تبلیغات
احباب

احباب
قالب وبلاگ

 

 

خاطرات حج حجت الاسلام والمسلمین سید مجتبی بدری

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بسمه تعالی

حج به یاد ماندنی

    سال 75 اولین سفر حج واجبم بود که به عنوان زائر به حرمین شریفین مشرف شدم. اتفاقا قرار بود مادرم هم از مشهد با دامادمان به حج بیایند. من زودتر آمدم مکه. آن موقع مثل الان نبود و موبایل و امکانات ارتباطی کمتر در دسترس بود. من که زودتر رسیده بودم عمره تمتع را انجام دادم و منتظر مادرم شدم. آرزو داشتم که وقتی مادرم به مکه آمد بتوانم در انجام اعمال عمره و تمتع کمکش کنم. شب جمعه بود، فکر می کردم که مادرم آمده اند مکه. و ممکن است که امشب پیران و بیماران را برای انجام اعمال عمره به حرم بیاورند. آمدم مسجدالحرام و بسیار دنبال مادرم گشتم. بیرون مسجدالحرام، داخل مسجد و اطراف آن را خوب گشتم، خلاصه به هر جایی که فکر میکردم ممکن است مادرم آنجا با شند سر زدم، اما خبری از مادرم نبود. حدود ساعت 12 شب بود، روبروی باب السلام کنار مسعی دعای کمیل خواندم و از خداوند خواستم این توفیق را به من بدهد که در انجام اعمال حج به مادرم کمک کنم و در ثواب ایشان سهیم باشم.

    دعای کمیل تمام شد، و من با ناامیدی بلند شدم که از مسعی به هتل بروم. دیدم که جمعی در فضای سنگ فرش بیرون مسعی نشسته اند. نا خودآگاه به دلم افتاد که خوب است از کنار این گروه بگذرم. جلو رفتم و نزدیک آنها شدم، دیدم پیران و بیماران را روحانی و مدیر کاروان و خدمه برای انجام اعمال حج آورده اند. از قضا مادرم هم با دختر عمویش که هم سن سالش بود در آن کاروان بودند. از دیدن مادرم بسیار خوشحال شدم، آنقدر که در پوستم نمی گنجیدم. وقتی چشم مادرم به من افتاد او نیز همین حس را داشت. او را بغل کردم و مادرم از شوق شروع به گریستن کرد، تا لحظاتی فقط اشک شوق بینمان حاکم بود و دیگر هیچ. بعد از پیدا کردن مادرم خداوند توفیق داد که در انجام اعمال عمره و حج ایشان را کمک کردم تا حجشان به پایان رسید.

    هیچ سفری در عمرم به لذت ان سفر نبود، زیرا در کنار خانه خدا به مادرم کمک کردم تا اعمال حج را انجام دهند. با این که من کمتر خاطرات در ذهنم می ماند اما تمام برنامه و خاطرات آن سفر را خوب به یاد دارم.

امداد الهی

    سالی که می خواستیم مسجد جامع اصفهانک (مسجدی در منطقه اصفهانک تهران) را نوسازی کنیم و توسعه دهیم، من به حج مشرف شدم. آن موقع زمینی را که در پشت مسجد داشتیم خاکبرداری کرده بودیم و فقط 100 هزار تومان پول داشتیم، هیچ گونه بانیی هم نبود که در ساخت مسجد کمکمان کند.

    ایام حج در مسجدالحرام روبروی ناودان ایستادم و عاجزانه از خداوند خواستم که به مسجد ما کمک کند. به درگاه الهی عرض کردم: پروردگارا ! یک طلبه کم رو هستم و روی در مغازه و پیش افراد رفتن را ندارم. الهی! این مشکل را از جلو من بردار. بلاخره حج تمام شد و من به تهران برگشتم. به محض برگشتن شروع به بنایی و توسعه مسجد کردیم. به لطف خدا بدون اینکه یک وعده نماز تعطیل شود مسجد در دو فاز توسعه یافت و نوسازی شد، حتی خودمان هم متوجه نمی شدیم که هزینه های ساخت و ساز از کجا می آمد و چطور تامین می شد. مسجد در سه طبقه به مساحت 2000 متر زیر بنا ساخته شد. و از طرف مرکز رسیدگی به امور مساجد به عنوان مسجد جامع اصفهانک (احباب الحسین) نامگذاری شد.

بهترین یادگاری

     یک سال به یکی از دفترهای زیارتی تهران قول دادم که با یکی از کاروانهای آن دفتر به حج مشرف شوم. جلسه اول رفتم برای زائرین صحبت کنم و کمی مقدمات حج را برای آنها تبیین نمایم. در جمع زائران خانمی دیده شد که لباسهای قرمزی پوشیده بود و حجاب مناسبی نداشت، در جلسات بعدی نیز همینطور حاضر شد. فرودگاه هم که رفتیم باز این خانم با حجاب نامناسبی تشریف آوردند. مدینه که مشرف شدیم، قرار شد همه کاروان به صورت دسته جمعی به حرم مشرف شویم، باز هم این خانم همراه با پسرش که حدودا 12 یا 13 سالش بود با همان وضع جلو کاروان به راه افتاد. به مدیر کاروان گفتم که پوشش این خانم مناسب نیست و بهتر است راهی پیدا کنیم و به ایشان کمک کنیم تا پوششان را اصلاح کنند. من به بهانه تصحیح نماز با او هم صحبت شدم و متوجه شدم که نه تنها نمازش صحیح نیست، بلکه در وضو، غسل و برخی واجبات دیگر هم اشکال دارد. ایشان بسیار علاقه داشت که اشکالاتش را در واجبات اصلاح کند و آنها را به صورت صحیح یاد بگیرد. حتی گفتند موقعی که به سازمان حج و زیارت رفتم و در آنجا به من خبر دادند که مجوزم برای تشرف به حج درست شده است، از فرط خوشحالی موقع رفتن به منزل چپ کردم.

   چون آن خانم در کاروان بسیار انگشت نما شده بود با دو نفر از خواهران کاروان راجع به او مشورت کردیم و قرار شد یک چادر عربی برایش تهیه کنند. یک چادر برایش تهیه کردند و آن خانم هم بسیار استقبال کرد و از آن به بعد به یک خانم چادری و محجبه تبدیل شد. او جزء کسانی بود که از همه زودتر در جلسات آموزشی شرکت می کرد و در تمام برنامه های کاروان از همه پیش قدم تر بود و حتی عمره مجدد نیز با پسرش انجام داد. در پایان سفر آن خانم بسیار تشکر کرد و حجاب برایش بهترین یادگار از سفر عمره شد.

رویای صادقه

     در یکی از سفرهای عمره با خانواده مشرف شده بودیم. در مکه بعد از اتمام اعمال عمره به دلم افتاد که دوباره احتیاطا اعمال عمره را انجام دهم. هوا گرم بود و بعد از سعی خانواده روبروی رکن یمانی داخل مسجدالحرام زیر سقف که خنک تر بود نشستند تا من طواف آخر را انجام دهم. بعد از طواف آمدم هر چه نگاه کردم خانواده را ندیدم. با خودم گفتم که ایشان همین جا بودند و به من نگاه می کردند تا طوافم تمام شود! پس کجا رفتند؟ بعد از چند دقیقه که همان جا مشغول گشتن بودم دیدم که خانواده ناگاه جلوام ظاهر شدند. سوال کردم کجا بودید که بعد این همه گشتن شما را ندیدم. گفت همین جا نشسته بودم، خواب به من غالب شد. چادرم را روی خودم کشیدم و کیفم را زیر سرم گذاشتم و به خوابی شیرین فرو رفتم. ناگهان در عالم خواب شخصی مرا صدا زد و گفت: بیدار شو که شوهرت دنبالت می گردد، بیدار شدم و دیدم شما بالای سرم هستید.




[ یکشنبه 27 بهمن 1392 ] [ 11:03 ق.ظ ] [ سید مجتبی بدری ]




عنوان مقاله: رمی جمرات نماد مبارزه باشیطان

تهیه وتنظیم :
حجت الاسلام سید مجتبی بدری مدیرومدرس حوزه علمیه الا مام القائم (عج)، تهران


بهمن ماه 1392


چکیده: رمی جمرات مبارزه نمادین با شیطان است. در واقع رمی جمرات مبارزه با همه ی شیاطین و صفات رزیله و هواهای نفسانی است که هر کسی رمی جمرات را به معنای واقع انجام دهد بر شیطان برون و درون غالب شده و پاداش فراوان نزد پروردگار عالم خواهد داشت.









کلید واژه: رمی، جمرات، شیطان، حکمت، احکام، پاداش، مبارزه، نمادین، هوای نفس، رزائل،


 


بسمه تعالی
قال الله تبارک وتعالی: ((و اما ینزغنک من الشیطان نزغ فاستعذ بالله))
اصل وجوب رمی جمرات به عنوان یکی از مناسک حج از مسلمات و ضروریات دین اسلام است و همه علمای اسلام بر این اتفاق نظر دارند. رمی جمرات یک تمرین عملی و هدفدار و سازنده برای زنده نگه داشتن روح مبارزه و مجاهدت با صفات زشت شیطانی، زدودن اوهام و وسوسه های ابلیسی، و رذایل و مفاسد اخلاقی و رفع شرک و آلودگی از درون وجود آدمی و محیط زندگی است. رمی جمرات در منا از مهمترین ارکان اعمال تشریق است.
        صاحب کیمیای سعادت می نویسد: «اما انداختن سنگ در مقصود حج گزار، اظهار بندگی بر سبیل تعبد محض و دیگر تشبه به ابراهیم (ع) است. پس اگر در خاطر تو آید که شیطان حج گزار را پیدا آمد، و مرا پیدا نیامده، بیهوده سنگ به چه اندازم؟ بدان که این فکر تو را  شیطان پدید آورده، پس سنگ بینداز تا پشت وی بشکنی که پشت وی بدان شکسته شود.» (فرهنگ نامه اسرارومعا رف حج ص218)
       از لحظه تکلیف، همراه با شروع ماموریت فرشتگان، کار شیطان نیز آغاز شد. پس از آنکه از درگاه قدس ربوبی رانده شد سوگند یاد کرد تا حد امکان همه بندگان خدا را گمراه کند، لذا مکان مبارزه نمادین با شیطان جمرات می باشد.
رمی جمرات
     واژه رمی جمرات(پرتاب سنگ ریزه در حج واجب است) که در متون معروف و مشهور لغت برای آن چهار معنا گفته اند. 1- جمره در اصل به معنای اجتماع قبیله است. و چون جمرات محل اجتماع  سنگ هاست آنرا جمره نامیده اند. 2- جمره به معنای سنگریزه است و چون جمرات به معنای سنگریزها است به آن جمرات گفته اند. 3- جمره از جمار به معنای « به سرعت دور شدن است  » زیرا هنگامی که حضرت آدم (ع ) ابلیس را در این محل یافت او را بوسیله سنگ رمی کرد و شیطان به سرعت از آنجا دور شد. 4- جمره به معنای قطعه سوزان از آتش است شاید اشاره به قطعه های کوچکی است که از میان شعله آتش پرتاب می شود و شبیه سنگریزه است« تحقیقی جدید در باره رمی جمرات آیت الله مکارم شیرازی 26».
      مولا محسن فیض کاشانی می نویسد باید بدانی که این خیال از شیطان است و او آنرا در دل تو انداخته تا اراده ات  را در رمی جمرات سست گرداند و به دلت اندازد که این کار بیهوده و شبیه بازی  کودکان است که نباید به آن مشغول شوی! لیکن تو باید با جدیت و کوشش دررمی او را از پیش خود برانی ودماغش رابه خاک بمالی و بدانی که تو در ظاهر سنگ به سوی عقبه می اندازی اما در واقع سنگ به چهره شیطان میزنی وپشت او را می شکنی، زیرا خاری ومقهوریت شیطان جز با تعظیم وامتثال امر الهی و به مجرد فرمان او بی آنکه عقل ونفس درآن دخالتی داشته باشد حاصل نمی شود. آیت الله جوادی آملی(حفظه الله) می نویسند: اگر مسئله رمی جمرات وسنگ زدن به جمره ها مطرح است در حقیقت، دیو درون و بیرون را رمی کردن  و شیطان انس و جن را راندن است. تا انسان فرشته نشود شیطان از حریم او بیرون نمی رود و اگر فرشته خوی شد، آنگاه است که از گزند شیطان مصون می ماند ( فرهنگ نامه اسرار و معارف حج ص219).
         گیاهان، حیوانات و انسانها، هر یک به گونه ای مسائل ناسازگار با خود را دفع و مسائل ملایم با خویش را جذب می کنند. جذب و دفع در سطح طبیعت و نیز در انسانهای عادی، گاه به صورت شهوت و غضب گاهی به صورت محبت و عداوت، زمانی به صورت ارادت و کراهت و... نمایان می شود اما در مؤمنان رقیق شده، آن دو به صورت تولّی و تبرّی تجلی می کند. حج گذاری که به تولّای راستین و تبرّای صحیح رسیده، جذب و تولّی از هنگام بیتوته در منا در یاد خدا متجلّی است، چنان که دفع و تبرّای او در مناسک روز تجلّی دارد. با توجه به سخن خدای سبحان دربار? قربانی: « لَن یَنال الله لحومها وَلا دماؤهَا ولکن یَناله التّقوی منکم» می توان گفت: بیان قرآن دربار? جلوه گاه تبرّی مزبور ، یعنی رمی جمرات نیر این است که سنگ ریزه ها شیطان را رجم و طرد نمی کند، بلکه این انزجار درونی شماست که شیاطین انس و جن را می راند و شما را از هر شیطنت درونی  وبیرونی محافظت می کند. در مورد رمی جمرات باید توجه داشت که نه آن چهره شیطان است و نه این سنگ زدن رمی شیطان، زیرا رمی جمرات در زمان جاهلیت نیز مرسوم بوده چنان که در این زمان هم گاهی برخی شیاطین  انسی این رمی را انجام می دهند، بدیهی است که شیطان هرگز با هفت سنگ طرد نمی شود! تنها راه طرد شدن شیطان  و در امان ماندن از آسیب های او استعاذ? عملی و به حصن الهی پناهنده شدن است. «واما ینزغنک من الشیطان نزغ فاستعذ بالله (سوره اعراف آیه 200).
      سنگ زدن به جمره ها رمز و نشانه ای از رمی دیو درون، و بیرون راندن شیاطین جنَّی و انسی است. پس اگر کسی خود جزو شیاطین انسی بود، هرگز قدرت و لیاقت تبرّی و رمی حقیقی را ندارد! چنان که اگر شیطان همنشین کسی شد او نمی تواند همراه خود، یعنی شیطان را رمی کند. (جرعه ای ازصهبای حج تالیف آیت الله جوادی املی ص 255-254)
                                           (رمی جمرات نماد مبارزه با شیطان)
       رمی جمرات نماد مبارزه با شیطان است، در واقع مبارزه با همه صفات شیطانی است که در وجود انسان است. رمی جمرات جنگ با شیطان نفس و دور کردن همه رذائل اخلاقی است، سنگ زدن به شیطان سنگ زدن به هم? امیال دنیایی است.  یک معنای رمی جمرات به سرعت گریختن است! یعنی اگر  از شیطان با سرعت فرار نکنی و با کندی حرکت کنی ممکن است انسان را به دام بیندازد. در رمی جمرات بیشترین و پر تعدادترین اعمال قراردارد: سه روز سنگ زدن، روز دهم رمی جمره عقبه، روز یازدهم و دوازدهم هر سه جمره را  سنگ زدن، که کلا می شود هفت بار و هر بار هم هفت سنگ باید بزند که جمعا 49 سنگ می شود.
      هیچکدام از اعمال حج این قدر تکرار نشده است، آنهم با این تعداد، طواف در حج سه مرتبه است 1- طواف عمره تمتع 2- طواف زیارت 3- طواف نساء آنهم هر مرتبه 7 شوط که جمعا می شود 21 شوط. این مقدار سنگ زدن در جمرات شاید حاکی از این باشد که از همه بیشتر باید مواظب شیطان بود هیچکدام از اعمال حج با خشونت نیست جز رمی جمرات که با خشونت است؛ یعنی سنگ زدن در 7 بار و هر بار هم 7 سنگ، آنهم باید کسی که سنگ می زند ببیند سنگش به جمره و هدف خورده؟ اینها همه حکایت از این دارد که با شیطان و هواهای نفسانی و امیال دنیایی با نرمی نمی شود برخورد کرد باید با تندی و با خشونت برخورد کرد و الا ممکن است شیطان و هوای نفس به انسان غالب شود. مسئله اعمال منی با همه اعمال فرق میکند؛ اعمال منی همه اش مبارزه با شیطان  نفس است. رمی جمره مبارزه نمادین با شیطان یعنی دور کردن همه رزائل اخلاقی است. دیگر از اعمال منی قربانی است.  قربانی یعنی قربانی کردن همه هواهای نفسانی. دیگر از اعمال منی حلق و تقصیر است که آنهم  باز مبارزه با هوای نفس است. چون موی انسان زیبایی اوست باید با نفس خود بجنگد تا بتواند به نفس خود غالب شود. منا یعنی مبارزه و جنگ با زشتیها و جایگزین کردن خوبیها. رمی جمرات اعلان جنگ با ابلیس است سنگ زدن به جمرات نابود کردن هواهای نفسانی و خواهشهای حیوانی و مهار شهوات و اخلاق رذیله است. قرآن کریم گرچه با اهتمام بسیاربه  احکام و مناسک حج پرداخته است اما سخنی از رمی جمرات به میان نیاورده است، یعنی نه قبل از بیان «فاذا قضیتم مناسککم» ذکری از رمی آمده است و نه پس از آن، و حال آنکه رمی جمره در روز عید و رمی جمرات سه گانه در روزهای منی جزء مناسک حج است. در پا سخ باید گفت طبق برخی از روایات این سنگ منسک از سنت های نبوی می باشد چنانکه امام باقر (ع ) میفرمایند: و فرائض الحج الاحرام و الهَدی للمتمتع فریضة فامّا الوقوف بعرفه فهو واجب وَالحَلق سنّة و رمی الجمار سُنَة. بعضی از مفسران این  احتمال را داده اند که ذکر نشدن رمی جمرات در قرآن به این معناست که چون همه اعمال حج در چهار چوب زمان و مکان، یعنی موسم حج و مکه و مشاعر قرار دارد یادآور شده است. اما رمی شیطان منحصر به ذی الحجه  و مکه و مشاعر نیست، بلکه در طول عمر لازم است صورت گیرد. لذا آیاتی هم که امر به طرد شیطان می کند بر این مسئله دلالت دارد مثل آیه شریفه: «وَ امّا یَنزَغَنَّکَ منَ الشَیطان نَزغَ فَاستَعذ بالله انَّه سَمیع عَلیم»( اعراف آیه 200).  در سایه تفسیر حج یکی از درسهائیکه می شود از رمی جمرات گرفت این است: آیه مبارزه با شیطان، مکان خاص و زمان خاصی ندارد، بلکه باید در همه جا و هر زمان آماده جنگ با شیطان بود حتی در وقت عبادت، چنانچه فقها می فرمایند: قبل از شروع قرائت در نماز مستحب است استعاذه کنیم و «اعوذ بالله منَ الشیطان الرجیم» بگوید.
      رمی جمره: راندن اخلاق رذیله و اوصاف پست است که در این مقام باید احساس خطر کرد و به یک باره علیه خویشتن خویش شورید و هواهای نفسانی را از ریشه کند و بیرون افکند؛ معنای رمی جمره مبارزه با نفس امّاره است. بر اساس اصطلاحات قرآنی انسان سه نفس دارد: 1. نفس امّاره سوره یوسف آیه 53 2.نفس لوّامه سوره قیامت آیه 2 3. نفس مطمئنه سوره فجر آیه 2.  در جمره اولی انسان با شیطان درون و نفس امّاره ستیز می کند. اولین دشمن در راه وصول به قرب الهی  نفس امّاره است، لذا از این رو باید از آنجا شروع کرد و در رمی اول اسب چموش درون را رام کرد. آن گاه که انسان عملی خلاف انجام دهد از درون سرزنش دریافت می کند و این یکی از عجائب آفرینش  آدم است که سرزنش ها از سوی نفس لوّامه است.  در رمی جمره وسطی انسان دوباره به شیطان سنگ می زند تا به خود تلقین کندکه حتی نزدیک عمل خلاف و معصیت نشود تا مبتلا به سرزنش ها نگردد.
      هرگاه سالک با نفس امّاره مبارزه کرد و نفس لوّامه اش او را از ارتکاب معاصی باز داشت و او را از انجام گناهان مراقبت نمود، او به نفس مطمئنه واصل شده است. حاجی با رمی جمره عقبی شیطان را به طور کلی از خویش دور می سازد تا نفس مطمئنه خویش را در امان داشته و آماده وصال به حریم گردد؛ در این حالت او سزاوار این مقام می شود که خدا به او بگوید از تو راضی هستم.
یا ایَّتها النَّفس المطمئنة ارجعی الی ربّک راضیة مرضیة. (فجر آیه 27-28)
ای روح آرامش یافته خشنود و پسندیده به سوی پروردگارت باز گرد.
انداختن سنگ اظهار بندگی و تشبه به ابراهیم خلیل (ع) است، پس باید سنگ انداخت تا پشت شیطان را شکست و اعلام نمود که من فقط از خدا فرمان بری می کنم، سنگ انداختن انقیاد و بندگی است اظهار امتثال و عبودیت است. شیطان زمانی خوار و ذلیل می شود که انسان را بنده ومنقاد خدا بیند. حاجی با رمی جمره فرشته صفت شده و از دام ابلیس می رهد، بنابراین رمی کننده حقیقی خداوند سبحان است و حاجی به هنگام رمی دست خداست زیرا که فرمود: وَ ما رَمیت اذ رَمَیت وَلکنّ الله رَمی. (سوره انفال آیه 17)
و آن گاه که تیر می انداختی، تو نیز تیر نمی انداختی خدا بود که تیر می انداخت.
                       تاریخچه رمی جمرات
      مطالبی که در مورد سابقه رمی جمرات گزارش شده است متفاوت است در برخی روایات سابقه این عمل تا زمان حضرت آدم (ع) کشانده شده و برخی دیگر سابقه تاریخی آن را تا ابراهیم خلیل (ع) می رسانند. در مورد حضرت ابراهیم (ع) نیز سخن به اختلاف است، پاره ای روایات آن را از تعالیم جبرئیل (ع ) به ابراهیم (ع) به هنگام آموزش مناسک حج میدانند و پاره ای دیگر ظهور شیطان به ابراهیم (ع) و سنگ انداختن به او را آغاز پیدایش این عمل معرفی می کنند و دسته دیگر آن را یاد آور سنگهائی می دانند که ابراهیم (ع) به قوچ قربانی زد . (گل واژه های حج و عمره ص168)
                      حکمت رمی جمرات
      حدیث 1. ابی رحمة الله علیه قال : حَدَثَّنا محمد ابن ابی یحیی العطّار عن العمرکی خراسانی عَن علّی ابن جعفر ع قال سَئلتَه عَن رَمی الجمار لمَ جعل کم قال لاَنَّ ابلیس اللَّعین کَانَ یترائی لابراهیم (ع) فی مَوضع الجماعَ فَرَجَمَهَ ابراهیم فَجَرت السنه بذالک (رحمة الله علیه) از محمد بن عطّار از عمرکی خراسانی  از علی بن جعفر از برادرش موسی ابن جعفر (ع) وی می گوید از آن حضرت پرسیدم برای چه رمی جمار و پرتاب کردن ریگ تشریع شده است؟ حضرت فرمودند: برای اینکه در این مکان که ریگ پرتاب می کنند ابلیس ملعون به نظر ابراهیم (ع) آمد، آن جناب او را با ریگ زد و پس از آن این عمل در آنجا سنت شد. (علل الشرایع، شیخ صدوق، ص404. ترجمه محمد جواد ذهنی تهرانی)
حدیث2 . ابی رحمة الله قال: حَدَثَّنا سَعد ابن عبدالله عَن ایَّوب ابن نوح عن صفوان ابن یحیی عن معاویة ابن عمَّار عن ابی عبدالله قال: اَوُّل مَن رَمی الجمار آدم (ع) قال جبرئیل (ع) ابراهیم فقال ارم یا ابراهیم فَرَمی جَمَرَة العَقَبَه وَ ذالک اَنَّ الشیطان  تمثل له عندها. پدرم  رحمه از سعد ابن عبدالله  از ایَّوب ابن نوح از صفوان ابن عمَّار از حضرت ابی عبدالله (ع)؛ آن حضرت فرمودند: اولین کسی که ریگ ها را پرتاب کرد آدم (ع) بود بعد فرمودند: جبرئیل نزد ابراهیم (ع ) آمد و گفت: ای  ابراهیم بیانداز ابراهیم (ع )عقبه را با ریگ زد زیرا شیطان در جنب آن برای ابراهیم ممثّل شد. (علل الشرایع شیخ صدوف- ترجمه سید محمد جواد ذهنی تهرانی)
حدیث625
      امام علی ع فرمود: جمره ها بدین سبب با سنگ زده می شود که چون جبرئیل محل های عبادت را به حضرت ابراهیم (ع) نشان داد. ابلیس بر او نمایان شد، جبرئیل آن حضرت را فرمان داد که او را براند او هم شیطان را با هفت سنگ راند. شیطان کنار جمر? اول زیر زمین پنهان شد وکنار جمر? دوم سر بر آورد، آدم با هفت سنگ دیگر او را راند و ابلیس باز هم به زیر زمین رفت و از محل جمر? سوم آشکار شد با هفت سنگ او را زد و او دیگر در همانجا به زیر زمین رفت.
حدیث626       
      ابن عباس می گوید: جبرئیل نزد رسول خدا آمد و او را برد تا عبادتگاهها را نشانش دهد. کوه ثبیر شکافته شد و وارد منی گشت و جمره ها را نشانش داد، سپس مشعر و آنگاه عرفات را. شیطان کنار جمره بر پیامبر نمایان شد و حضرت با هفت سنگ او را راند تا اینکه پنهان شد و از کنار جمر? دوم سر بر آورد، پیامبر (ص) با هفت سنگ او را زد تا اینکه ناپدید شد سپس در آخرین جمره آشکار شد و پیامبر (ص) هفت سنگ دیگر نیز بر او زد تا اینکه پنهان شد . (حج و عمره تالیف محمد ری شهری)
                      طریقه سنگ زدن از نظر روایات
حدیث628
     امام باقر(ع) فرمودند: رسول خدا چون از مزدلفه آمد روز عید قربان به جمره عقبه گذشت و هفت سنگ بر آن زد سپس به منا آمد و این از سنت است. زهری گوید: رسول خدا هر گاه جمره ای را که نزدیک مناست سنگ می زد با هفت سنگ می زد و با هر سنگی تکبیر می گفت، سپس جلو می رفت و در مقابل آن رو به قبله می ایستاد و دستانش را بلند می کرد و میزد و با هر سنگی که می زد تکبیر می گفت، سپس بر می گشت و از سمت چپ به طرف وادی سرازیر می شد در حالیکه دستانش را به دعا بلند می کرد. سپس نزد جمره ای که نزدیک عقبه  است می آمد آنرا هم هفت سنگ می زد و با هر سنگی تکبیر می گفت. آنگاه بر می گشت و نزد آن نمی ماند.
حدیث30
      امام باقر (ع) فرمودند: نزد جابر ابن عبدالله رفتیم از او خواستیم تا از حج پیامبر(ص) ما را خبر دهد گفت: رسول خدا (ص) جمره ای را که نزدیک درخت است هفت سنگ می زد با هر سنگی تکبیر می گفت و سنگها را با انگشت پرتاب می کرد. سنگ را از دل آن وادی می زد آنگاه برمی گشت و قربانی می کرد. (نقل از کتاب حج و عمره تالیف محمدی ری شهری)
حدیث 634
     امام صادق (ع) فرمودند: هر روز هنگام ظهر جمرات را سنگ بزن وآنچه را هنگام رمی جمره عقبه گفتی بگو، پس از جمره اول آغاز کن و از طرف چپ جاده رو به قبله بایست وخدا را حمد وثنا بگو و بر پیامبر(ص) درود فرست، سپس کمی جلو برو دعا کن و از خدا بخواه که از تو قبول کند، بازهم جلوتر برو و نزد جمره دوم نیزآن گونه که با جمره اول کردی می ایستی وخدا را آنگونه که پیش خواندی، می خوانی و سپس به سوی جمره سوم رفته با آرامش و وقار سنگ می زنی ولی کنار آن نمان .
حدیث 635
     معاویة ابن عمار از امام صادق (ع) چنین روایت کرده است: سنگ ریزه های جمره را برگیر نزد آخرین جمره که کنار عقبه است برو و از رو برو سنگ بر آن بزن و از بالایش مزن در حالیکه سنگها در دست توست می گوئی خدایا: اینها سنگ ریزهای من است آن را برای من به شمار آور و همراه عملم به سوی خود بالا ببر، سپس سنگها را زده و با هر سنگی می گویی الله اکبر، خدایا شیطان را از من دور گردان، خدایا کتاب تو و سنت رسید? پیامبر (ص) را باور دارم خدایا این را حجی پاداش یافته و عملی پذیرفته و تلاشی سپاس یافته و گناهی بخشوده قرار بده، فاصله میان تو و جمره  ده تاپا نز ده ذراع باشد، وقتی پیش وسایل خود برگشتی و از سنگ زدن باز آمدی بگو خدایا: به تو اطمینان کردم و بر تو توکل نمودم که خوب پروردگار و مولا و یاوری هستی و فرمود سنگها را در حال طهارت بزنید.
حدیث 636
      امام رضا (ع) فرمودند: سنگ ریزه ها به انداز? بند انگشت باشد و از سنگ های سیاه و سفید و سرخ بر ندار و سنگ های خال خال بردار و با نوک انگشتان بزن. سنگ را به انگشت شست می گذاری و با پشت انگشت اشاره آنرا می اندازی، جمره ها را از وسط وادی سنگ بزن و همه آنرا طرف راست خود قرار ده بالای جمره را سنگ مزن، کنار جمر? اول و دوم بایست ولی کنار جمر? عقبه نه.
                               پاداش سنگ زدن
حدیث 637
     پیامبر خدا (ص) فرمودند: رمی الجمار ذخر یوم القیامة ، سنگ زدن به جمره ذخیر? روز قیامت است .
حدیث 638
     پیامبر خدا (ص) فرمودند : هر گاه رمی جمرات کردی برای تو نوری در قیامت خواهد بود .
حدیث 639
     ابن عمر می گوید: مردی دربار? رمی جمرات از رسول خدا (ص) پرسید که چه پاداشی دارد ؟ شنیدم که آن حضرت فرمود : آن را نزد پروردگارت در روزی که بیشترین نیاز را به آن  داری می یابی.
     رسول خدا (ص) فرمودند: چون روز عرفه شود خداوند ، حاجیان خالص را می بخشاید و چون شام مزدلفه فرا رسد خداوند متعال بازرگانان را می آمرزد و روز منی خداوند شتر داران « کرایه چیان » را می آمرزد و چون زمان حضور در جمر? عقبه فرا رسد خداوند در خواست کنندگان را می بخشاید از آن انبوه مردم لا اله الا الله گو نمی ماند مگر آنکه خداوند او را می آمرزد . حضرت پیامبر (ص) می فرمایند: حج گذار وقتی به جمره ها سنگ بزند از گناهانش بیرون آید .
     امام صادق (ع) فرمودند: دربار? رمی جمره ها از حج گذار در مقابل هر سنگی که می زند گناه کبیر? هلاکت باری محو می شود. (کتاب حج و عمره محمدی ری شهری .)
حدیث 641   
     پیامبر خدا (ص) فرمودند : حج گذار وقتی بر جمره ها سنگ بزند از گناهانش بیرون می آید. (کتاب حج و عمره تالیف محمدی ری شهری). آری هر کس شیطان را از خود دور سازد از تاریکی و گمراهه می رهد و بخدا نزدیک می شود و نورانی می گردد که خداوند نور آسمانها و زمین است.
                              احکام جمرات
     واجبات منی که در روزعید قربان انجام می گیرد سه چیز است:
1-رمی جمره عقبه 2- ذبح 3- حلق .
     رمی جمرات که مهمترین آن رمی جمره عقبه است یعنی ریگ انداختن به جمره ای که نام محلی است در منی.
                           احکام رمی جمره
الف- وقت انداختن ریگ از طلوع آفتاب روز عید است تا غروب آن.
ب- با قصد خا لص بودن ریا و نمایش دادن عمل به غیر نباشد.
ج- تعداد ریگها هفت عدد باشد.
د- ریگها از محدوده حرم باشد.
ه –ریگها رایکی پس از دیگری پرتاب کند.

                          مستحبات رمی
      هنگامی که حاجی ریگها را در دست گرفته است وآماده رمی است این دعا را بخواند (اللهم هذه حصیاتی فاحصن لی وارفعن فی عملی ) و نیز هرسنگی که می اندازد تکبیر بگوید. همچنین هرسنگی را که می اندازد این دعا را بخواند:
الله اکبر اللهم ادحر عنی الشیطان اللهم تصدیقا بکتابک وعلی سنت نبیک اللهم اجعله لی حجا مبرورا وعملا مقبولا وسعیا مشکورا وذنبا مغفورا
پس از برگشتن به جای خود در منا این دعا را بخواند:
اللهم بک وعلیک توکلت فنعم الرب ونعم المولی ونعم النصیر
خلاصه پس از آنکه حاجی تمام اعمال روز عید قربان را انجام داد دو وظیفه مهم دیگر دارد:
1-    بیتوته در منا
2-    رمی جمرات سه گانه که روز یازدهم ودوازدهم به ترتیب باید جمرات سه گانه را رمی کند.
            بعضی ازاسرارو معارف رمی جمرات
سنگ باران شیطان شیو? ابراهیمی در مبارزه با ابلیس است. چنان که گذشت شیطان بر ابراهیم (ع) ظاهر شد و جبرئیل به ابراهیم دستور داد که او را با هفت سنگ بزند سپس در محل دوم و سوم ظاهر شد و ابراهیم هر بار با هفت سنگ او را مورد حمله قرار داد این عمل ابراهیم (ع) آموزه ای برای همه نسل هاست که با شیطان و شیطان صفتان دنیا مبارزه کند. پیامبر (ص) نیز هنگامی که روز عید قربان  از مشعر به منا رفت نزد جمره عقبه آمده و آن را با هفت سنگ زد. این امر نیز سنت گردید و همین گونه در مورد جمره اول و دوم عمل کرده است.   

                    مبارزه باشیطان درون
       امام صادق(ع) فرمودند: « در رمی جمرات، شهوات و پستیها و صفات نکوهیده را از خود دورکن و آنها را با تیر سنگ خویش هدف قرار داده».
      آیت الله جوادی آملی می نویسد: «اگر مسئله رمی جمره و سنگ زدن به جمره ها مطرح است، در حقیقت دیو درون و بیرون را رمی کردن و شیطان انس و جن را راندن است، تا انسان فرشته نشود شیطان از حریم او بیرون نمی رود .اگر فرشته خوی شد، آن گاه است که از گزند شیطنت مصون می ماند.»
                             چیست رمی الجماره نزدخرد                   نفس امّاره سنگسار کنند
        «رمی جمرات یک تمرین عملی هدفدار و سازنده برای زنده نگه داشتن روح مبارزه ، مجاهدت با صفات زشت شیطانی ، زدودن  اوهام و وسوسه های ابلیسی ، رذایل و مفاسد اخلاقی و رفع شرک و آلودگی از درون وجود آدمی و محیط زندگی است.
                      رمی جمره کردی زدی بر دیو دون سنگ            هم بر سر برپرفسون سنگ
                      انداختی بر فرق دنیایی زبون سنگ                    تا جانت ایمن گردد از آفات دوران  
 
                         سرّ طهارت در رمی
       بر اساس فرموده امام صادق(ع)، مستحب است حاجیان در هنگام رمی جمرات، با طهارت باشند یعنی با حالت وضو یا غسل بوده و از ناپاکی های معنوی به دور باشند.آری، کسی بهتر می تواند شیطان پلید را براند که خود پلید و ناپاک نباشد.
                            پاکی از گناهان
       در حدیثی از پیامبر(ص) حکایت شده است :« حج گزار هنگامی که رمی جمرات می کند، از گناهانش خارج شود».
       در حدیث دیگری از امام صادق(ع) نقل شده است حاجیان با هر سنگی که می زنند ، گناه کبیره ای از آنها بر طرف می شود. آری! هر کس که شیطان را از خود براند، از پلیدیها به دور می شود و به لطف الهی پرونده گذشته او نیز پاک می گردد.
    کسب نورانیت در مبارزه باشیطان
      پیامبر اسلام (ص) فرموده است: «هنگامی که رمی جمرات کردی، آن برای تو نوری در رستاخیز خواهد بود.»آری هر کس شیطان را از خود دور سازد، از تاریکی گمراهی می رهد و به خدا نزدیک می شود و نورانی می گردد که خدا نور آسمانها و زمین است.
               توجه به عظمت خدا وضعف شیطان
      براساس احادیث متعدد حضرت ابراهیم (ع) و پیامبر اسلام (ص) درهنگام سنگ باران شیطان بعد ازهرسنگی تکبیر می گفتند ازاین روی تکبیر گفتن هنگام رمی استحباب دارد و نشانه آن است که تنها با تکیه برخدا می توان با شیطان مبارزه نمود و او را تضعیف کرد. آ ری، حاجیان بر ذلت شیطان تکبیر می گویند وعظمت الهی را یاد آور می شوند تاهمه بدانند عاقبت شیطان ذلت وخواری است وسر افرازی و بلند مرتبگی مخصوص خداون است. دراحادیث اهل بیت (ع) آمده است سنگساری شیطان را با یاد خدا و حمد و ثنای الهی وصلوات بر پیامبر (ص) همراه سازید و ازخداوند بخواهید که ازشما قبول کند. آری، در اسلام مبارزه با دشمن نیز جهت دار است وهرگاه شیطان رانده می شود به خاطر خدا و یاد ودستور او است.
              رعایت اعتدال وحقوق دیگران
       درحدیثی آمده است وقتی حضرت پیامبر(ص) ازدحام مردم برای رمی جمرات را دید فرمود همدیگر را به کشتن ندهید! چون سنگ می زنید با نوک انگشتان پرتاب کنید. و درحدیث دیگر آمده با مثل اینها (سنگ ریزه ها) از زیاده روی دردین بپرهیزید که پیشینیان شما به دلیل غلو وزیاده روی در دین هلاک شدند. آری، افراط و تفریط در دین در هرکار موجب زیان فرد واجتماع می شود. ازاین روی رعایت اعتدال در انتخاب اندازه سنگها و رعایت حال دیگران در هنگام پرتاب سنگها لازم است. بدین جهت امام صادق (ع) به آرامش و وقار و عدم توقف درهنگام رمی جمرات سفارش کرده است این سفارشها نکته مهمی را گوشزد می کند وآن اینکه به هر وسیله ای نمی توان به مقصد رسید وحتی در مسیر عبادت و مبارزه با شیطان بایستی حقوق دیگران را مراعات کرد و به آنان آزار نرساند.
            مبارزه با راههای مختلف نفوذ شیطان
دراینجا دو وجه به نظر میرسد:
      وجه اول: شاید به این سبب باشد که شیطان و هوای نفس از هفت مجرا بر انسان مسلط می شود. پنج قوه حسی و دو قوه شهوت و غضب. بنابراین شیطان از هفت راه داخل هویت ونفس انسانی می شود که باید راه نفوذش را بست. وجه دوم: از آنجا که انسان در دنیا مسافری بیش نیست بنابراین از زمان پیدایش تا آخرین نقطه ی وصول به کمال انسانیت باید ازهفت مرحله (طبع نفس عقل روح سر خفی اخفی ) و منزلگاه بگذرد.
      تکرار جمرات نشانه موانع متعدد در راه حق
      تعداد عقبات (جمره اولی- وسطی- عقبه ) نشانه آن است که برای رسیدن به حق تنها یک مانع نیست، بلکه موانع متعدد متفاوت در سرراه وجود دارد. در هر قدمی که انسان به خانه حق نزدیک می شود سنگی جلوی پای او می آید ودفاع بر اولازم می شود. شگفتا که شیطان صف بندی سه گانه خود را درهمه جا پیاده کرده است دریهود اقنوم های سه گانه به جای توحید موسی، و درمسیحیت تثلیث (ابن واب وروح القدس) به جای توحید عیسوی، ودر یونان سه چهره دریک سر و در راه تکامل انسان زرو زور وتزویر.
            سر استحباب استقبال فراست بار قبله
      در رمی جمره اولی وجمره وسطی چون شیطان مانع از آن است که انسان به طرف خانه کعبه به پیش رود لذا شخص حاجی روبه طرف خانه خدا به رمی شیطان می پردازد تا اورا از سر راه خویش بردارد اما درجمره عقبه چون نزدیک به حرم است باید مانع از ورود شیطان به این حرم گردد، لذا پشت به کعبه و رو به شیطان به مصاف او می رود. علاوه براین تا با شیطان بزرگ مبارزه نشود انسان نمیتواند روبه قبله حقیقی باشد وباید این مانع را بردارد تا به قبله حقیقی روکند.
       ضرورت مبارزه وهجوم جمعی علیه شیطان
       درحج چند تجمع عام داریم (مثل حضور درعرفات ومشعر). یکی از اجتماعات واحد هم در رمی جمره عقبه در روزعید وجود دارد. این هجوم همگانی و واحد علیه شیطان، این درس مهم را می دهد که دربعضی از موقعیت ها بایستی مسلمان نیروی خود را متمرکز کنند وعلیه آن سنگرها ودشمنان اصلی موضع بگیرند ودر مراحل زمانی که علیه آنها وارد عمل شدند وتضعیف شان کردند تقسیم شوند، یعنی در مرحله اول باید آن مانع بزرگ ودشمن اصلی را با یک هجوم همه جانبه وگسترده تضعیف کرده آن گاه به دشمنان دیگر پرداخت. ازاینجا ضرورت مرحله بندی واولویت گزاری در مبارزه آشکار می شود.
مبارزه جدی وزیاد باشیطان
      دربین اعمال حج بالاترین تکرار عمل مربوط به رمی جمره است (49 بار سنگ زدن )که بیشتر ازتعداد طواف (21شوط)یا سعی (14شوط) است. این کثرت نشان دهنده آن است که بدون مبارزه زیاد مستمر وفراگیر و جدی با شیطان کمال وقرب حاصل نمیشود و واجب عملی نمی گردد.
علاوه براین تعداد زیاد رمی ممکن است اشاره خدا به تعداد فراوان گناهان ورذایل اخلاقی داشته باشد که باید ازآنان دوری جست و نفس خود را ازآنها پالایش کرد.
                     مراحل هفت گانه رمی
      همان گونه که طواف وسعی هفت مرتبه است رمی نیز هفت مرحله دارد که در هرمرحله نیز هفت سنگ زده می شود (در سه روز). این هفت دربسیاری دیگر از امور زندگی هم جاریست، (مثل هفت مرحله زندگی) واین پیام را دارد که در همه این مراحل بایستی با شیطان مبارزه کرد وآنی از اوغفلت نورزید. لذا قرآن درباره شیطان می فرماید: (وشارکهم فی الاموال والاولاد) یعنی حتی آن زمان که نطفه یک انسان منعقد می شود ازآسیب او درامان نسیست وهمیشه تا لحظه مرگ باید هوشیار وآماده بود.
 

 




منابع و ماخذ
1-قرآن کریم( سوره اعراف آیه 200-سوره انفال آیه 17- سوره مائده آیه 2- سوره فجر آیه 27و28- سوره یوسف آیه 53- سوره قیامت آیه 2- سوره حج آیه 37)
2-حج و عمره در قرآن وحدیث(صفحات353،355،357،359،371 ) تالیف آیت اله محمدی ری شهری
3-پیش در امدی بر فرهنگ نامه اسرار و معارف حج معاونت امور روحانیون  صفحات219،220،221،223
4-درسنامه اسرارحج –محمد تقی فعال
تفسیر آیات حج ص162
5- صهبای حج 254-255 تالیف آیت اله جوادی آملی
6- تحقیق جدید درباره رمی جمرات ص26-27-28
7-مناسک مراجع
8- گل واژه های حج وعمره ص168
9- علل الشرایع شیخ صدوق ص404 ترجمه محمدجواد ذهنی تهرانی
10- تحقیق جدید درباره رمی جمرات  26،27،28 آیت اله مکارم شیرازی




[ پنجشنبه 24 بهمن 1392 ] [ 08:59 ق.ظ ] [ سید مجتبی بدری ]

 
عنوان: اعتكاف وپیامبر اعظم (ص)
نام و نام خانوادگی: سید مجتبی، بدری

نوع نوشته: مقاله كیفیت اثر: تدوین
موضوع: اعتكاف وپیامبر اعظم (ص) ناشر:
زبان اصلی: فارسی محل نشر:
عنوان به زبان اصلی: فارسی سال نشر:


ادامه مطلب

[ یکشنبه 13 بهمن 1392 ] [ 09:25 ب.ظ ] [ سید مجتبی بدری ]

عنوان: غدیر خم
نام و نام خانوادگی: سید مجتبی، بدری

نوع نوشته: مقاله كیفیت اثر: تحقیق
موضوع: ولایت ناشر:
زبان اصلی: فارسی محل نشر:
عنوان به زبان اصلی: فارسی سال نشر: 85



ادامه مطلب

[ یکشنبه 13 بهمن 1392 ] [ 09:22 ب.ظ ] [ سید مجتبی بدری ]

 
عنوان: 
نام و نام خانوادگی: سید مجتبی، بدری

نوع نوشته: مقاله كیفیت اثر: تدوین
موضوع: انقلاب اسلامی ناشر:
زبان اصلی: فارسی محل نشر:
عنوان به زبان اصلی: فارسی سال نشر: 85


ادامه مطلب

[ یکشنبه 13 بهمن 1392 ] [ 09:20 ب.ظ ] [ سید مجتبی بدری ]




عنوان: ادلّه بررسی وجوه اعتباری
نام و نام خانوادگی: سید مجتبی، بدری

نوع نوشته: مقاله كیفیت اثر: تألیف
موضوع: فقه و اصول ناشر:
زبان اصلی: فارسی محل نشر:
عنوان به زبان اصلی: فارسی سال نشر: 85



ادامه مطلب

[ یکشنبه 13 بهمن 1392 ] [ 09:19 ب.ظ ] [ سید مجتبی بدری ]

عنوان: وحدت وانسجام د ر قرآن كریم و سیره نبوی
نام و نام خانوادگی: سید مجتبی، بدری

نوع نوشته: مقاله كیفیت اثر: تألیف
موضوع: وحدت ناشر: سید مجتبی بدری
زبان اصلی: فارسی محل نشر: تهران
عنوان به زبان اصلی: فارسی سال نشر: 1386



ادامه مطلب

[ یکشنبه 13 بهمن 1392 ] [ 09:16 ب.ظ ] [ سید مجتبی بدری ]

 

عنوان: نظام اقتصاد اسلامی
نام و نام خانوادگی: سید مجتبی، بدری

نوع نوشته: مقاله كیفیت اثر: تحقیق
موضوع: نظام اقتصاد اسلامی ناشر: حوزه علمیه امام القایم (عج)
زبان اصلی: فارسی محل نشر: تهران
عنوان به زبان اصلی: فارسی سال نشر: 87


ادامه مطلب

[ یکشنبه 13 بهمن 1392 ] [ 09:13 ب.ظ ] [ سید مجتبی بدری ]

 


عنوان: اسلام دین سبز
نام و نام خانوادگی: سید مجتبی، بدری

نوع نوشته: مقاله كیفیت اثر: تألیف
موضوع: اسلام ناشر:
زبان اصلی: فارسی محل نشر:
عنوان به زبان اصلی: فارسی سال نشر: 88


ادامه مطلب

[ یکشنبه 13 بهمن 1392 ] [ 09:13 ب.ظ ] [ سید مجتبی بدری ]
عنوان: پیامدهای عاشورا
نام و نام خانوادگی: سید مجتبی، بدری
نوع نوشته: مقاله كیفیت اثر: تألیف
موضوع: پیامدهای عاشورا ناشر: سید مجتبی بدری
زبان اصلی: فارسی محل نشر: تهران
عنوان به زبان اصلی: سال نشر: 1388

ادامه مطلب

[ یکشنبه 13 بهمن 1392 ] [ 09:04 ب.ظ ] [ سید مجتبی بدری ]
عنوان: آفات مدیریت از دیدگاه اسلام
نام و نام خانوادگی: سید مجتبی، بدری
نوع نوشته: مقاله كیفیت اثر: تألیف
موضوع: مدیریت ناشر: حوزه علمیه الامام القائم (عج)
زبان اصلی: فارسی محل نشر: تهران
عنوان به زبان اصلی: سال نشر: 1389

ادامه مطلب

[ یکشنبه 13 بهمن 1392 ] [ 09:02 ب.ظ ] [ سید مجتبی بدری ]
عنوان: فرصت استثنایی حج وعمره
نام و نام خانوادگی: سید مجتبی، بدری
نوع نوشته: كتاب كیفیت اثر: تألیف
موضوع: حج ناشر: حوزه علمیه الامام القائم(عج)
زبان اصلی: فارسی محل نشر: تهران
عنوان به زبان اصلی: فارسی سال نشر: 1391

ادامه مطلب

[ یکشنبه 13 بهمن 1392 ] [ 09:01 ب.ظ ] [ سید مجتبی بدری ]
عنوان: طواف
نام و نام خانوادگی: سید مجتبی، بدری
نوع نوشته: مقاله كیفیت اثر: تحقیق
موضوع: حج ناشر: حوزه امام القائم عج - تهران
زبان اصلی: فارسی محل نشر: تهران
عنوان به زبان اصلی: فارسی سال نشر: 1391
دریافت فایل پیوست

ادامه مطلب

[ یکشنبه 13 بهمن 1392 ] [ 08:57 ب.ظ ] [ سید مجتبی بدری ]
طواف ،نماد طاعت وبندگی
سیدمجتبی بدری،مدرس سطح یک،مدرسه الامام القائم(عج)

چکیده مقاله
نقش کعبه بعد از قبله بودن، در آن است که همه تلاش و کوشش و حرکت انسان د رمداراوست و طواف حول محورکعبه، سمبلى از این مفهوم و معناست . وَلْیَطَّوَّفُوا بِالْبَیْتِ الْعَتِیقِ(سوره حج،آیه 29)؛ و بر آن خانه کهنسال طواف کنند.
قبله، انسان را در نماز متوجه خدا مى‌کند که البته وظیفه دشوار و سختى است ولى این وظیفه و نقش در مورد قبله، تمام سعى و کوشش انسان را شامل نمى‌شود. انسان براى کسب روزى به تلاش مى‌پردازد، ازدواج مى‌کند، آموزش مى‌بیند، و هزار و یک کار انجام مى‌دهد وحرکت انسان هنگامى به سوى خداست ،که در نماز رو به خدا ایستاده است ولى وقتى از نماز فارغ شد، این حرکت به سوى خدا نیز متوقف مى‌شود وحداقل چیزى که در این مورد مى‌توان گفت این است که حرکت انسان به سوى خدا، کُند و ناپیوسته است.
طواف به ما مى‌آموزد که مى‌توان در تمامى حرکت‌ها و تلاش‌ها و سعى و کوشش‌ها رضاى خداوندهدف ومقصدماست.
کلیدواژه : طواف – اسرار – کعبه – حج – عمره

مقدمه:

طواف یکی ازارکان مهم دراعمال حج وعمره وبیانگرروح توحیدی درحج است که حاجی ومعتمرپس ازاحرام وورود به حرم امن الهی باید ان راانجام دهدوهفت شوط که عبارت ازهفت مرتبه دور کعبه چرخید ن است قرآن کریم درسه آیه به موضوع طواف اشاره نموده است :
وَإِذْ بَوَّأْنَا لِإِبْرَاهِیمَ مَكَانَ الْبَیْتِ أَن لَّا تُشْرِكْ بِی شَیْئاً وَطَهِّرْ بَیْتِیَ لِلطَّائِفِینَ وَالْقَائِمِینَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ( سوره حج آیه 26) ‏

‏ترجمه : ‏
‏( ای پیغمبر ! به خاطر بیاور ) زمانی را كه محلّ خانه كعبه را برای ابراهیم آماده ساختیم و ( پایه‌های قدیمی ) آن را به او نشان دادیم ( و دستور دادیم به بازسازی آن بپردازد . هنگامی كه خانه كعبه آماده شد ، به ابراهیم خطاب كردیم كه این خانه را كانون توحید كن و ) چیزی را شریک من نکن و خانه‌ام را برای طواف‌كنندگان و قیام‌كنندگان و ركوع برندگان و سجده برندگان ( از وجود بتان و مظاهر شرك و از هرگونه آلودگی ظاهری و معنوی دیگر ) تمییز و پاكیزه گردان .‏
ثُمَّ لْیَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَلْیُوفُوا نُذُورَهُمْ وَلْیَطَّوَّفُوا بِالْبَیْتِ الْعَتِیقِ ( سوره حج آیه29)‏

‏ترجمه : ‏
‏بعد از آن باید آلودگیها ( و چرك و كثافت ، و زوائد بدن همچون مو و ناخن ) را از خود برطرف سازند ، و به نذرهای خویش ( اگر نذر كرده‌اند ) وفا كنند ، و خانه قدیمی و گرامی ( خدا ، كعبه ) را طواف نمایند ‏
وَإِذْ جَعَلْنَا الْبَیْتَ مَثَابَةً لِّلنَّاسِ وَأَمْناً وَاتَّخِذُواْ مِن مَّقَامِ إِبْرَاهِیمَ مُصَلًّی وَعَهِدْنَا إِلَی إِبْرَاهِیمَ وَإِسْمَاعِیلَ أَن طَهِّرَا بَیْتِیَ لِلطَّائِفِینَ وَالْعَاکِفِینَ وَالرُّکَّعِ السُّجُودِ
(سوره بقره آیه125)
ترجمه : و[یاد کن]وقتی را که این خانه (کعبه) را برای مردم محلّ بازگشت و جای امنی قرار دادیم و [گفتیم: ]از مقام ابراهیم نماز گاهی برگیرید و به ابراهیم و اسماعیل سفارش کردیم که خانه مرا برای طواف کنندگان و معتکفان و رکوع کنندگان سجده گزار پاکیزه بدارید.

پیشینه طواف
طبق برخی ازروایات دوهزارسال قبل ازهبوط حضرت آدم(ع)فرشتگان به گرد خانه خدا طواف میکردندوهنگام طواف:سبحان الله،والحمدلله،ولااله الاالله والله اکبرمی گفتند.
امام زین العابدین(ع) مى فرماید: از پدرم حضرت سیدالشهداء پرسیدم : به چه جهت در طواف هفت مرتبه واجب شده است ؟ پدرم امام حسین علیه السلام فرمود: خداوند وقتى اراده نموده که انسان را آفریده و جانشین خویش در روى زمین قرار دهد، فرشتگان (به حالت تعجب و اعتراض ) گفتند: آیا مى خواهى انسان را بیافرینى تا خونریزى بپاکند.خداوند در پاسخ فرمود: چیزى را مى دانم که شما به آن آگاهى ندارید. در این هنگام ، حقتعالى فرشتگان را به مدت هفت هزار سال از شعاع نورانیت خویش محروم نمود و سپس به آنها رحم نموده و توبه ایشان را پذیرفت و به همین جهت در آسمان چهارم خانه اى را بنا نهاده و به موازات آن ، بیت الله الحرام را با هفت طواف واجب قرار داد و معناى آن ، واجب شدن هر طواف در ازاى یکهزار سال بود و از طواف فرشتگان که هفت مرتبه در عالم علوى بودهفت مرتبه طواف بربندگان خداواجب گردید.
(علل الشرایع ص 406 ج1)
پس ازبنای کعبه ملائکه شیوه طواف رابه آدم آموختندجلواوحرکت می کردندتاآدم(ع) هفت دورطواف نمودپس ازمرگ آدم ،شیث(ع) نیزبه همین شیوه حج نمود.حضرت نوح(ع)نیزباکشتی خودبه دورخانه خداطواف کردپیش ازاسلام اعراب جاهلی طوافراامری مقدس می دانستنداسلام نیزبرای طواف اهمیت ویژه ای قائل شدطوری که طواف راهم سنگ نمازدانست رسول خدا(ع)فرمود:الطواف بالبیت صلاه – طواف خانه همچون نمازاست.(درسنامه اسرارحج)

سرهفت بارچرخیدن
چرا هفت بارمی چرخیم؟رمز این عدد چیست؟ به اسراری در این باره می پردازیم:


اول:یافتن حقیقت
هر كس بر اساس شناخت خویش از جهان و انسان گمشده‌ای دارد و تلاش می‌كند، گمشده‌ی خویش را بیابد؛ ولی هنگامی كه آن را می‌یابد برخلاف انتظار كه باید آرام بگیرد ملاحظه می‌شود، هم‌چنان ناآرام و بی‌قرار در جست‌وجو می باشد. احساس می‌كند آنچه را به‌دست آورده، گمشده‌ی حقیقی او نیست. انسان هر چه را مطلوب خود بداند در راه تحصیل آن سر از پا نمی‌شناسد. تمام همت خود را معطوف آن می‌كند. ولی هنگامی كه آن را به دست می‌آورد، می‌بیند او را ارضا نمی‌كند و بیشتر می‌خواهد.
كسانی كه بینش مادی دارند، گمشده‌ی آنان ثروت و قدرت است، ولی هر اندازه بیشتر می‌یابند، حرص و طمع آنان بیشتر می‌شود و خواسته‌ی آنان حد و مرزی ندارد. گمشده‌ی برخی ممكن است، علم و معرفت باشد. طالبان حقیقی علم و معرفت نیز برای مطلوب خود نهایت و غایتی نمی‌شناسند. همه در ناآرامی به سر می‌برند و درصدد یافتن گمشده‌ی خویش هستند.
گمشده‌ی حقیقی، خداوند سبحان است كه غنی مطلق، قدرت مطلق و علم مطلق است و تنها با اتصال به آن مبدأ، آرامش برای انسان حاصل می‌شود. از این رو گفته‌اند خداجویی فطری است و انسان به مقتضای فطرت پیوسته به دنبال یافتن گمشده‌ی خویش است. گمشده‌ی واقعی انسان، حقیقت است.
بنابراین باید حداقل یك طواف به جا آوری. اگر پس از آن احساس نكردی كه گمشده‌ی خود را یافته‌ای، طواف خود را تكرار كن. هر نوبت كه به مسجدالحرام می‌روی و چشمت به خانه می‌افتد، بگرد و بچرخ تا صاحب‌خانه را پیدا كنی. به‌همین خاطر مستحب است به تعداد هفته‌های سال طواف كنی. به ملاحظه‌ی این كه هفته 7روز و طواف 7 شوط است، این استحباب به این نكته دلالت می‌كند كه هر روز باید دنبال حقیقت باشیم و تا به حقیقت نرسیم، از حركت و جست‌وجو باز نایستیم.

دوم:تشبّه به فرشتگان

1. فرشتگان الهی در اطراف کعبه آسمانی می گردند ، لذا انسان باید خود را همگون با فرشتگان کند.وَتَرَى الْمَلَائِكَةَ حَافِّینَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ، (سوره زمرآیه75)
درآن روز فرشتگان رامشاهده می کنی که گرداگردعرش الهی درآمده اند.
کعبه نمادی از خدا در عالم ملک و شهادت است . انسان به هنگام طواف باید متذکر بیت معمور در آسمان ها باشد . طواف انسان به دور کعبه ملکی ، همان طواف ملائکه به دور عرش الهی است و انسان باید به هنگام طواف تا آسمان ها و فرشتگان بالا رود . امام صادق (ع) در حدیث مصباح الشریعه به این نکته بلند عرفانی اشاره فرمود :همانگونه که با بدنت همراه مسلمانان بر گِرد کعبه طواف می کنی ، با قلبت همراه فرشتگان بر گِرد عرش طواف کن (مستدرک الوسائل ،ج10،ص172)
بنابراین سرّ طواف تشبّه به فرشتگان و همانندی با توبه ملائکه است ، دریافت رحمت و مغفرت الهی است ، تولدی دوباره است و آنگاه که انسان از گناه پاک شود ، خداوند به انسان های پاک مباهات می کند .
رسول خدا (ص) فرمود :إِنَّ اللَّهَ یُبَاهِی بِالطَّائِفِینَ ؛خداوند به طواف کنندگان مباهات می کند .( تاریخ الکعبه ص363)

سوم: طواف قلب
زائر باید با قلب خویش طواف خانه خدا کند . طواف شریف ، طواف قلب در محضر ربوبیت است . آدمی با چشم سر ، کعبه زمینی را می بیند و با چشم دل بیتی در عالم ملکوت . تن با آب و گل خانه خدا رو به روست و دل ، با خدا . چشم سر ، عالَم شهادت می بیند و چشم دل عالَم غیب ؛ از اینجاست که خداوند بیت المعمور را در آسمان ها محاذی و مقابل کعبه در زمین آفرید تا کسی که به زیارت کعبه نایل آید ، با دل و جان خود زائر خانه خدا و خدا در آسمان حقیقت باشد .
طواف قلب بُعد دیگری هم دارد . طواف ، گردیدن دور قلب انسان کامل {امام زمان علیه السلام}است .خداوند قلب ولیّ خویش را بیت کریم و حرم عظیم خویش قرار داد ؛ زیرا قلب اوست که توانست بار امانت کشد ؛ امانتی که زمین و آسمان از حمل آن سرباز زدند . در طواف باید به گِرد ولیّ خدا گشت . با او بیعت کرد و با آنچه لایق و در خور اوست ، او را ستود . بلندی بیت به اندازه بلندی قلب انسان کامل است ؛ یعنی تا خدا ادامه دارد ، منازل بیت با منزلگاه های قلب ولیّ خدا هماهنگ است ، گنجی که خدا در خانه خویش گذاشته ، با گنج او در ضمیر ولی اش یکی است . زائر با طواف خویش گنج های این گنجینه را مشاهده می کند و مدارج باطنی را تا نیل به مقام سرّ انسان کامل طی می کند . بنابراین طواف قلب دو سویه است ؛ از یک سو طواف کعبه با قلب است و از سوی دیگر طواف قلب ولیّ خداست .
(فتوحات مکیه، باب 70ـ72،ص503ـ508)

چهارم:طواف دل

طواف، صرف چرخیدن به دور كعبه نیست. زیرا بت‌پرستان و مشركان نیز چنین می‌كردند. آنچه طواف یكتاپرستان را از طواف دیگران ممتاز می‌سازد، توجه به حقیقت طواف است. از این رو نباید به ظاهر بسنده كرد و از اسرار و حكم نهفته در مناسك غفلت نمود. حج ابراهیمی به این معناست كه پیوسته توحید و ولایت حق مورد التفات و التزام باشد و با نفی شرك و سلطه‌ی طاغوت، بستر مناسب برای رشد و تعالی بشر فراهم آید.
آری، طواف حقیقی چرخش ظاهر بر گرد ظاهر نیست. بلكه باید باطن نیز هماهنگ با ظاهر حول باطن بچرخد. جسم، ظاهر قلب و قلب، باطن جسم است. كعبه ظاهر بیت‌المعمور و بیت‌المعمور باطن كعبه است. نباید به طواف جسم بر گرد خانه‌ی سنگی بسنده نمود؛ بلكه باید توجه داشت طواف حج و عمره‌ ظهوری از طواف دل برای صاحب خانه است.
طواف كعبه‌ی دل كن اگر دلی داری
دل است كعبه‌ی منی، تو گل چه پنداری
عارفان، اوّل طواف كعبه‌ی جان می‌كنند
پس طواف كعبه با فرمان یزدان می‌كنند
كعبه جهت و قبله است؛ ولی چون به كعبه رسیدی باید از آن روی به سوی صاحب‌خانه كنی و دل به دلدار متوجه شود. كعبه نشانی بیش نیست. اكنون كه ره را یافتی باید احرام دیگری بربندی. لباس تقوا بپوشی و به سوی معبود اوج گیری، بالا روی تا به قرب حق واصل گردی.
كعبه یك سنگ نشانی است كه ره گم نشود
حاجی احرام دگر بند ببین یار كجاست
شاید رمز حركت از طرف چپ در طواف همین نكته باشد كه طواف حقیقی، طواف دل است و قلب طرف چپ واقع شده است. هر چند مراد قلب صنوبری نیست. ولی بدون تردید، آثار عشق و محبت مانند ترس و وحشت در همین قلب نیز انعكاس دارد. به علاوه باید حركت خود را با حركت آفرینش هماهنگ سازیم. همه‌ی ذرات درون خود حركت دارند و حركت الكترون بر گرد هسته از چپ به راست می‌باشد.
پنجم:مدار توحید
تمام موجودات، از كوچك‌ترین ذره تا بزرگ‌ترین كره، حول یك محور می‌چرخند و از مسیر حركت خود تخلف ندارند و همواره در مدار خاص معین سیر می‌كنند. تو ای انسان، باید با همه‌ی موجودات ریز و درشت، كوچك و بزرگ جهان، هماهنگ باشی. باید تمام برنامه‌های اختصاصی و اجتماعی خود را بر مدار توحید و نظم جهان هستی قرار دهی. باید خداگونه باشی. رنگ خدایی به خود بگیری. آیینه‌ی تمام‌نمای صفات ربوبی شوی. اوصاف جمال و جلال حق در وجود تو تجلی یابد. با این تفاوت كه دیگر موجودات به‌طور اضطراری و ناخودآگاه در بستر خاص خود حركت می‌كنند ولی ما باید به صورت اختیاری و آگاهانه راه خویش را انتخاب كنیم و در صراط مستقیم قرار بگیریم و بدون انحراف و توقف به سوی مقصد بشتابیم.


ششم: قصه شمع و پروانه

طواف ، برگرد کعبه چرخیدن است ، و به دیدارمعشوق شتافتن ! طواف، چرخش عاشق گرداگرد معشوق است تا خود را با آتش عشق او بسوزاند . طواف آن است که عارف پروانه وار بر گرد شمع بچرخد تا عاقبت با بال و پری سوخته خویش را به پای شمع افکند . زائر آتش عشقی در ضمیر خود دارد و بار سفر را بسته است . از خانه ، کاشانه ، زن ، فرزند و وطن بریده و لبیک گویان خود را تا پای خانه دوست رسانده است . او آماده چرخیدن است تا پروانه وار گرد شمع فروزان خانه عشق و بیت محبوب بچرخد .
زائر نقطه پرگار کعبه را کانون عشق قرار می دهد تا چرخشی گرداگرد آن کند و چونان ستاره حول محور وجود حق بچرخد . او با طواف جذب مغناطیس وجود حق می شود و شعاع محبت حق ، او را بر مدار عشق می چرخاند . طواف حرکت معنوی است ، طواف ، سفر روحانی است ، زائر در مطاف به جنبش درآمده خود را در دریای عشق الهی غرق می کند ، از خودیت تهی گشته ، رنگ و بوی او می گیرد ، گرد شمع دوست چرخیده ، هستی خویش را به پای او ذوب می کند تا آن که ذره ای بی مقدار گشته ، چونان مولود کعبه فریاد سر دهد که :
« هَبْنِی صَبَرْتُ عَلَی عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَی فِرَاقِک » .





هفتم: هفت شهر عشق
در طواف باید هفت دور ( شوط ) گرد کعبه چرخید . عدد هفت رمز و رازی دارد ؛ هفت آسمان ، سبع المثانی قرآن ، هفت دریا ، هفت روز هفته ، هفت بطن قرآن و هفت شوط طواف . برای هفت دور طواف وجوهی از لطایف عرفانی بیان شده است .
وجه اول : سرّ هفت دور طواف این است که آدمی دارای هفت اخلاق رذیله است که گاهی از آن تعبیر به « هفت شوط حجاب »می شود.(اسرارالشریعه و اطوار الطریقه ، ص230) اخلاق رذیله عبارتند از : عجب ، کبر ، حسد ، حرص ، بخل ، غضب و شهوت . سالک باید این ها را زایل و به جای آن هفت اخلاق حمیده را جایگزین کند که عبارتند از : علم ، حکمت ، عفت ، شجاعت ، عدالت ، کرم و تواضع .
وجه دوم : خداوند اقلیم های هفت گانه دارد که گاهی از آن تعبیر به افلاک سبعه می شود . این آیه که فرمود :( خَلَقَکُمْ أَطْواراً )، (نوح آیه14) ناظر به طورهای هفت گانه افلاک و اقالیم است . احتمال دارد که هفت شوط طواف ، اشاره به سیر در اطوار خلقت (عالم ذر،صلب پدر، رحم مادر، دنیا، برزخ، قیامت، بهشت و جهنم) یاافلاک سبعه داشته باشد .
وجه سوم : قرآن دارای هفت بطن است .« اِنَّ لِلْقُرآنِ ظَهْرَاً وَبَطْنَاً وَلِبَطْنِهِ بَطْنَاً اِلی سَبْعَةِ أبْطُن».زائر،با هر دوری گرد کعبه،به رمزی ازرموزقرآن واقف می شود. انسان حج و عمره گزار با هر شوطی از طواف به بطنی و تأویلی از قرآن کریم نایل می گردد ؛ لذا هفت شوط طواف می تواند اشاره به هفت بطن قرآن باشد .


هشتم: تبلوراخلاص

در«طواف» سرّی نهفته است که می‌خواهد اخلاص را به انسان آموزش دهد که به جنبه دشوارِ رابطه انسان با خداوند متعال اشاره دارد.
در طواف، انسان دوره کاملى را به گرد کعبه طى مى‌کند که در آن، انسان با شانه راست خود محیط دایره کاملى را از شرق تا غرب و از جنوب تا شمال و در همه این سوها، طى مى‌کند؛ هیچ نقطه‌اى روى این محیط، طى نشده بر جاى نمى‌ماند. این محیط برابر با ۳۶۰ درجه است و هیچ جهت هندسى را وسیعتروفراختراز ۳۶۰ درجه (یعنى محیط دایره) نمى‌شناسیم.در همان حالى که شانه راست انسان بر گرد محیط این دایره حرکت مى‌کند، شانه چپ بر مرکز دایره ( که همان کعبه است)
ثابت مى‌ماند و طى این حرکت دَوَرانى، تکان نمى‌خورد. در این ثابت ماندن و بى حرکتى در کنار آن حرکت همه جانبه (شانه چپ و شانه راست) معناى عمیقى در زندگى انسان مسلمان نهفته است؛ انسان مى‌تواند به تمامى فعالیت‌هاى مباحى که دیگران در عرصه‌هاى مختلف زندگى انجام مى‌دهند، بپردازد بى آن که حتى یک لحظه از توجه به رضاى الهى و تحقق خواست خدا، غفلت ورزد؛ براى خدا به بازار رود، براى خدا درگیر عرصه‌هاى مختلف زندگى شود. براى خدا، ازدواج کند و روزى خانواده خود را تأمین نماید. براى خدا در عرصه‌هاى سیاسى فعالیت کند. برزمد و دفاع کند، اگر دوستى و محبتى ورزید و یا اگر کینه و نفرتى پیدا کرد براى خدا باشد. اگر خوشحال شد یا به خشم آمد در هر دو حالت براى خدا باشد.
انسان در این حرکت گسترده و فراگیر، از هیچ یک از حرکت‌ها و فعالیت‌هایى که مردم در عرصه امور مباح مى‌پردازند، فرو نمى‌ماند و در هیچ بخش از این فعالیت‌هاى همه جانبه، از جلب رضاى خداوندى، منحرف نمى‌گردد و در این صورت است که خالص و مخلصانه براى خدا کار کرده و هیچ شائبه‌اى در نیت تقرّب الهى وى، وجود نخواهد داشت.

فضیلت طواف

كعبه تنزّل و تمثّل عرش و در محاذات بیت معمور و عرش خدا واقع است. پس اگر كسی آن‌گونه كه شایسته است كعبه را طواف كند ، به بیت معمور در عالم مثال صعود می‌كند و چنانچه وظایف آن مرحله را هم ایفا كرد به مقام عرش اله بار می‌یابد، بالاتر از این مقام، مقام عترت طاهرین است كه حقیقت كعبه به آن فخر می‌كند زیرا آنان به محور سبحان‌الله و الحمد‌الله و لااله الاالله و الله اكبر، طواف و عبادت می‌كنند .خدای سبحان برای اینكه انسان فرشته خو،شده و آثار فرشتگان در او ظاهر شود همانطور كه با دستور روزه گرفتن از انسان‌ها می‌خواهد تا همانند فرشتگان از كارهای حیوانی دوری كنند همچنین با قرار دادن كعبه در زمین به انسان‌ها امر كرد، تا بر گِرد آن طواف كرده و نام حق را زمزمه كنند و برای خود و دیگران از خدا آمرزش بخواهند و این‌گونه به ملائكه عرش الهی اقتدا كرده و بدانان شباهت پیدا كنند زیرا فرشتگان به‌ویژه پس از آزمونی كه برای آنان در صحنة خلقت آدم(ع) وسجده اوپیش آمد بر گِردعرش، حق تعالی را تسبیح و برای مؤمنان طلب آمرزش می‌كنند.(جرعه ای ازصهبای حج ص190)
طواف خانه فضیلت و ثواب فراوان دارد كه اولیاء خدا سفارش به طواف و ثواب آن نموده‌اند به چند نمونه اكتفا می‌شود.

طواف درکلام پیامبر(ص)

رسول گرامی اسلام(ص) فرمود: هر كس طواف خانه كعبه نماید در وقت ظهر پابرهنه و گام‌های شمرده و چشم خود را از نامحرم بپوشاند در هر دوری اگر توانست دست خود را به حجرالاسود برساند بدون آنكه به كسی آزار برسد و ذكر خدا تا پایان طواف قطع نكند به عدد هر گامی كه برمی‌دارد: 1ـ هفتاد هزار حسنه در نامة عمل او می‌نویسد.
2ـ هفتاد هزار گناه ازنامه عمل وی محو می‌گردد.
3ـ هفتاد هزار حاجت اگر خواهد در دنیا به او برساند و اگر خواهد در آخرت به او بدهد. (ازمیقات تا میعاد،ص347)
پیامبر اكرم (ص)فرمود: اِنَّ اللهَ یُباهی باالطائفین ـ خداوند به طواف كنندگان افتخار می‌كند. (حلیة الاولیاء ، ج8 ، ص216)
وفرمود: مَنْ طافَ بِالبیت سبعاً یُحصیهِ كُتِبَ لَهُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ حَسَنَةٌ وَ مُحْیَتْ عَنْهُ سَیئة وَ‌ دُفِعَتْ لَهُ بِهِ دَرَجَةٌ وَ كانَ لَهُ عَدْلُ رَقَبَةٍ ـ هر كسی هفت بار خانه خدا را طواف كند و آن را بشمارد برای هر گامش حسنه‌ای نوشته شود و گناهی از او محو می‌گردد و یك درجه بر او افزوده می‌شود و ثوابی برابر با آزاد كردن یك برده دارد.
در هر روز كعبه را لحظه‌ای است كه هر كسی در آن لحظه كعبه را طواف كند یا قلبش به كعبه مشتاق شود ولی عذر و مانعی او را از طواف كردن باز دارد آمرزیده می‌شود.
همچنین فرمود: طواف خانه همچون نمازاست الا اینكه خداوند سخن گفتن را در طواف را برایتان حلال كرد، پس اگر كسی سخن می‌گوید جز به خیر سخن نگوید. (حج وعمره ص 285، 284،281 )

طواف درکلام ائمه(ع)

موسی بن‌القاسم می‌گوید: به امام محمدتقی(ع) عرض كردم من قصد كردم از طرف شما و پدرانتان طواف كنم شخصی گفت جایز نیست حضرت فرمود: بلكه جایز است و هر چه می‌توانی طواف كن سه سال به بعد به آن حضرت عرض كردم،که من ازحضرتت اذن گرفتم تاازطرف شماوپدرتان طواف انجام دهم وشمااذنم دادیدومن الی ماشاءالله ازطرف شماطواف کردم،وبعدمطلبی به قلبم گذشت،وعمل کردم،حضرت فرمودآن مطلب چه بود؟عرض کردم یک روزازطرف رسول خدا(ص)طواف کردم،حضرت سه بارفرمود:صلی الله علیه وعلی رسول الله.روزدوم ازطرف امیرالمومنین(ع)،وروزسوم ازطرف امام حسن(ع)،وروزچهارم وپنجم بترتیب ازطرف امام حسین(ع) وزین العابدین(ع)وروزهای ششم،هفتم،هشتم ونهم ازطرف امام محمدباقر(ع)وامام صادق(ع)وامام کاظم(ع)وامام رضا(ع)وروزدهم ازطرف شماطواف کردم،البته شماکسانی هستیدکه به ولایتتان ،متدین به دین خداهستم.حضرت فرمود:به خداقسم دراین صورت متدین به دینی هستی که خداوندازبندگان جزآن رانخواهدپذیرفت .گفتم که:گاه وبیگاه هم ازطرف مادرشمافاطمه زهرا(س)طواف کردم،فرمود:ازاین طواف بسیاربجاآورکه افضل اعمال را انشاءالله بجاآورده ای.
امام صادق(ع) فرمود: سیصد و شصت طواف به عدد روزهای سال مستحب است و اگر كسی نتواند سیصد و شصت دور طواف كند آنهم مقدور نبود هر چه قدر ممكن شد انجام دهد.( كتاب از میقات تا میعاد، ص 348)


شروع حج ازطواف:

طواف كعبه محور اعمال حج است و از اركان مهم آن به شمار می‌آید بنابراین در مبحث فلسفه و اسرار حج هم جایگاه ویژه ای دارد،طواف بایستی از حجرالاسود آغاز و به آن پایان یابد این ویژگی ،گویا ی چند نكته است.
الف:حجرالاسود نشانه الهی است كه از بهشت آمده و رنگ و بوی آن جهان را دارد رسول اكرم فرمود: اَلحَجرُ الاسود مِنَ الجنَّةِ ـ حجرالاسود از سنگ‌های بهشتی است.
سه سنگ از بهشت فرود آمده. حجرالاسود كه به ودیعت به ابراهیم سپرده شد مقام ابراهیم و سنگ بنی‌اسرائیل خداوند سنگ سفید به حضرت ابراهیم سپرد كه سفیدتر از كاغذ بود و در نتیجه گناهان بنی‌آدم سیاه شد. و می‌تواند به بهشت باز گردد. حجر سنگ بهشتی است كه برای آدم نازل شده تا بدان انس گیرد كه منزلگاه آدمی در بهشت است. (درسنامه اسرارحج، ص130)
ب: حركت از مبدأ و پایان به آن نمادی از اِنّا لِلّه و اِنّا الیه راجعون است (بقره آیه 46) و همچنین هُوَالْاَوَّلُ وَ اَلاَخَرُ وَ الظاهِرُ وَ الْباطِنُ وَ هُوَ بِكلِ شیءٍ عَلِیمٍ. (سوره حدید آیه 3)اول وآخرهستی وپیداوپنهان وجود،همه اوست واوبه همه امورعالم داناست.
ج: شروع از حجرالاسود ـ یادبودی از بهشت نخستین و پایان دادن به حجرالاسود بازگشت به بهشت موعود از مسیر توبه و عبودیت است.
اسرار نماز طواف
پس از این كه طواف را تمام كردی، باید پشت مقام ابراهیم كه در حال حاضر در فاصله‌ی حدود 13 متری دیوار كعبه و مقابل در خانه قرار دارد، به نماز ایستی و به نیت نماز طواف با قصد قربت و خلوص نیت و صحت قرائت و حضور قلب، دو ركعت نماز به‌جای آوری. «وَ اَتَّخَذُوا مِنْ مَقامِ اِبْراهیمَ مُصَلّی» ( بقره، آیه‌ 125)
آنچه از اسرار و حكم در نماز وجود دارد در نماز طواف نیز، مطرح است ولی نكته آن است كه نمازهای دیگر در هر مكانی خوانده شود، قبول است. ولی این نماز باید در مكان خاص به‌جا آورده شود، در غیر این‌صورت مجزی نخواهد بود. از این رو اسرار مخصوص به خود دارد. به سه نكته در این باره، اشاره می‌شود:
الف ـ این نماز به منظور شكر نعمت توفیق زیارت بیت‌الله و اظهار مراتب سپاس و خاكساری و نهایت خضوع در برابر عظمت خداوند سبحان است. مبادا به واسطه‌ی تشرف به خانه‌ی خدا، استلام حجر، دست بیعت دادن با دست خدا در زمین و نیرو گرفتن از حضرت حق دچار غرور شوی و خود را از همه برتر و بالاتر بدانی. نه، هرگز چنین مباد. هر كه هستی و هر چه هستی، حتی اگر در مقام ابراهیم خلیل الرحمن بانی كعبه و منادی توحید باشی، باز عبدی و بنده‌ی اویی. پس باید مراتب عبودیت را در بهترین شكل آن یعنی نماز، اظهار نمایی.
ب ـ باید باور داشته باشی كه توحید بدون امام حقیقت ندارد و حج بدون امامت شرك است. پس هیچ‌گاه در هیچ كاری بر امام خود پیشی مگیر. همواره پشت سر امام زمان خود قرار بگیر و از مقام امامت فاصله مگیر و عقب نمان؛ زیرا هر كس بر امام خود سبقت بگیرد یا عقب بیفتد و ملازم او نباشد، هلاك گردد. چنان‌كه در صلوات شعبانیه می‌خوانیم: «المتقدم لهم مارق و المتأخر عنهم زاهق و اللازم لهم لاحق» یعنی: كسی كه از رهبرش جلو بیفتد از دین خارج شده است. كسی كه از رهبرش عقب بیفتد و به او پشت كند، هلاك خواهد شد. كسی كه ملازم ركاب امام باشد، همواره با امام خویش خواهد بود.
ج ـ نماز طواف نزد مقام به مفهوم گام نهادن جای پای حضرت ابراهیم است. یعنی باید چون ابراهیم مشی كنی. او بت‌شكن بود و آزاد از رقیت طواغیت و تبعیت شیطان. او فانی در حق بود. از فرزندش اسماعیل گذشت. برای امتثال فرمان خدا همسر گرامی و یگانه فرزند خردسالش را در بیابانی بی‌آب و گیاه تنها گذاشت. دل به او داد و آن دو را به او سپرد.
(مناسک حج ص174)

نتیجه:
خداوند متعال همواره دوست دارد که بندگان مؤمن به صورت دسته جمعى به دیدارش آیند و در صفوف به هم فشرده و دست در دست هم و در کنار یکدیگر، رو به سوى وى آورند.
عبادت جمعى و گروهى باعث تقرّب فزونتر به خداوند متعال و مایه پذیرش بیشتر از سوى حق تعالى است. خداوند متعال مؤمنان را به طواف خانه طى روزهاى مشخص و محدودى از سال فرا مى‌خواند؛ مؤمنان در این ایام به گرد حرم جمع مى‌شوندلذابرزائربیت الله است که
مرام ابراهیم (ع)را برگزیند. با خدای خویش ارتباط برقرار كند و با خشوع و خضوع تمام، اظهار نماید؛ من می‌خواهم مانند ابراهیم خلیل (ع)باشم و او را اسوه‌ی خویش سازم. خداوندا مرا یاری فرما تا بنده‌ی تو باشم و از بردگی غیر تو آزاد گردم و جز در برابر تو، سر تسلیم و تعظیم فرود نیاورم. و چنان‌ كه حضرت ابراهیم(ع) بتهارا شکست من
پروانه وار،دورت میچرخم وبت کبروغرورحرص رامیشکنم.


منابع:
1- قرآن کریم.
2- امین،سیدمحمد(1388 ش)مناسک حج،احکام،آداب،اسرار،قم،نشرطیب،چاپ اول.
3- ابن عربی،محی الدین،(683- 560ه.ق)الفتوحات المکیه،بیروت،دارصادر.
4- آملی،سیدحیدر،(1362 ش) اسرارالشریعه و اطوارالطریقه و انوار الحقیقه، تهران،موسسه مطالعات وتحقیقات فرهنگی.
5- جوادی آملی،عبدالله،(1384 ش)جرعه ای ازصهبای حج،تهران ،مشعر،چاپ دوم.
6- شیخ صدوق،محمدابن علی ابن بابویه،(1364 ش)علل الشرایع،قم،انتشارات اسلامی.
7- فعالی،محمدتقی( 1389 ش)،درسنامه اسرارحج،تهران،موسسه مشعر،چاپ اول.
8- رضایی ها،یوسف(1376 ش) دائرة‌المعارف حج ازمیقات تا میعاد،قم،موسسه انتشارات امید،چاپ اول.
9- حافظ ابونعیم ،(1412ه.ق)حلیة الاولیاء ، مصر، موسسه السعاده .
10- خربوطلی،علی حسنی،(1411ه.ق)تاریخ الکعبه،بیروت دارلجلیل.
11- محمدی ری شهری،محمد،(1376ش)حج وعمره،قم،دارالحدیث.
12- میرزاحسین نوری،(1408 ه.ق)مستدرک الوسائل ومستنبط المسائل،قم،موسسه آل البیت لاحیاءالتراث.


[ یکشنبه 13 بهمن 1392 ] [ 10:56 ق.ظ ] [ سید مجتبی بدری ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب