تبلیغات
احباب

احباب
قالب وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم

قال امیر المومنین (ع)  ا لعلما باقون مابقی الدهر اعیانهم مفقوده وآثارهم فی القلوب موجوده

امیر المومنین فرموده است تاروزگار باقی است دانشمندان باقی وپایدارند وبدنهایشان مفقودونابود می شود ولی آثارشان در دلها موجود می باشد از ویژگی های مردم شریف بجستان تقید وتعبد آنانبد ین وآئین الهی است متدین بودن اهالی مومن بجستان درمنطقه زبانزد خاص وعام بوده وهست این ادعا را می توان از اعمال ورفتار آنان در طول تاریخ بجستان جستجو کرد وقفیات بجستان وبنا های قدیمی ومذهبی همگی از اعتقاد قلبی وایمان مستحکم آنا حکایت دارد روی همین جهت است که رجال علمی ومذهبی ازمیان چنین انسانهای وارسته بر خواسته  است که حقیر با توجه به عدم دسترسی به منابع لازم مختصرا به حالات یکی از آنان می پردازم علما وبزگان شیعه بعنوا ن  پر چمد ا ر ا ن هد ا یت و ولا یت  تا ر یخ  شیعه  را بعد از ائمه معصومین در مسیر الهی وسنت  نبوی وسیره ائمه معصومین (ع)تداوم بخشیده وبا زحمت وخدما ت فراوان خود مردم ر ا در جهت دین داری وسعادت سوق داده اند که از جمله آنان شخصیت گرانبها وزاهد مرحوم سید محمد علی عرب بجستانی می باشد که از توابع کشور عربستان شهر احساء از شهرهای شیعه نشین عربستان بوده واز علمای شیعه در تاریخ به حساب می آید ونسبت شریفش به احمد ابن علی ا بن محمد باقر (ع) می رسد که در قرن دوازدهم هجری زند گی می کرده در جوانی به قصد زیارت مشهد مقدس از طریق خلیج فارس وبند ر عباس وشیراز ویزد وطبس حرکت کرده ودر فخر آباد که آن زمان که در سر راه طبس ومشهد بوده عبور کرد انجا را برای سکونت انتخاب  ا نمود وروی این جهت مقداری از اراضی فخر اباد را خریداری نمود وعلاوه بر ترویج احکام شرع مقدس وتبلیغ مشغول به کشاورزی گردید واز این راه امر معاش می نمود آر   ی مردان خدا این چنین هستند مرحوم سید عمری رابا تلاش در راه تبلیغ دین گذراند واز پاک ترین وحلال ترین راه دسترنج خود ارتزاق کرد ونام نیک را تا ابد بر خود وخاندانش گذاشت ومایه   فخر  وابروی بجستان گردید زندگینامه این بزرگ مرد برای ما می تواند سر مشق باشد اولا ساده زیستن او با توجه به موقعیت علمی و اجتماعی می توانست بهترین زندگی را داشته باشد ولی از موقعیت خود استفاده نکرده ودر کنار افراد محل شغل کشاورزی را انتخاب واز این راه تامین معاش کرده 2 با عنایت به این که می توانست در شهر های بزرگ مثل مشهد ومکانهای دیگر جای رشد بود انتخاب کند تشخیص می دهد که روستا جای خدمت است وبرای انجام وظیفه در آنجا سکونت می گزیند این روحیه حاکی از تواضع وتقیدش با انجام وظیفه وقلب خاشع آن بزرگوار بوده است

مرحوم سید علاوه بر اینکه خودش روحانی بود فرزندنش را روحانی کرد تا آنها هم نیز در سالک خدمتگزاران دین باشند وپدر به آنها سفارش کرد که آنها هم  علاوه بر ترویج وتبلیغ دین شغل کشاورزی داشته باشند در تربیت اولاد وفرزندان بسیار کوشا وساعی بود چون فرزندان سید همه از انسانهای وارسته وخدمت گذار ومومن بودند در هر صورت با توجه به نبود منابع مورد نیاز مختصر شناختی میشد به شخصیت آن زاهد با اخلاص پیدا کرد لذا به همین مقدار کم اکتفا شد فر زندان سید اهل عبادت بودند از سید هاشم وسید محمود وحاج سید ابراهیم که از علمای معروف زمان خود در آنجا بودند وخدماتی به مردم ارائه کردند در میان فرزندان سید هاشم نماز جمعه را اقامه می کرد بواسطه وثوق واطمینانی که مردم بجستان به او داشتند بعضی از هفته ها از بجستان برای درک نماز جمعه به فخر آباد می رفتند سید هاشم فرزندی به نام سید مهدی که دارای علم وفضل وکمال بودهوعلاوه بر علوم دین علم طب نیز تحصیل کرده واز اطبای حاذق بوده واغلب به مسافرت وسیاحت مشغول بود تا در افغانستان از دنیا رفت سید اسماعیل برادر سید مهدی نیز از علمای آنجا وبه امور دینی ورسیدگی به آنها نیز مشغول بوده وبر حسب خواهش حاج میر زا عبد الله سیستانی که در بجستان ساکن شده بود و مرد ثروتمند (.....)بود از فخر آباد به بجستان آمده ودر آنجا زندگی می کرد وپس از سید اسماعیل فرزندش حاج سید علیرضا که تحصیلات خود را در عتبات عالیات باتمام رسانده بود وبا نیل به درجه اجتهاد به بجستان مراجعت نموده جای پدر را گرفت وقریب به پنجاه سال مرجع امور شر عیه بوده ودر آنجا از دنیا رفت وپس از ایشان حاج سید اسماعیل فر زندش جای او را گرغت سید چواد برادر زاده حاج سید علیرضا نیز در آن موقع به امور شرعیه اشتغال داشت و علاوه بر علوم دینی علم طب وهیئت ونجوم وریاضیات وجفر وغیرهرا نیز فراگرفته بود وخیلی هم خوش خط بود حاج سید اسماعیل فرزند ذکوری نداشت وصبیه اش عیال آقا سید حسن شریعتمدار از فخر ابادبود که از همان فامیل واز (.....)حاج سید حسن بوده ودر فخر آباد سکونت داشت حاج سید اسماعیل به داما دامر کرد به بجستان بیاید واونیز به بجستان آمد وپس از پس از فوت حاج سید اسماعیل به جای اونشست وبه وظایف شرعیه قیام نمود وآقا سید حسن در طلوع صبح سوم رمضان یک هزارو سیصد وپنجا ه هنگام گرفتن وضو از دنیا رفت وپس از آقا سید حسن نیز فر زندشان آقای حاج سید صدر الدین سجادی از فضلا و متنفذین بجستان و مورد احترام عموم بوده است




[ چهارشنبه 27 فروردین 1393 ] [ 12:02 ب.ظ ] [ سید مجتبی بدری ]

بسم الله الرحمن الرحیم

قال علی(ع): انتظرو الفرج ولا تیاسو من روح الله فان احب الاعمال عزوجل انتظار الفرج مادام علیه العبد المومن.(الخصال)

منتظر فرج وگشایش باشید واز رحمت الهی نا امید نباشید که محبوب ترین اعمال نزد خدای عزوجل انتظار فرج است هنگامی که بنده با ایمان بر آن مداومت ورزد.

 غیبت امام زمان (ع) به دو بخش تقسیم می شود: 1- غیبت صغری که از سال 260هجری سال  شهادت امام حسن عسکری (ع) شروع  ودر سال 329پایان یافته است که حدود 69 سال می باشد در دوران غیبت صغری ارتباط با امام به کلی قطع نبوده آنان بگونه ای خاص ومحدود با امام در ارتباط بودند که این دوره را که می توان دوران آماده سازی شیعیان برای غیبت کبری دانست که طی آن ارتباط با امام فقط در حد با نواب خاص بود که با سپری شدن دوران غیبت صغری از سال 329 هجری قمری که سال انقضای نیابت نواب خاص بود غیبت شروع شد که امام (ع)به چهارمین وآخرین نایبشان که علی بن محمد سیمری یا سمری بود نوشت وفرمود که تو آخرین نایب خاص من هستی ودیگر کسی را نباید به جای خود معرفی کنی و چند روز قبل از وفاتش توقیعی از ناحیه مقدسه به این شرح صادر شد

بسم الله الرحمن الرحیم

ای علی بن محمد سمری خداوند در سوگ فقدان تو پاداشی عظیم را به برادارانت اعطا کند تو تا شش روز دیگر از دنیا خواهی رفت کارهایت را مرتب کن وهیچ کس را به جای خود منصوب مکن دوران غیبت کامل فرا رسیده است ومن جز با اجازه خداوند متعال ظهور نخواهم کرد و من پس از گذشت مدتی طولانی وقساوت دلها و پر شدن زمین از ستم خواهم آمد افرادی نزد شیعیان من مدعی مشاهده ی من و ارتباط با من به عنوان نیابت خاصه خواهند کرد آگاه باشید که هر کس پیش از خروج سفیانی وصیحه ی آسمانی چنین ادعایی کند دروغگو وافترا زننده است وهیچ حرکتی ونیرویی جز به دستور خداوند عظیم نخواهد بود.[1] بعد از وفات چهارمین نایب حضرت غیبت کبری شروع شد اگر غیبت کبری یکباره و ناگهانی رخ می داد ممکن بود موجب انحراف افکار شود و ذهنها آماده پذیرش نمی شد اما گذشته از زمینه سازی های مدبرانه امامان پیشین در طول غیبت صغری به تدریج ذهنها آماده شد وسپس مر حله غیبت کامل آغاز گردید که از آن زمان به بعد که امور شیعیان به نائبان عام حضرت یعنی فقهای واجد الشرائط وآشنای به احکام دین محول گردید در این رابطه پاسخ حضرت ولی عصر (عج) به اسحاق بن یعقوب این موضوع را تائید می کند که راجع به فقها فرمود:

واما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی روات حدیثنا فانهم حجتی علیکم وانا حجت الله علیهم

هر چیزی که تازه رخ داد به دانشمندان وراویان ما رجوع کنید وخاطر شما جمع باشد که آنها نماینده من هستند ومن نماینده خدا.

دست حق روی سر من و دست من روی سر علمای راستین ودست آنها بر سر شیعیان ماست پس فقهای شیعه نائبان عام آن حضرت محسوب می شوند و شیعیان در امور دینی به آنها مراجعه کنند واز غیبت صغری وکبری بارها از لسان ائمه معصومین مطالبی رسیده است وسفارشاتی فرموده اند پیغمبر اکرم(ص) از وقوع این دو غیبت خبر داد اسحاق ابن عمار می گوید از حضرت صاق (ع ) شنیدم که فرمود قائم ما دارای دو غیبت است یکی کوتاه و دیگری طولانی می باشد که در غیبت اول شیعیان خاص مکان حضرت را می دانند ولی در دومی جز خواص دوستان دینی او جز کسی از مکان او اطلاع ندارد امام صادق (ع) فرمود حضرت صاحب الامر دو غیبت دارد که یکی از آنها بقدری طولانی می شود که گروهی می گویند که مرده است وگروهی می گویند کشته شده است و گروهی می گویند رفته است فقط عده ی معدودی به وجود آن حضرت عقیده دارند ودر ایمانشان ثابت هستند شکی نیست که رهبری پیشوایان الهی به منظور هدایت مردم به سر منزل کمال مطلوب است واین امر درصورتی میسر است که آنها آمادگی بهره برداری از این هدف الهی را داشته باشند اگر چنین شرائط مساعدی در مردم وجود نداشته باشد حضور پیشوایان الهی در بین مردم ثمری نخواه داشت متاسفانه فشارها وتضییقاتی که از زمان امام جواد(ع) به بعد برامامان وارد شد و محدودیتهای فوق العاده ای برقرار گردید به طوری که فعالیتهای امام دهم ویازدهم را به حداقل رسانید. این امر نشان داد که زمینه مساعد جهت بهره مندی از هدایتهای امام دهم وامامان در جامعه در حد نصاب لازم در جامعه وجود ندارد از این رو حکمت الهی اقتضا کرد که پیشوای دوازدهم غیبت اختیار کند تا وقتی که آمادگی لازم در جامعه به وجود آید البته باید گفت همه اسرار غیبت بر ما روشن نیست ولی شاید نکته ای که گفته شد رمز اساسی غیبت باشد در روایات ما زمینه وعلل واسباب غیبت بر چند موضوع تکیه شده است 1 آزمایش مردم از سنتهای ثابت بندگان وانتخاب صالحان وگزینش پاکان صحنه ی زندگی همواره صحنه آزمایش است تا بند گان از این رو در پرتو ایمان وصبر تسلیم خویش در پیروی از اوامر خداوند تربیت یافته وبه کمال برسند و استعداد های نهفته شکوفا گردد ودر اثر غیبت حضرت مهدی (ع) مردم آزمایش شوند وگروهی که ایمان ندارند باطنشان ظاهر گردد و دستخوش شک و تردید قرار می گیرد لذا امام کاظم (ع)فرمود هنگامی که پنجمین فرزندم غایب شود مواظب دین خود باشید مبادا کسی شما را از دین خارج کند او ناگزیر غیبت خواه کرد به طوری که گروهی از مومنان از عقیده خویش بر می گردند و خداوند به واسطه غیبت بند گان خویش را آزمایش خواهد کرد[2] 2 حفظ جان امام(ع): خداوند به وسیله غیبت، امام مهدی (ع) را از قتل حفظ کرده است زیرا اگر او از اول زندگی بین مردم بود آنها او را به قتل می رساندند. زراره از امام صادق (ع) نقل می کند که امام فرمود منتًظر پیش از قیام خویش مدتی از چشم ها غایب خواهد شد عرض کردم چرا؟ فرمود:به جان خویش بیمناک خواهد بود[3]. 3- حضرت مهدی (ع) هیچ رژیمی را حتی از روی تقیه به رسمیت نشناخته و نمی شناسد اما مامور به تقیه از هیچ حاکم وسلطانی نیست و تحت حکومت وسلطنت هیچ ستمگری در نیامده ودرنخواهد آمد چرا که مطابق وظیفه خود عمل می کند و دین خدا را بدون بیم وهیچ ملاحظه ای  اجرا می کند . حسن ابن فضال می گوید امام هشتم فرمود گویی شیعیان را می بینم که بعد از مرگ سومین فرزندم امام حسن عسکری (ع) در جستجوی امام خود همه جا را می گردند اما او را نمی یابند.عرض کردم چرا غایب می شود فرمود برای اینکه وقتی با شمشیر قیام می کند بیعت کسی را در گردن خود نمی بیند[4].

خود حضرت می فرماید و اکثروا الدعا بتعجیل الفرج فان ذلک فرجکم بسیار دعا کنید برای تعجیل فرج زیرا که همان گشایش شماست[5] پس استفاده می شود مهمترین ویژگی منتًظر، انتظار فرج از خدای بزرگ است .انتظار به معنای امید وآینده درخشان ایمان واعتقاد به امام غائب سبب امیدواری مسلمانان نسبت به آینده پر مهر وصفای خویش در عصر ظهور امامشان می گردد چنانکه خود حضرت می فرماید: انا غیر مهملین بمراعاتکم و لا ناسین بذکرکم و لولا ذلک لنزل لکم الاداء و اصطلمکم الاعداء[6]

ما در رسید گی به وضع شما کوتاهی نمی کنیم و یاد شما را از خاطر نمی بریم واگر چنین نبود سختی شدید بر شما وارد می شد  و دشمنان شما را ریشه کن می ساختند حال که ساحت مقدس حضرت صاحب به شیعیانش لطف وعنایت دارد  برای اینکه ما منتظر حضرتش باشیم.

  چه ویژگی هایی باید داشته باشیم؟ از جمله آنها: 1 شناخت ومعرفت : یکی از وظائف شیعه نسبت به آن حضرت به دست آوردن شناخت از صفات وآداب و ویژگی های آن صاحب وعلایم حتمی وی می باشد  زیرا آن حضرت امامی واجب الطاعت است وهر کسی که اطاعتش واجب است باید صفاتش را شناخت تا با شخص دیگری که مقام او را به دروغ وستم ادعا می کند اشتباه نگرد  بنابراین شناخت نسبت به آن حضرت واجب ولازم است 2- سعی در اصلاح جامعه وامر به معرف  ونهی از منکر: از جمله ویژگی های منتظران است که در اصلاح جامعه کوشا باشند و به وسیله انجام امر به معروف ونهی از منکر زمینه فرج حضرتش را فراهم آورند 3- تزکیه وخود سازی که امام صادق (ع) فرمود هرکسی که دوست می دارد از اصحاب قائم باشد می بایست منتظر باشد دراین حال به پرهیزگاری واخلاق نیکو رفتار نماید در حالی که منتظر باشد پس چنانچه بمیرد و بعد از مردنش قائم به پا خیزد پاداش او همچون پاداش کسی خواهد بود که آن حضرت را درک کرده است 4- دعا برای حفظ ایمان در عصر غیبت کبری خطرات بسیار و امواج خطرناکی خانه دل انسان را تهدید می کند لازم است که ضمن تلاش برای تخلق به اخلاق الهی دست به دعا بلند کرده واز خداوند استمداد نمود 5- محزون بودن از فراق حضرت 6- صدقه به نیابت از حضرت 7- حج رفتن به نیابت از حضرت 8 - خواندن دعاهایی که از ناحیه مقدسه داده شده است 9 - خواندن دعای عهد 10- خواندن دعای ندبه 11- خواندن زیارت آل یاسین ودعای حضرت مهدی 12 توسل به ذیل عنایت آن حضرت.

 در خاتمه امیدوارم خداوند همه ی ما را در زمره ی شیعیان ومنتظران آن حضرت قرار دهدو

 والسلام علیکم

سیدمجتبی بدری



[1]  بحارالانوار ج 5 ص361

[2] بحارالانوار ج1 ص150

[3] اصول کافی ج1 ص237

[4] بحارالانوار ج51 ص152

[5] کمال الدین ج2 ص485

[6] الاحتجاج ج2 ص598




[ سه شنبه 26 فروردین 1393 ] [ 09:39 ق.ظ ] [ سید مجتبی بدری ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب