تبلیغات
احباب

احباب
قالب وبلاگ
حدیث یازدهم

10 بحار الانوار ص 132
عن جناده بن ابى امیه قال دخلت على الحسن بن على ابن ابیطالب (ع ) فى مرضه الذى توفى فیه و بین یدیه طست یقذف علیه الدم و یخرج كبده قطعه قطعه من السم الذى اسقاه معویه لعنه الله فقلت یا مولاى مالك لاتعالج نفسك . فقال (ع ) یا ابا عبدالله بماذا اعالج الموت فقلت انالله و انا الیه راجعون .
ثم التفت الى فقال و الله لقد عهد الینا رسول الله (ص ) ان هذا الامر یملكه اثنى عشر اماما احد عشر منهم من ولد على و فاطمه (ع ) مامنا الا مسموم او مقتول ثم رفعت الطست و بكى (ع )
قال فقلت له عظنى یابن رسول الله (ص ) قال نعم .
استعدلسفر و حصل زادك قبل حلول اجلك . و اعلم انك تطلب الدنیا و الموت یطلبك و لا تحمل هم یومك الذى لم یاءت على یومك الذى انت فیه . و اعلم انك لاتكسب من المال شیئا فوق قوتك الا كنت فیه خازنا لغیرك .
و اعلم ان فى حلالها حسابا و فى حرامها عقابا و فى الشبهات عتابا فانزل الدنیا بمنزله المیته خذ منها ما یكفیك فان كان ذلك حلالا قد زهدت فیها و ان كان حراما لم یكن فیه وزر فاخذت كما اخذت من المیته و ان كان العتاب فالعتاب یسیر
و اعمل لدنیاك كانك تعیش ابدا و اعمل لاخرتك كانك تموت غدا و اذا اردت عزا بلا عشیره و هیبه بلاسلطان فاخرج من ذل معصیه الله الى عز طاعه الله عزوجل - الخ .
ترجمه :
علامه مجلسى (ره ) در دهم بحار بسند معتبر از جناده ابن ابى امیه روایت كرده است كه در مرض حضرت امام حسن (ع ) كه به آن مرض ارتحال فرمود.
بخدمت او رفتم دیدم در پیش روى او طشتى گذاشته بودند و پاره پاره جگر مباركش در آن طشت میر پخت بواسطه زهرى كه معاویه باو خورانیده بود.
پس گفتم اى مولاى من چرا خود را معالجه نمیكنى فرمود اى بنده خدا مرگ رابچه چیز علاج میتوان كرد گفتم انالله و انا الیه راجعون .
پس بجانب من ملتفت شد و فرمود كه خبر داد ما را رسول خدا (ص ) كه بعد از او دوازده خلیفه و امام خواهند بود یازده كس ایشان از فرزندان على و فاطمه (ع ) باشند و همه ایشان به تیغ یا بزهر شهید شوند. پس طشت را نزد آن حضرت برداشتند حضرت گریست من گفتم یا بن رسول الله مرا موعظه كن
فرمود كه مهیاى سفر آخرت باش و توشه آن سفر را پیش از رسیدن اجل تحصیل نما.
و بدانكه تو طلب دنیا میكنى و مرگ ترا طلب میكند و بار مكن اندوه روزى را كه هنوز نیامده است بر روزیكه در آن هستى . و بدانكه هر چه از مال تحصیل نمائى زیاده از قوت خود در آن بهره اى نخواهى داشت و خزینه دار دیگرى خواهى بود.
و بدانكه در حلال دنیا حساب است و در حرام دنیا عقاب و مرتكب شبهات آن شدن موجب عتاب است .
پس دنیا را نزد خود بمنزله مردارى فرض كن و از آن مگیر و مگر بقدر آنچه ترا كافى باشد كه اگر حلال باشد زهد در آن ورزیده باشى و اگر حرام باشد در آن و رز و گناهى نداشته باشى
زیرا كه آنچه گرفته باشى بر تو حلال باشد چنانچه میته حلال میشود در حال ضرورت و اگر عتابى باشد عتاب آن كمتر باشد.
و از براى دنیاى خود چنان كار كن كه گویا همیشه خواهى بود و براى آخرت خود چنان كار كن كه گویا فردا خواهى مرد.
و اگر خواهى كه عزیز باشى بى قوم و قبیله و داراى هیبت باشى بى سلطنت و حكونت پس بیرون برو از ذلت معصیت خدا بسوى عزت طاعت و فرمانبردارى خداوند عزوجل . و از این نوع مواعظ و سخنان اعجاز نشان فرمود تا آنكه نفس مقدسش قطع گشت و رنگ مباركش زرد شد.




برچسب ها: زبدة الاحادیث،
[ سه شنبه 21 آذر 1391 ] [ 08:00 ب.ظ ] [ سید مجتبی بدری ]
نظرات
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب