تبلیغات
احباب

احباب
قالب وبلاگ

 

عنوان: نظام اقتصاد اسلامی
نام و نام خانوادگی: سید مجتبی، بدری

نوع نوشته: مقاله كیفیت اثر: تحقیق
موضوع: نظام اقتصاد اسلامی ناشر: حوزه علمیه امام القایم (عج)
زبان اصلی: فارسی محل نشر: تهران
عنوان به زبان اصلی: فارسی سال نشر: 87


 
 
 
چكیده:
جزوه ای که در پیش رو دارید خلاصه ای از درسهایی است که خدمت خواهران و برادران عزیز در یکی از وزارت خانه های کشور مطرح، و شامل موضوعاتی چون احکام مربوط به منابع مالی دولت اسلامی و چگونگی استفاده از آن مانند خمس، زکات، صدقه، کسب و کار، معاملات حرام، مکروه، هبه، نذر، وصیت، قراردادهای شرعی شامل مضاربه، مزارعه، مساقات و همچنین احکام اجتماعی اسلام از قبیل امر به معروف و نهی از منکر می‌باشد.
موضوعات فوق الذکر مشروحا در کلاس تدریس و توضیح داده شده است و خلاصه ای از آن دروس در این جزوه آمده است.
انشاءالله که مورد استفاده خواهران و برادران گرامی قرار گیرد.
 
 
 
 
 
بسم الله الرحمن الرحیم
الذین ان مکناهم فی‌الارض اقامو‌الصلوه و اتو‌الزکاه و امرو بالمعروف. نهوا عن المنکر ولله عاقبه الامور
آنان که خدا را یاری می‌کنند کسانی هستند که در روی زمین به آنان اقتدار و تمکن دادیم که نماز را بپا میدارند و زکات به مستحق می‌دهند و امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند و عاقبت کارها بدست خداست.
جزوه ای که در پیش رو دارید خلاصه ای از درسهایی است که خدمت خواهران و برادران عزیز در یکی از وزارت خانه های کشور مطرح، و شامل موضوعاتی چون احکام مربوط به منابع مالی دولت اسلامی و چگونگی استفاده از آن مانند خمس، زکات، صدقه، کسب و کار، معاملات حرام، مکروه، هبه، نذر، وصیت، قراردادهای شرعی شامل مضاربه، مزارعه، مساقات و همچنین احکام اجتماعی اسلام از قبیل امر به معروف و نهی از منکر می‌باشد.
موضوعات فوق الذکر مشروحا در کلاس تدریس و توضیح داده شده است و خلاصه ای از آن دروس در این جزوه آمده است.
انشاءالله که مورد استفاده خواهران و برادران گرامی قرار گیرد.
بسمه تعالی
پیامبر اکرم از آغاز هجرت به مدینه و قبول رهبری و زمامداری مردم به تشکیل بیت المال پرداخت که بودجه آن از طریق زکات و خمس، انفال، خراج و جزیه و فَیْ ((آنچه بدون جنگ با مشرکین دریافت می‌شد)) و غنائم آنچه که بوسیله جنگ به مسلمانان می رسید جمع آوری وبه مصرف نیازمندیهای جامعه اسلامی و تامین خسارت و کمبودها و بیمه افراد ناتوان و مستمند می‌رسید در سال 20 هجری خلیفه دوم توسط عمار یاسر والی کوفه و معاون وی ابن مسعود نظام توزیع حقوقها را ((دیوان)) در کوفه سازمان داد توزیع حقوقهای هر طبقه به گروهها و واحدهای کوچک تقسیم می‌شد و شخصی از هر گروه بعنوان سرپرست توزیع برگزیده می‌شد این گروهها عرافه و شخصی که مسول این بود عریف نامیده می‌شدند- در عصر علی علیه السلام- زمانیکه حضرت به خلافت رسید زمینهایی را که افراد با نفوذتصاحب كرده بودند ضبط ومیان كسانی كه روی آنها كار می كردند تقسیم نمود و فرمود اگر آنچه بناحق از بیت المال کابین زنانتان قرار دادید باید به بیت المال برگردانید در زمان خلفای بنی امیه همچنین دیوان وعرافه بوده است.
در عصر خلفای عباسی هم قریب پانصد سال مملکت پهناوری را می‌چرخاند. در عصر امام باقر علیه السلام سکه یک طرف تاریخ و طرف دیگر لااله الا الله محمد رسول الله در عصر امام صادق علیه السلام صفوان ابن جمال شاگرد امام صادق علیه السلام اولین کسی بود که در این باره کتابی بنام مکاسب و مبادلات برشته تحریر درآورد.
کلمه اقتصاد از قصد به معنای میانه روی و تجاوز نکردن از حد و راه آسان است و مقتصد بمعنای معتدل و اقتصاد به معنای اعتدال است. مال یکی از ضروریات زندگی است که انسان برای تهیه غذا و مسکن و لباس به آن نیازمند است و به تعبیر قرآن المال و البنون زینه الحیوه الدنیا از نظر اسلام مال وسیله است نه هدف.
کار و کوشش در طلب روزی
اهمیت کار و کارگر در اسلام:
1- من دست کارگر را می‌بوسم.
2- کاسب حبیب خداست
3- تاجر امین و راستگوی مسلمانان روز قیامت جزء شهداء است.

انواع مالکیت در اسلام
سه نوع مالکیت در اسلام داریم 1- مالکیت شخصی و خصوصی که زیربنای آن کار است
2- مالکیت عمومی که برای همه مردم است مانند آب و خاک و آتش و غنائم جنگی
3-مالكیت دولتی مانند زمینهای بایر معادن كوهها اموال بی وارث زکات، خراج وجزیه و مالیاتهایی که به صندوق بیت المال واریز می‌شود کلیه این اموال رولتی به مصرف کارها و نیاز اجتماعی و مصالح عمومی میرسد.
لله ملک السموات و الارض و ما فیهن
دایره حسبه
کار این دایره بر قرار ساختن امنیت اقتصادی در اجتماع است
1- ممانعت کسبه از سد معبر و گذاشتن کالا بر سر راه و ایجاد مزاحمت بر ای عابرین
2- مراقبت سنگ و ترازوی کسبه و دکان داران و کنترل قیمتها
3- غافلگیر کردن بازرگانان سودپرست و شکستن قفل انبارهای احتکار ارزاق عمومی
4- مجاز است کسانیکه دین را وسیله کلاهبرداری قرار داده و قیمتها را بالا می‌بردند.
خمس
یک پنجم و یا مالیات بیست درصد از واجبات فروع دین می‌باشد درآمد حاصل از این منبع خرج حوزه های علمیه و یتیمان و مسکینان و در راه بازماندگان می‌شود. و روی همین جهت حوزه های علمیه شیعه در طول تاریخ استقلال خودش را حفظ کرده و نه تنها زیر بار استعمار ابرقدرتها و طاغوتهای زمان نرفته بلکه با کمال قدرت در برابر آنها ایستاده و مبارزه کرده است. خمس دو قسمت می‌شود1- سهم مبارک امام و2- سهم سادات که سهم مبارک امام در اختیار مراجع موجود شیعه قرار می‌گرد و آنها این پول را خرج حوزه های علمیه شیعه می‌کنند و سهم سادات که به سادات فقیر و مستمند می‌دهد.
مواردی‌که خمس به آن تعلیق می‌گیرد
هفت مورد است:
1- غنائم جنگی: اموالی را که مسلمانان در جنگ با کفار بدست می‌آوردند خواه آلات جنگی و خواه زمین و غیره غنائم جنگی نامیده می‌شود در غنائم جنگی شرط است که از مسلمانان و یا کسانیکه در پناه اسلام بسر می برند و یا هم پیمان مسلمانان و سایر کسانیکه اموالشان مورد حمایت و احترام است غصب نشده باشد.
2- معادن: مانند معدن طلا، نقره، آهن، سرب، انواع سنگهای معدنی، نفت و غیره. میزان نصاب معدن 20دینار یا 200درهم، 105 مثقال معمولی نقره سکه دار یا 15 مثقال معمولی طلای سکه دار یا قیمت آن است.
3- گنج: مالی که از نظر عرف گنج محسوب می‌شود در صورتیکه صاحبش شناخته نشود خواه در شهرهای کفار باشد یا در شهرهای اسلام چه در زمین بایر و چه در زمین مخروبه چه روی آن آثار اسلامی باشد یا نباشد در تمامی این صورتها گنج متعلق به یابنده آن است باید بیست درصد آنرا بپردازید حد نصاب گنج یعنی معادل 105 مثقال نقره یا 15 مثقال طلا می‌باشد.
4- غواصی: جواهراتی همچون مروارید و مرجان و غیره که غواصان از دریا استخراج می‌کنند هرگاه قیمت آن از یک دینار به بالا باشد خمس دارد.
5- زمین خریداری شده توسط ذمی: زمینی را که شخص غیر مسلمان ذمی(کسی که در پناه اسلام بسر می‌برد) از مسلمانان می‌خرد باید خمس آن را بپردازد و چناچه با اختیار نسبت به پرداخت آن مبادرت نورزد بزور از او گرفته می‌شود فرق نم‌یکند زمین زراعی باشد یا بصورت باغ یا خانه، مغازه و غیره.
6- مال آمیخته به حرام: مالیکه آمیخته به حرام شده، در صورتیکه صاحبش اصلا مشخص نباشد و مقدار آن هم معلوم نباشد مشمول قانون خمس می‌گردد.
1- مازاد مخارج سالیانه: آنچه را که شخص از مخارج سالانه خود و خانواده خود اضافه می آورد مشمول قانون خمس است:
1- درآمد صنایع
2- درآمد کشاورزی
3- درآمد تجارت و بازرگانی
4- درآمد سایر کسبها هرچند منافع حاصله از حیات زمین و یا رویش گیاه و یا محصول و یا افزلیش قیمت کالا و غیره باشد. در اسلام هر کسبی و هر درآمدی مشروع نمی‌باشد لذا بعضی از کسبها حرام است که به 15 مورد آن بطور خلاصه اشاره می‌شود. خرید و فروش گوشت حیوانات حلال گوشت که ذبح شرعی نشده است.
معاملات حرام
1-خرید و فروش آلات حرام که منحصرا در راه حرام بکار برده می‌شود مانند آلات قمار
2- معاملات مواد مضر وناپاك مانند فروش مشربات الكلی و گوشت خوك ومردار حیوان حلال گوشت یعنی ذبح شرعی نشده باشد
3- معاملات تقلبی: تقلب در معامله مانند معامله با پولهایی که از اعتبار خارج شده بجای پول معتبر یا کالای تقلبی بجای کالای واقعی بدون اطلاع مشتری مانند آب کردن در شیر و مخلوط کردن روغن حیوانی با روغن نباتی، حرام است.
4- معاملات مضر به جامعه مانند فروش اسلحه به دشمنان دین که با مسلمانان می‌جنگند.
5- خرید و فروش آهنگهای مبتذل: اشتغال به کار موسیقی (مبتذل) و شنیدن، و معامله (صفحه و نوار) آن حرام است.
مقصود از موسیقی صدای خوب نیست بلکه موسیقی عبارتست از کشیدن صدا و بالا و پایین کردن آن بطوریکه رامشگر بوده و مناسب با مجالس لهو و محافل وجد باشد، (مانند بسیاری از آهنگها ترانه های مبتذل که در دوران طاغوت ساخته شده بود).
اما آهنگهایی که دارای فایده بوده و مهیج (برای رزم و انقلاب) است اشکال ندارد.
6- معاملاتی که موجب کمک به ظالمین است: معاملاتی که موجب کمک به ظالمین باشد بدون اشکال حرام است بلکه همانطور که از پیغمبر اکرم (ص) وارد شده:
من مشی الی ظالم لیعینه و هو یعلم انه ظالم فقد خرج عن الاسلام .
((کسی که بسوی ظالم و ستمکار گام بردارد تا به او کمک کند با اینکه میداند که او ظالم است از اسلام خارج شده است.))
7- خرید و فروش کتابهای گمراه کننده: نگهداری، چاپ، قرائت، درس و تدریس (و خرید و فروش) کتابهای گمراه کننده حرام است. مگر اینکه فرض صحیحی در آن باشد مثلا کسی که از گمراه شدن ایمن است، کتاب گمراه کننده را برای پاسخ گفتن و رد آن بگیرد، اما مجرد اطلاع از مطالب آن، از اغراض صحیحی که از مجوز نگهداری این نوع کتابهاست، برای بیشتر مردم عوام که بیم گمراهی آنان می‌رود، نخواهد بود.
8- معامله سحر: کار سحر، یاد گرفتن و تعلیم دادن و معامله با آن حرام است. مقصود از سحر، کاری است که ساحرین انجام میدهند، چیزهایی را مینویسند یا میخوانند، میکشند و یا میدمند که در بدن، قلب یا عقل شخص سحر شده اثر میگذارد و وی را احضار و یا خواب و بیهوش می‌کند و محبت یا دشمنیش را نسبت به چیزی بر می انگیزد.
9- احضار و تسخیر جن، فرشتگان و ارواح:
10- شعبده بازی: کار و کسب با عمل شعبده بازی نیز حرام است.
شعبده بازی عبارتست از نشان دادن کار غیر واقعی بصورت واقعی با حرکت سریع.
11- کهانت : کهانت عبارتست از خبر دادن از آینده جهان، به گمان اینکه وی اخباری از آینده توسط جنها دریافت می دارد.
12- چهره بینی: و آن عبارتست از استناد به علائم و نشانه های خاص و ملحق نمودن، و یا جدا نمودن افراد (مانند نسبت دادن کودکی به مرد یا زنی به اینکه این کود ک فرزند آنهاست یا فرزند آنها نیست به استناد علائم و نشانه هایی که در چهره آنهاست.
13- ستاره بینی: و آن عبارتست از خبر قطعی دادن از حوادث جهان به فراوانی محصولات و کثرت یا کمی باران و خیر و شر، و سود و زیان، با استناد به حرکات فلکی و ارتباط ستارگان، به اعتقاد اینکه این ستارگان، مستقلا یا با اشتراک خدا موثر در حوادث جهانند. ولی اگر معتقد به مطلق تاثیر از روی دلیل قطعی باشند و یا با اعتقاد به اینکه خداوند این اثر را به آنها داه و همچنین خبر دادن از هنگام خسوف و کسوف، و هلال ماه و نزدیکی یا جدایی ستارگان، به استناد اصول و قواعد محکم، امری است جدا.
14- دریافت پول در برابر کارهای واجب: دریافت پول در مقابل کارهایی که واجب عینی است، حرام می‌باشد مگر اینکه کاری اضافه بر مقدار و میزان واجب انجام دهد. مثلا برای معالجه مریض از طبیب بخواهند که بیمار را در منزل عیادت کند. طبیب حق دارد که برای آمدن به منزل مبلغی دریافت کند.
15- معاملات ربوی: معاملاتی که در آنها ربا باشد، حرام است.

 

معاملات مکروه
اشتغال دائمی و اختصاصی به کارها و معاملات زیر مکروه و ناپسند است:
1- صرافی.
2- برده فروشی چه از نظر اسلام بدترین انسانها کسی است که همنوع خود را میفروشد.
3- کفن فروشی بعنوان حرفه.
4- اشتغال دائمی به کار ذبح و نحر حیوانات.
5- اشتغال دائمی به کار حجامت و زالو.
آداب کسب و تجارت
مهمترین آداب مستحب تجارت و داد و ستد عبارتست از:
1- رعایت اعتدال و اقتصاد در بدست آوردن پول بطوریکه نه در انگی قرار گیرد و نه در حرص و آز.
2- پس گرفتن جنسی را که خریدار پشیمان شده و پس آورده.
3- مساوات میان خریداران از نظر قیمت. نه اینکه به کسی که چانه میزند ارزانتر و به کسی که چانه نمیزند گرانتر بفروشد. اری مانعی ندارد که نسبت به کسی که دارای فضیلت (علمی) و دینی و مانند آن است ارزانتر حساب کند.
4- بیش از آنچه می‌گیرد، بپردازد.

کارهای مکروه
امور زیر از نظر شرع مکروه و ناپسند است:
1- فروشنده از جنس خود بیش از حد تعریف کند.
2- مشتری به عیبجویی و کم ارزش جلوه دادن کالا بپردازد.
3- برای خرید و فروش متوسل به قسم شود.
4- فروختن جنس در جائی که عیب آن آشکار نشود.
5- گرفتن سود از شخص مومن (واقعی) مگر در ضروریات، یا اینکه خرید برای تجارت باشد یا بیش از 100 درهم کالا خریداری کند که دریافت سود به اندازه خوراک آنروزش، مکروه نخواهد بود.
6- استفاده گرفتن از کسی که وعده احسان داده مگر در ضرورت.
7- عرضه کردن کالا بین طلوع فجر و طلوع آفتاب.
8- ورود به بازار قبل از همه و خروج از بازار بعد از همه.
9- معامله یا افرادی که به حرف و وعده خود اهمیت نمیدهند.
10- تقاضای پایین آوردن قیمت پس از انعقاد معامله.
11- آمدن روی دست کسی که مشغول خرید جنسی است، مگر اینکه کالا به مزایده گذاشته شده باشد.
12- رفتن به استقبال کاروان بازرگانان که کالای تجاری وارد میکنند، (واسطه گری) برای خرید و فروش آنها قبل از رسیدن به شهر، بعضی این عمل را تحریم کرده و این به احتیاط نزدیکتر است.
احتکار
احتکار یعنی انبار کردن مواد غذایی، و مورد نیاز و ضرورت مسلمانان، برای گران شدن و بالا رفتن قیمت آن حرام است.
و شخص محتکر را باید مجبور به فروش کنند، و فروشنده میتواند تا جائیکه به مصرف کننده اجحاف نشود به روی جنس خود استفاده بکشد و در صورت اجحاف، باید او را واداشت تا قیمت خود را پایین آورد، و چناچه (قیمت مناسبی) برای کالا تعیین نکند حاکم شرع هر طور مصلحت بداند، قیمت گذاری میکند.
شرایط خرید و فروش
1- شرایط مبادله مبادله و خرید و فروش طی پیمان و قراردادی دو جانبه خریدار و فروشنده انجام میگیرد که حاکی از موافقت، و رضایت طرفین است این پیمان ممکن است با لفظ یا با نوشتن و امضاء قرارداد و یا بصورت داد و ستد (معاطات) انجام گیرد به اینصورت که فروشنده جنس را به مشتری بقصد فروش بدهد و مشتری هم با پرداخت پول قبول خود را اعلام نماید.
و این عقد و پیمان از نظر شرع لازم الاجراست و قرآن میفرماید:
یا ایها الذین امنوا اوفوا باالعقود
ای اهل ایمان نسبت به قراردادهای خود وفادار باشید.
2- شرایط خریدار و فروشنده: شرایط خریدار و فروشنده در معامله عبارتست از:


1- بلوغ
2- خرد
3- قصد معامله
4- اختیار و آزادی عمل
5- مالک تصرف یا وکیل یا ولی، یا وصی مالک باشد.
6- عدم ممنوعیت از تصرف.
3- شرایط پول و کالا: شرایط پول و کالای مورد معامله از اینقرار است:
1- کالا باید چیز موجود در خارج یا در ذمه فروشنده یا دیگری باشد، نه اینکه بهره و منفعت جنس.
2- تعیین مقدار یا تعداد کالا و بنابراین مشاهده کافی نیست.
3- شناخت جنس مورد مبادله و اوصافی که موجب تفاوت قیمت میشود.
4- جنس مورد معامله ملک موجود باشد. بنابراین فروش آب، زمین قبل از حیارت و احیاء آن صحیح نیست.
5- قدرت بر تسلیم کالا به مشتری، بنابراین فروختن پرندگان در هوا و ماهیان در آب صحیح نیست مگر اینکه خود مشتری قادر به گرفتن آن باشد.
6- خرید و فروش زمینهایی که در اثر پیروزی بر کفار بدست آمده و بهنگام فتح آباد بوده، ممنوع است چه این زمینها ملک همه مسلمین است. و باید بهمان حال بدست کسی باشد که به عمران آن بپردازد و مالیات آنرا بگیرد و به مصرف مصالح مسلمانان برساند.
بهم زدن معامله
همانطور که گفته شد معامله، پیمان و قراردادی لازم الاجراست ولی در موارد زیر میتوان آنرا فسخ کرد و بهم زد:
1- فسخ در مجلس: هرگاه معامله ای انجام شد تا مادامی که خریدار و فروشنده از هم جدا نشده اند، میتوانند در همان جلسه معامله را فسخ کنند.
2- فسخ در مورد حیوان: در مورد حیوان مشتری تا سه روز از هنگام معامله حق فسخ دارد.
3- شرط فسخ: چناچه در ضمن معامله برای فروشنده یا مشتری یا هر دو یا فرد سومی حق فسخ شرط کنند، طبق شرط میتوان معامله را بهم زد.
4- فسخ در مورد غبن: چناچه بعد از معامله ثابت شود که یکی از دو طرف در اثر جهل به قیمت کالا مغبون گشته و زیان دیده باشد، شخص مغبون میتواند، یا معامله را بهم بزند و یا به قیمت واقعی رضایت دهد.
5- فسخ به علت تاخیر: اگر مشتری با پرداخت مقداری بیعانه کالایی را بخرد و نزد فروشنده بگذارد تا بقیه پول را آورده کالا را دریافت دارد، این معامله تا سه روز لازم الاجراء است و اگر طی این سه روز مشتر ی مراجعه نکرد فروشنده حق دارد معامله را فسخ کند.
6- فسخ بعلت رویت کالا: هرگاه مشتری کالایی را با شنیدن وصف آن بدون رویت بخرد و آنگاه آنرا ناقصتر از آنچه شنیده ببیند، حق فسخ دارد همچنین اگر آنرا مشاهده کند و پس از خرید آنچه را که خریده غیر از آن کالایی باشد که قبلا دیده.
7- فسخ بعلت عیب: هر گاه مشتری بعد از خرید عیبی در کالا بیابد میتواند معامله را فسخ کند و یا به جبران آن از قیمت آن کم کند.
اسلام گذشته از گرفتن مالیات، خمس و زکوه از ثروتمندان بنفع مستضعفان و مصالح جامعه و در اختیار گرفتن منابع طبیعی بنفع عموم با نفوذ عظیم معنوی خود عباداتی همچون وقف، واگذاری، هبه، صدقه، نذر، و وصیت مقرر داشته است و بالا بردن نیروی ایمان و انسان دوستی بجای خودخواهیها و تجمل پرستیها و انحصار طلبی ها ثروتمندان را تشویق کرد تا با کمال آزادی و اشتیاق اموال و املاک غیر مورد لزوم خود را برای همیشه از حالت خصوصی و انحصاری درآورده و در راه خدا مورد استفاده فامیلها و مستمندان و عموم مردم و اجتماع قرار دهند.
وقف
وقف عبارت است از متوقف ساختن مالکیت خصوصی و شخصی و عمومی کردن منافع آن در راه خدا. وقف یکی از سه خصالی است که همچنان پس از مرگ نیز برای شخص جریان خواهد داشت. وقف بر دو قسم است:
وقف خاص و وقف عام.
شرائط وقف:
1-وقف باید با ادای لفظ یا نوشتن وقفنامه ای باشد که دلیل و بیانگر آن باشد و یا بهر زبانی ادا شود کافی است.
2- وقف کننده آنچه را وقف کرده است باید به متولی یا حاکم تحویل دهد چناچه وقف کننده قبل از تحویل بمیرد باطل میشود. و بصورت میراث در میاید.
3- وقف برای دیگران باشد نه برای خود.
4- وقف کننده باید بالغ و عاقل، آزاد بوده و ممنوعیت از تصرف در مال نداشته باشد.
5- لازم نیست وقف کننده مسلمان باشد بلکه وقف کافر هم صحیح است.
6- بعد از وقف، وقف کننده نمیتواند وقف یا مورد وقف یا اسم یا عنوان آن را تغییر دهد.
7- فروش و نقل اموال وقفی جائز نیست مگر در موارد خاص.
از منابع مالی به فامیل بسیار سفارش شده چون خداوند دستور به صله رحم داده و از قطع ارتباط خانواده و فامیل به شدت نهی کرده است.
هبه:
هبه و بخشش عبارت است از خارج ساختن مال از ملک خود و در آوردن در ملک دیگری به رایگان و این نیز پیمانی است که نیاز به لفظی دارد که بیانگر مقصود بخشش کننده و کلمه ای که نشانگر قبول و رضایت دریافت کننده باشد.
شرائط هبه:
1- هریک از دو طرف بالغ و عاقل مصمم و آزاد باشند.
2- بخشش کننده منع قانونی از تصرف در مالش نداشته باشد 3
3- دریافت کننده بخشش قابلیت مالک شدن مال مورد بخشش را داشته باشد.
4- مال مورد بخشش جنس باشد نه منافع.
5- آنچه بخشیده شده به طرف داده شده باشد و گرنه چناچه بعد از اقرار بخشش و قبل از تقدیم آن یکی از دو طرف داده شده باشد و گرنه چناچه بعد از اقرار بخشش و قبل از تقدیم آن یکی از دو طرف بمیرد باطل میشود. وقتی بخشش با تقدیم مال به طرف انجام شد در صورتیکه به خانواده خود خواه پدر، مادر، فرزند، یا غیره داده شده باشد، نمیتوان آن را پس گرفت. ولی در صورتیکه طرف بیگانه باشد تا مادامیکه مال بخشیده شده باقی است میتواند آنرا پس بگیرد.
صدقه:
1-بخشش به مستمندان همانطور که در روایت آمده صدقه بخشش به مستمندان در شب غضب الهی را فرو می نشاند و بسیاری گناهان را محو میگرداند و روز حساب و دادگری را آسان می سازد و صدقه روز مال را پربار و عمر را افزون مینماید و چیزی سنگینتر از بخشش به مستمندان برای شیطان نیست در صدقه و بخشش قصد قربت و نزدیک شدن بخدا را داشته باشد.
2- دادن صدقه واجب به سید هاشمی حرام است مگر اینکه صدقه دهنده خودش سید هاشمی باشد.
3- رد کردن مستمند هر چند که احتمال بی نیازی داده شود کراهت دارد.
4- گدائی در صورت نیاز کراهت دارد و در صورت عدم نیاز شدیدا بلکه بنابر احتیاط حرام است.
وصیت:
یکی از سنتهای نیکوی اسلام برای تعدیل و تعمیم ثروت، مسئله وصیت است که هر مسلمانی حق دارد که یک سوم مال خود را به فقراء بدهد و یا در امور خیریه و عام المنفعه مصرف نمایند و وصیت از نظر قرآن و شریعت حائز اهمیت بوده و لازم الاجراء است و قبل از تقسیم سهم وارث ابتدا باید به آن عمل شود.
1- هرگاه نشانه های مرگ برای انسان آشکار شد واجب است مالهایی که از مردم در اختیار دارد به صاحبانشان باز گرداند و وظائف عبادی خود را انجام دهد و اعمال واجبی را که بدنش قدرت انجام آن را ندارد وصیت کند که از مالش نائب بگیرند و بجایش آن را بجا بیاورند.
2- برای وصیت هر لفظی به هر زبانی که بیانگر مقصود باشد کافی است و بهتر نوشتن وصیت است.
3- وصیت کننده باید عاقل بالغ، آزاد، بوده و ممنوع التصرف از مال نباشد.
4- وصیت در یک ثلث مال نافذ است، مگر اینکه ورثه اجازه دهند.
چند اصطلاح را باید توضیح دهم:
شفعه:
اگر یکی از دو شریک بخواهد سهم خود را به شخص بیگانه غیر شریکش بفروشد، شریک دیگر با شرائطی حق دارد همان مقدار را به مشتری بدهد و آن سهم را از وی بگیرد و این حق را شفعه و صاحب حق را شفیع مینامند.
شرائط شفعه:
1- ملک غیر منقول باشد.
2- قابل تقسیم باشد مانند زمین و باغ
3- حق شفعه در فروش ملک شریک است بنابراین برای همسایه حق الشفعه نیست.
4- شفیع مسلمان باشد
5- ملک مشترک میان دو نفر باشد نه بیشتر
6- شفیع تمام سهمیه شریک خود را بخواهد نه قسمتی از آنرا.
اجاره سرقفلی:
اجاره قراردادی است برای استفاده و بهره برداری از منافع املاک در مدت تعیین شد در برابر مقدار پول معینی که عوض آن داده میشود کرایه دهنده را موجر و کرایه کننده را مستاجر و پول کرایه را مال الاجاره و چیزی را که کرایه شده عین مستاجره یا موضوع اجاره می نامند. قرارداد اجاره قراردادی است که از هر دو طرف لازم الاجراست و جز با موافقت طرفین و با شرط در قرارداد نمیتوان آنرا فسخ کرد. تمام شرائطی که در خریدار و فروشنده است مانند بلوغ، خرد، قصد، اختیار، عدم ممنوعیت از تصرف در مال و مانند آن در کرایه دهنده و کرایه کننده نیز معتبر است.
شرکت کار و سرمایه.
مضاربه، مزارعه، مساقات: سه عنوان از عناوین فقه اسلامی است که عبارتند از شرکت در امور تجاری، تولیدی، کشاورزی و باغداری، به عبارت دیگر این سه عنوان قرار دادیست میان دو نفر یا دو گروه که از سو کار و فعالیت و از سوی دیگر سرمایه، زمین احیاءشده، باغ و وسائل بذر داده میشود و محصول و تولید طبق قرار داد بطور عادلانه میان طرف تقسیم میشود. این قراردادها کارگر و کشاورز را از حالت یک کارگر مزد بگیر بیرون میاورد و در سود سرمایه شریک میشود و از بوجود آمدن فئودالها و سرمایه دار جلوگیری بعمل آورد و کارگر و کارگر و کشاورز را تقویت میکند.
نذر:
یکی دیگر از سنتهای نیکو د راه کمک به محرومین و نیازمندیهای جامعه و تعدیل ثروت مسئله نذر است که با عتقاد مذهبی با خدا عهد میکنند چناچه کار مهم آنها انجام پذیرد و یا بیمارشان شفا یابد برای شکر به درگاه خدا مقدار معینی از مال خود را برای رضای خدا به مصرف مسکینان، یتیمان و اسیران و سایر امور خیریه برسانند.
مسائل نذر:
نذر عبارت است از التزام به انجام کاری برای خدا بنحو مخصوص با اظهار عبارتی که بیانگر انجام یا ترک کاری به عهده وی برای خدا است.
1- نذر کننده باید عاقل، مختار و مصمم باشد ممنوعیت از تصرف در مالش نداشته باشد.
2- نذر زن در صورتیکه همسرش وی را منع کند صحیح نیست بلکه باید با اجازه وی باشد.
3- چناچه نذر مشروط به چیزی نباشد مثلا بگوید بعهده من است که برای خدا چنان کنم، چنین نذری منعقد نمیگردد و آنرا نذر تبرعی می نامند.
4- متعلق نذر باید برای نذر کننده مقدور باشد. و طاعت یا عملی مستحب محسوب شود نه کاری که فایده ای ندارد.
5- چناچه نذر کننده از پرداخت نذر خود عاجز شود، منحل میشود و از گردن او ساقط میگردد.
6- اگر کسی با اختیار نذر شکنی کند باید کفاره شصت روز روزه و یا 60 مسکین اطعام کند.
بطور خلاصه این اصطلاحات معنا میشود:
مضاربه :
مضاربه که به آن قراض نیز گفته میشود قرار داد تجاری میان دو طرف است که بر مبنای آن یکی عهده دار سرمایه و دیگری عهده دار کار برای تجارت میشود و سود آن میان آن دو تقسیم میشود. مضاربه مانند سایر پیمانها قراردادی است که نیاز به بیان و گفتار و یا نوشته حاکی از پیمان و قبول آن از جانب طرفین دارد.
مزارعه:
مزارعه قرارداد شرکتی است میان کشاورز و صاحب زمین. صاحب زمین، زمین خود را در اختیار کشاورز میگذارد تا کشاورز به روی آن کشت کند.
مساقات:
مساقات قراردادی است میان صاحب باغ و باغبان که طی آن باغبان در مدت معین به آبیاری درختان میپردازد و در مقابل سهمی از محصول باغ را میبرد.
زکات:
یکی از منابع مهم مالی اسلام زکات است زکواه از جمله ضروریات دین و از عبارات مهم محسوب میشود. بطوریکه که در هر آیه ای از قرآن که انسان را به نماز دعوت کرده است به زکات مقرون ساخته است: فاقیموا الصلاه و اتوا الزکاه سوره حج آیه 78. حضرت علی علیه السلام در مورد زکاه میفرماید: ذکاه همراه نماز مایه تقرب و نزدیک شدن مسلمانان به خدا قرار داده شده است.
کسی که زکات را بپردازد نفس را با آن از آلودگی بخل و خودخواهی پاک گردانده کفاره گناهانش محسوب میشود و در برابر آتش آخرت برایش پرده ای خواهد بود.
کسانیکه زکات به آنها واجب است باید واجد این شرائط باشند: بلوغ، عقل، آزادی، مالکیت تام، امکان تصرف کامل در نه چیز زکات واجب میشود:
1- شتر،
2- گاو،
3- گوسفند،
4- گندم،
5- خرما،
6- جو،
7- مویز،
8- طلا،
9- نقره،
10- زکات تن که همان زکات فطریهمی باشد نیز واجب است.
مصرف زکات:
در هشت مورد زکات مصرف میشود:
1-فقراء،
2- مساکین،
3- کارگزاران،
4 - برای ایجاد الفت،جلب رغب كفار به اسلام
5- بدهکاران،
6- راه خدا،
7- ماندگان در راه.
8-خرید و آزاد كردن بنده درصورت عدم وجود فقیر
شرائط مستحقین زکات:
1- ایمان، بنابراین به شخص کافر و بی ایمان زکاه داده نمیشود مگر از سهم تالیف قلوب.
2- مشروب خوا رنباشد.
3- سهم فقراء به افرادی که مخارجشان به عهده زکواه دهنده است مانند پدر و مادر و فرزند و همسر داده نمیشود. ولی از سهم فی سبیل میتواند برای خرج تحصیل یا ازدواج فرزند استفاده کند.
4- سید نباشد مگر آنکه زکاه دهنده خود سید بوده و یا در حالت لضطرار قرار گرفته باشد.
جایگاه امر به معروف در قرآن
مساله امر به معروف از همان روزهای اول بعثت در مکه مورد عنایت اسلام بوده است.
برای مثال در سوره والعصر که شعار مسلمانان به هنگام جدایی از یکدیگر بود و در اوائل بعثت در مکه نازل شده است، در جمله تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر.
اولین وظیفه انبیاء:
قرآن، اولیه وظیفه همه انبیاء راامر به معروف و نهی از منکر میداند و میفرماید: ما در میان هر امتی، پیامبری را مبعوث کردیم که مهمترین وظیفه آنان دو چیز بود: یکی امر به یکتا پرستی که بزرگترین معروف هاست ان اعبدوا الله و دوم نهی از اطاعت طاغوتها که بزرگترین منکرهاست اجتنبوا الطاغوت.
قرآن خطاب به مسلمانان میفرماید شما بهترین امتی هستید که بر مردم ظاهر شده اید بشرط آنکه امربه معروف و نهی از منکر کنید.
امر به معروف و نهی از منکر در روایات:
پیامبر اکرم (ص) فرمود: آمران به معروف، خلیفه خدا در زمین هستند.
حضرت علی علیه السلام فرمود: نهی از منکر به خاک مالیدن بینی فاسقان است.
کسی که جلو منکر را نگیرد همانند کسی است که مجروحی را در کنار جاده ها رها کند تا بمیرد.
افراد ساکتی که در برابر خلافکار هیچ گونه عکس العملی را نشان نمیدهند مردگانی هستند در میان زندگان.
منکر مثل آتشی است که اگر با نهی شما خاموش نشود همه چیز را میسوزانند.
اگر گزنده ای را دیدی که به سوی انسان خفته ای میرود ولی فریاد نکشیدی در قتل او شریکی.
امام صادق علیه السلام فرمود: کسی که بتواند جلوی مفاسد را بگیرد ولی نگیرد دوست دارد که خداوند متعال معصیت شود چنین کسی اعلام دشمنی با خدا کرده است.
اهمیت امر به معروف
ناگفته پیداست که حساب امر به معروف و نهی از منکر از حساب نماز، روزه، و حج جداست. زیرا آنها ضرری به منافع و هوسهای دیگرا نمیزنند و لذا کسی با آنها مخالفتی ندارد.
اما نهی از منکر، با انحرافات و هوسهای مردم است و قهرا گروهی در مقابل آن مقاومت میکنند.
آثار و برکات امر به معروف و نهی از منکر
1- نجات از قهر خدا
2- بهره از الطاف خدا
3- نشانه بهترین بودن
4- اثر امر به معروف در خود انسان
5- شرکت در همه ثوابها
6- برکات اجتماعی
7- برکات سیاسی
8- برکات اقتصادی.
معنای معروف و معنای منکر
معروف یعنی خوبیها و منکر یعنی زشتیهاچ
مراحل امر به معروف و نهی از منکر
مرحله اول: آن است که انسان قلبا از اینکه معصیت خدا شود، ناراحت باشد و کار خلاف را در روح خود منکر بداند و از آن متنفر باشد. در این مرحله احدی معاف نیست. یعنی حتی افراد ناتوان و لال و نابینا و بی پول باید قلبا از گناه متنفر باشند.
مرحله دوم: آن است که به معروف با زبان به خلافکار هشدار دهد و به خوبیها سفارش کند. در قرآن میخوانیم : کیست بهتر از کسی که به سوی خدا دعوت کند و کردار خودش نیکو باشد و بگوید که من از مسلما نانم.
مرحله سوم: آن است که اگر بیان اثر نکرد، با قدرت جلوی خلاف گرفته شود.
سیمای افراد ساکت در قیامت
در حدیثی میخوانیم: پیامبر اکرم (ص) فرمود: به خدایی که جانم در دست اوست از امت من گروهی از قبر بر میخیزند در حالی که در قیافه بوزینه و خوک هستند. این قیافه ها بخاطر آن است که آنان قدرت نهی از منکر داشته ولی با گناهکار سازش کردند.
رسول اکرم (ص) فرمود: در شب معراج دیدم که لبهای گروهی را با قیچی میبرند، پرسیدم اینها کیانند؟ گفتند: کسانی هستند که زبان نهی از منکر داشتند ولی نهی نکردند.
از حضرت علی علیه السلام نقل شده است که: اگر دانشمندی علم خود را کتمان کند بد بو ترین افراد در قیامت خواهد بود.
نمونه ای از معروفها:
احیای مراکز دینی، استقلال و خودباوری، قصد قربت و تشویق، تحصیل، توجه به اجتماع، تالیف قلوب و تجلیل از خوبان
نمونه ای ازمنکرات
منکرات اعتقادی، منکرات فرهنگی، منکرات اجتماعی، منکرا اخلاقی، منکرات اقتصادی، منکرات نظامی و منکرات سیاسی و بین المللی.
اردیبهشت 87 سید مجتبی بدری
 
 
 
 
www.Beseh-Rohani.ir
 
 




[ یکشنبه 13 بهمن 1392 ] [ 10:13 ب.ظ ] [ سید مجتبی بدری ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب