حسین علیه السلام بدین نحو کشته می شد به یقین نمی توانست چنین موجی را که شهادت آن حضرت به وجود آورد ایجادکند .
ازسوی دیگر این که حرکت انقلابی امام حسین علیه السلام باآن یاران اندک وفریاد هیهات مناالذلهٌ
وتسلیم ناپذیری آن همه لشکر مجهزبه مسلمانان جرأت وجسارت بخشید وبرای جمع کثیری ازمسلمانان مسأله مرگ وشهادت راامری ساده بلکه افتخارآمیز کردقیامهای مردم مدینه وقیام توابین وحتی مقاومتهای افرادبه صورت فردی همگی حکایت از این حقیقت دارد.
برای اثبات این حقیقت به سراغ پاره ای ازقیام ها ومقاومتهایی که پس ازعاشورااتفاق افتادمیرویم
الف:اعتراضات ومقاومتهای شخصی:
پس از حادثه عاشورادوگونه مخالفت وقیام برضددستگاه یزیدوآنگاه خلافت بنی امیه رخ داد.بخشی ازآن حادثه تاب سکوت راباهمه خطراتش ازبرخی گرفت وآنهارابه ابرازانزجارواعلاننفرت ازدژخیمان اموی واداشت که گاه به کشته شدن آنهامی انجامید.
دراین جابه دو نمونه اشاره می کنیم :
1-حمیدبن مسلم می گوید:زنی ازقبیله بکربن وائل همراه شوهرش درکربلادرجمع لشکریان عمربن سعدحضورداشت هنگامی که مشاهده کرد لشکریان به سوی خیمه های ابی عبدالله علیه السلام حمله کردندوشروع به غارت نمودند شمشیری رابرداشت وبه سوی آن خیمه ها روان شدوفریادزد:
یاآل بکربن وائل اتسلب بنات رسول الله؟لا حکم الاالله یالثارات رسول الله(ص)
ای خاندان بکربن وائل آیادختران رسول خداغارت شوند وشما آرام باشید؟حکم وفرمانی جز برای خدا نیست ازاواطاعت کردنه ازبنی امیه .ای خون خواهان رسول خدا (ص)بپا خیزید .شوهرش آمد واوراگرفت وبه جایگاهش باز گرداند .*7
2-پس ازحادثه کربلا عبیدالله بن زیاد که به اصطلاح خودرا سرمست پیروزی می دید مردم کوفه رادر مسجد جمع کردتا پایان کار امام حسین علیه السلام ویارانش راطی یک خطابه رسمی به اطلاع مردم برساند ودر ضمن به مردم بفهماند که فرجام کار کسانی که بایزید مخالفت کند چیزی جز نابودی نیست .جایی که با امام حسین علیه السلام باآن همه عظمت چنین گفت :حمد خدایی راکه حق واهل حق وحقیقت راپیروز کرد ویزید وپیروانش را یاری کرد وکذاب پسر کذاب راکشت .
عبدالله بن عفیف ازدی که از شیعیان امیرالمومنین علیه السلام بود ویک چشم خودرا درجنگ جمل وچشم دیگرشرا در جنگ صفین دررکاب علی علیه السلام ازدست داده بود وپیوسته در مسجد کوفه به عبادت مشغول بود از جای برخاست وفریادزد:ای پسر مرجانه کذاب پسر کذاب تویی وپدرت وآن کسی پدرت رابر این جایگاه نصب کرد .ای دشمن خدا فرزندان انبیارابه قتل می رسانی واکنون بر منبر مومنان این چنین جسورانه سخن می گویی؟
ابن زیاد که انتظار چنین حرکتی رانداشت برآشفت وگفت این مرد کیست ؟عبدالله بن عفیف خودش را معرفی کرد وادامه داد ای دشمن خدا من بودم .تو خاندان پاکی راکه خداوند هر گونه پلیدی رااز آنان دور کرد می کشی وگمان می کنی مسلمانی؟واغوثاه کجایند پسران مهاجران وانصار؟ چه شده است کسی ازاین طغیانگر که نفرین شده فرزند نفرین شده توسطپیامبر است ،انتقام نمی گیرد ؟ابن زیاد از این همه شجاعت وجسارت بسیار خشمگین شد تا آن جا که رگهای گردنش بر آمد وگفت اورا به نزد من بیاورید .مأموران به طرف او هجوم بردند ولی بزرگان قبیله ازدکه از خویشاوندان او بودند وی را ازدست مأموران رها ساختند واز مسجد به خانه اش بردند ابن زیا ددستور دادبه هر صورت ممکن اورا دستگیر کنند ونزدش بیاورند .بعضی از قبیله ازدوبرخی دیگر از قبایل به کمک عبدالله بن عفیف آمدندواز آن سو پسر مرجانه نیز جمعی از مزدوران کوفه را اجیر کرد ومیان این دو گروه درگیری رخ دادوگروهی کشته شدند تا آنکه سر انجام لشکر عبیدالله وارد خانه ابن عفیف شد .دختر عبدالله اورا ازورود مأموران باخبر ساخت .او گفت ترسی به خود راه مده شمشیر رابه من بده .عبدالله در حالی که رجز می خواند ونابینا بود ازاز خود دفاع می کرد .سپاهیان عبیدالله اطرافش راگرفتند واوبا راهنمایی دخترش برآنها حمله می کرد تا سرانجام دستگیر شد واورابه نزد عبیدالله بن زیادبردند.عبدالله بن عفیف درنزد عبیدالله نیز با شجاعت سخن گفت تا آنکه عبید الله اوراتهدیدبه قتل کرد.عبدالله بن عفیف گفت :
الحمدالله رب العالمین اما انی قد کنت اسال الله ربی ان یرزقنی الشهادهقبل ان تلدک امک وسألت الله ان یجعل ذلک علی یدی العن خلقه وابغضهم الیه فلما کف بصری یئست من الشهاده والان الحمدالله الذی رزقنیها بعد الیأس منها وعرفنی الاجا به منه فی قدیم دعائی.
الحمدالله رب العالمین ،بدان که پیش ازآنکه تو ازمادرت زاده شوی من از خدا طلب شهادت می کردم واز خدا خواستم که شهادتم را به دست ملعون ترین شخص وکسی که نزد خدا از همگان مبغوض تر است قرار دهد .ولی پس از آن که چشمانم نابینا شد از نیل به شهادت نا امید شدم اما اکنون خدارابرای فراهم شدن اسباب شهادت وبه اجابت رسیدن دعای گذشته ام سپاس می گویم.
ابن زیاد که دربرابرآن همه شجاعت وبی باکی درمانده شده بود دستوردادسرازبدن عبدالله بن عفیف جدا سازند وبدنش را به دارآویختن.*8
ب قیام توابین
نخستین عکس العمل همگانی در ارتباط با حادثه کربلا توسط مردم کوفه شکل گرفت چراکه از یک سو در کوفه شیعیان فراوانی زندگی می کردند که به امیرالمومنین علیه السلام وامام حسین علیه السلام علاقمند بودند واز سوی دیگر آنان با نامه های خود آن حضرت رابه عراق دعوت کردند وسپس ازیاری او سر باززدند ودرواقع ابا عبدالله الحسین علیه السلام ویارانش تسلیم دشمن کردندواز سوی سوم جمعی از همین مردم درآن حادثه هولناک مشارکت داشتند .پس از ماجرای کربلا شیعیان کوفه خودرابیش از دیگران مستحق ملامت می دانستند واز عدم نصرت فرزند رسول خدا صلوات الله علیه احساس گناه وشرمساری می کردند .آنان برای جبران این خطای بزرگ در پی قیام وشورش برآمدندتا بتوانند این لکه ننگ راازدامان خود شستشودهند .
به همین منظور گروهی از شیعیان به نزد بزرگان شیعه در کوفه که عبارت بودنداز:سلیمان بن صرد خزاعی ،مسیب بن نجبه فزاری ،عبدالله بن سعد بن نفیل ازدی ،عبدالله بن وال تمیمی ورفاعه بن شدادبجلی رفتند وهمگی در منزل سلیمان اجتماع کردند .
نخست مسیب بن نجبه شروع به سخن کرد وپس از بیان مقدمه ایگفت :مادراتباط با امتحانی که خداوندمارادرمورد خاندان پیامبر (ص )کرد دروغگواز آب در آمدیم وازاین امتحان سر شکسته خارج شدیم .نامه ها وفرستادگان آن حضرت پیش از آن به ما رسید وحجت برماتمام کرده وبارها چه پنهان وچه آشکار از مایاری خواسته بود ماازجانمان درباره اودریغ ورزیدیم اودر نزدیکی ما به شهادت رسید ولی مانه بادستانمان ونه بازبان ونه بااموال وعشیره خود اورا کمک نکردیم .اکنون ما درپیشگاه خدا وپیامبرمان چه عذری داریم ؟سپس ادامه داد:
لاالله لاعذردون ان تقتلوا قاتله والموالین علیه او تقتلوا فی طلب ذلک فعسی ربنا یرضی عنا عند ذلک
نه به خدا سوگند چاره ای نیست جز آنکه قاتلان آن حضرت وهمراهان آنان را به کیفر رسانید ویا در این راه کشته شوید شاید با این کار خداوند از ما خوشنود شود .
پس از وی رفاعه بن شداد وآنگاه عبدالله بن سعد رشت سخن را به دست گرفتند وپیشنهاد رهبری این گروه را به سلیمان بن صرد که صحابی رسول خدا صلوات الله علیه ومرد مطمئن وشایسته ای است بر عهده گیرد
پس از آن سلیمان شروع به سخن کرد وپس از مقدماتی گفت:مامنتظر ورود خاندان پیامبر صلوات الله علیه بودیم به آنان وعده یاری دادیم واورا برای آمدن به عراق تشویق کردیم ولی هنگامی که آنان به سوی ما آمدند سسستی کرده وناتوانی به خرج دادیم ومنتظر حوادث نشستیم .تا آنجا که فرزند پیامبر وپاره تن اودر میان ما کشته شد.ا
هر چه فریاد کمک خواهی سردادبه کمکش نشتافتیم فاسقان اورا هدف تیر ونیزه قراردادندآهنگ کشتن او کردند وبه وی یورش بردند ولی ماکاری انجام ندادیم .آنگاه افزود :
الا انهضوا فقد سخط علیکم ربکم ولا ترجعوا الی الحلائل والابنائ حتی یرضی الله والله ما اظنه راضیاًدون ان تناجزوا من قتله
برخیزید وقیام کنید چرا که خداوند برشما خشمگین شده است به سوی همسران وفرزندانتان باز نگردید تا آنگاه که خداوند از شماراضی شود .به خدا سوگند گمان نمی کنم خدا ازشما راضی شود مگر آنکه با قاتلان آن حضرت نبرد کنید وازآنان انتقام گیرید .
سپسادامه داد :از مرگ نترسید چرا که هر کس از مرگ بترسد ذلیل خواهد شد وهمانند قوم بنی اسرائیل باشید که به خاطر نافرمانی خدا وند پیامبرشان موسی علیه السلام به آنها گفت :انکم ظلمتم انفسکم شما به خویشتن ستم کردید وادامه دادفتوبوا الی بارئکم فاقتلو ا انفسکم .پس توبه کنید وبه سوی خالق خود باز گردید وتن به کشتن دهید .
سلیمان با سخنانی دیگر مردم رابرای قیام آماده کرد.پس ازاوخالد بن سعد بن نفیل گفت:به خدا سوگند اگرمن بدانم تنها به کشتن خود می توانم از گناهم نجات یابم وپروردگارمرا خوشنود سازم حتماًچنین کاری خواهم کردوتمام اموا لم بجزاسلحه خود را که می خواهم باآن بجنگم برای نبرد با فاسقان دراختیار مسلمانان قرارمی دهم .به دنبال این گفتگوها وآمادگی شیعیان کوفه سلیمان بن صرد نامه ای به سعدبن حذیفه بن یمان وبرخی دیگر از شیعیان مدائنه نوشت وآنها راازعزم خویش آگاه ساخت .آنان نیز به این دعوت پاسخ مثبت دادند وطی نامه ای همکاری خویش رابرای قیام اعلان کردند.
همچنین سلیمان چنین نامه ای رابه مثنی بن مخر به عبدی در بصره نوشت .اونیزپاسخ نوشت که ما شیعیان نیز با تو هماهنگیم و اماده همکاری میباشیم.
شیعیان کوفه در پی جمع اوری اسلحه و ابزار جنگ بر آمدند و مردم را پنهانی برای انتقام خون حسین (ع) دعوت میکردند و مردم نیز گروه گروه دعوت آنها را اجابت میکردند .
هلاکت یزید :
این ماجرا ادامه داشت تا یزید ابن معاویه در سال 64 هلاک شد .اینجا بود که شیعیان نزد سلیمان آمدند و گفتند با هلاکت این مرد طاغی و فاسد و ضعف دستگاه حکومتی زمینه برای قیام آماده است پس نهضت خویش را از همین کوفه آغاز میکنیم .
سلیمان گفت من در پیشنهاد شما اندیشیدم و دیدم قاتلان حسین (ع) از افراد سر شناس و قدرتمندان کوفه هستند و ماتوانایی مقابله با آنها را نداریم بهتر است اکنون افرادی را به اطراف کوفه بفرستید واز مردن برای قیام دعوت کنید گمان می کنم مردم پس از مرگ یزید مارا اجابت کنند .
آغاز عملیات توابین :
سرانجام در اول ربیع الثانی سال 65هجری سلیمان بن صرد خزاعی با یارانش بسوی نخیله حرکت کردند و جمیعیت را اندک دید با تعجب گفت سبحان الله از میان شانزده هزار نفری که اعلام آمادگی کردند جز چهار هزار نفر نیامدند .
سلیمان سه روز را در نخیله ماند وگروهی اندک را به سراغ شیعیان فرستاد .
از جمله کسانی که برای طلب یاری و جمع آوری لشکر رفتند حکیم بن منقذ کندی و ولید بن عصیر بود .
آن دو تن با شعار یا لثارات الحسین برای خونخواهی حسین (ع) برخیزید مردم را به کمک طلبیدند و این نخستین باری بود که این شعار داده شد ولی با این همه تلاش تنها هزار نفر دیگر به سلیمان ملحق شدند .
سلیمان و یارانش نخست به سوی کربلا حرکت کردند وقتی که به قبر امام حسین (ع) رسدند فریاد ضجه وزاری از دل بر آوردند و بی اختیار اشک ریختندکه به تعبیر ابن اثیر در کامل : فما رئی اکثر باکیا من ذلک الیوم
هرگز همانند چنان روز ی گریه کننده دیده نشده .
آنان از گناه خویش و تنها گذاشتن امام حسین (ع) وعئم یاری او توبه کردند وبه مدت یک شبانه روز در کنازر قبرش ماندند وپیوسته گریه وزاری میکردند.
پس از پایان این صحنه های شور انگیز آنجا را ترک کردند وبه سمت شام در حرکت شدند و در مسیر خویش از قرقیسیا و به سرزمین عین الورده رسیدند .سپاه شام که پیش ازآن خود را آماده کرده بودند با لشکر توابین در گیر شدند.
فرماندهی سپاه شامرا که به سی هزار نفر می رسید عبیدالله بن زیاد بر عهده داشت این نبرد سه روز به طول انجامید و توابین در این چند روز با انگیزه فراوان و پایمردی زیاد با لشکر شام میجنگیدند. و گروهی زیادی از آنان را به قتل رساندند .
فرماندهی لشکر توابین به عهده سلیمان بن صرد بود و پس از شهادت وی مسیب بن نجبه و پس از وی عبدالله بن سعد بن نفیل و پس از وی رفاعه بن شداد فرماندهی لشکر توابین را به عهده داشتند.در این نبرد سران انقلاب به جزرفاعه بن شداد همگی به شهادت رسیدند و رفاعه به همراه تعدادی از یارانش به کوفه برگشتند و به هواداران مختار پیوستند که بعدها همراه مختار در انتقام از قاتلان امام حسین (ع ) و یارانش مشارکت جستند.
تحلیل و بررسی
آنچه از برسی این واقعه و قیام بدست می آید این است که شهادت امامحسین (ع) چنان اثری در میان آنان گذاشت که به چیزی جز شهادت که همان شستشوی لکه ننگ بی وفایی و عدم نصرت آن حضرت فکر نمیکردند .آنها نه طالب فتح وپیروزی بودند ونه برای رسیدن به حکومت پیکارمیکردند .آنهاوقتی که از شهر و دیار خویش خارج شدند می دانستند که باز نخواهند گشت و همه اینها را جناب سلیمان بن صرد خزاعی به آنان گوشزد کرده بود و توابین نیز در پاسخ سلیمان گفتند ما برای دنیا و رسیدن به حکومت قیام نمی کنیم و هدف ما توبه از گناهان خویش وخونخواهی فرزندان دختر رسول خداست .
آنان در واقع میخواستند با کشتن و کشته شدن از عذابی که به روح و جانشان افتاده بود رهایی یابند وگناهان خویش را شستشو دهند . به همین دلیل در همان زمان مختار نیز برای جمع آوری نیرو جهت مبارزه و قیام علیه حکومت ستمگر تلاش میکرد و لی با این حال حاضر به همکاری با سلیمان نبود و می گفت سلیمان میخواهد با این قیام خود و یارانش را به کشتن دهد او مردی است که از آیین جنگی آگاهی ندارد .
همه این تلاش ها و جانبازی ها توسط کسانی صورت میگرفت که روزی در کوفه از تهدیدهای ابن زیاد که با تعدادی محدود وارد کوفه شد ترسیدند ومسلم ابن عقیل را تنها گذاشتند وشهر را تسلیم دشمن کردند ولی پس از حاده عاشورا چنان روحیه ای پیدا کردند که جان برکف دست به قیام زدند تا کشته شدند.
اگر با انصاف تاریخ را بررسی کنیم می بینیم خیلی از قیام ها و انقلابها به تاسی ازان حضرت و حتی مقاومت نهضتها در اثر اسوه والگو قرار دادن امام حسین (ع) بوده است .
خداوند به توفیق حرکت در مسیر وهدف آن امام همام مرحمت فرماید و از شفاعت اش برخودار فرماید



























































www.Beseh-Rohani.ir




[ یکشنبه 13 بهمن 1392 ] [ 10:04 ب.ظ ] [ سید مجتبی بدری ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب