تبلیغات
احباب

احباب
قالب وبلاگ



[ دوشنبه 22 اردیبهشت 1393 ] [ 12:06 ب.ظ ] [ سید مجتبی بدری ]

بسم الله الرحمن الرحیم

قال امیر المومنین (ع)  ا لعلما باقون مابقی الدهر اعیانهم مفقوده وآثارهم فی القلوب موجوده

امیر المومنین فرموده است تاروزگار باقی است دانشمندان باقی وپایدارند وبدنهایشان مفقودونابود می شود ولی آثارشان در دلها موجود می باشد از ویژگی های مردم شریف بجستان تقید وتعبد آنانبد ین وآئین الهی است متدین بودن اهالی مومن بجستان درمنطقه زبانزد خاص وعام بوده وهست این ادعا را می توان از اعمال ورفتار آنان در طول تاریخ بجستان جستجو کرد وقفیات بجستان وبنا های قدیمی ومذهبی همگی از اعتقاد قلبی وایمان مستحکم آنا حکایت دارد روی همین جهت است که رجال علمی ومذهبی ازمیان چنین انسانهای وارسته بر خواسته  است که حقیر با توجه به عدم دسترسی به منابع لازم مختصرا به حالات یکی از آنان می پردازم علما وبزگان شیعه بعنوا ن  پر چمد ا ر ا ن هد ا یت و ولا یت  تا ر یخ  شیعه  را بعد از ائمه معصومین در مسیر الهی وسنت  نبوی وسیره ائمه معصومین (ع)تداوم بخشیده وبا زحمت وخدما ت فراوان خود مردم ر ا در جهت دین داری وسعادت سوق داده اند که از جمله آنان شخصیت گرانبها وزاهد مرحوم سید محمد علی عرب بجستانی می باشد که از توابع کشور عربستان شهر احساء از شهرهای شیعه نشین عربستان بوده واز علمای شیعه در تاریخ به حساب می آید ونسبت شریفش به احمد ابن علی ا بن محمد باقر (ع) می رسد که در قرن دوازدهم هجری زند گی می کرده در جوانی به قصد زیارت مشهد مقدس از طریق خلیج فارس وبند ر عباس وشیراز ویزد وطبس حرکت کرده ودر فخر آباد که آن زمان که در سر راه طبس ومشهد بوده عبور کرد انجا را برای سکونت انتخاب  ا نمود وروی این جهت مقداری از اراضی فخر اباد را خریداری نمود وعلاوه بر ترویج احکام شرع مقدس وتبلیغ مشغول به کشاورزی گردید واز این راه امر معاش می نمود آر   ی مردان خدا این چنین هستند مرحوم سید عمری رابا تلاش در راه تبلیغ دین گذراند واز پاک ترین وحلال ترین راه دسترنج خود ارتزاق کرد ونام نیک را تا ابد بر خود وخاندانش گذاشت ومایه   فخر  وابروی بجستان گردید زندگینامه این بزرگ مرد برای ما می تواند سر مشق باشد اولا ساده زیستن او با توجه به موقعیت علمی و اجتماعی می توانست بهترین زندگی را داشته باشد ولی از موقعیت خود استفاده نکرده ودر کنار افراد محل شغل کشاورزی را انتخاب واز این راه تامین معاش کرده 2 با عنایت به این که می توانست در شهر های بزرگ مثل مشهد ومکانهای دیگر جای رشد بود انتخاب کند تشخیص می دهد که روستا جای خدمت است وبرای انجام وظیفه در آنجا سکونت می گزیند این روحیه حاکی از تواضع وتقیدش با انجام وظیفه وقلب خاشع آن بزرگوار بوده است

مرحوم سید علاوه بر اینکه خودش روحانی بود فرزندنش را روحانی کرد تا آنها هم نیز در سالک خدمتگزاران دین باشند وپدر به آنها سفارش کرد که آنها هم  علاوه بر ترویج وتبلیغ دین شغل کشاورزی داشته باشند در تربیت اولاد وفرزندان بسیار کوشا وساعی بود چون فرزندان سید همه از انسانهای وارسته وخدمت گذار ومومن بودند در هر صورت با توجه به نبود منابع مورد نیاز مختصر شناختی میشد به شخصیت آن زاهد با اخلاص پیدا کرد لذا به همین مقدار کم اکتفا شد فر زندان سید اهل عبادت بودند از سید هاشم وسید محمود وحاج سید ابراهیم که از علمای معروف زمان خود در آنجا بودند وخدماتی به مردم ارائه کردند در میان فرزندان سید هاشم نماز جمعه را اقامه می کرد بواسطه وثوق واطمینانی که مردم بجستان به او داشتند بعضی از هفته ها از بجستان برای درک نماز جمعه به فخر آباد می رفتند سید هاشم فرزندی به نام سید مهدی که دارای علم وفضل وکمال بودهوعلاوه بر علوم دین علم طب نیز تحصیل کرده واز اطبای حاذق بوده واغلب به مسافرت وسیاحت مشغول بود تا در افغانستان از دنیا رفت سید اسماعیل برادر سید مهدی نیز از علمای آنجا وبه امور دینی ورسیدگی به آنها نیز مشغول بوده وبر حسب خواهش حاج میر زا عبد الله سیستانی که در بجستان ساکن شده بود و مرد ثروتمند (.....)بود از فخر آباد به بجستان آمده ودر آنجا زندگی می کرد وپس از سید اسماعیل فرزندش حاج سید علیرضا که تحصیلات خود را در عتبات عالیات باتمام رسانده بود وبا نیل به درجه اجتهاد به بجستان مراجعت نموده جای پدر را گرفت وقریب به پنجاه سال مرجع امور شر عیه بوده ودر آنجا از دنیا رفت وپس از ایشان حاج سید اسماعیل فر زندش جای او را گرغت سید چواد برادر زاده حاج سید علیرضا نیز در آن موقع به امور شرعیه اشتغال داشت و علاوه بر علوم دینی علم طب وهیئت ونجوم وریاضیات وجفر وغیرهرا نیز فراگرفته بود وخیلی هم خوش خط بود حاج سید اسماعیل فرزند ذکوری نداشت وصبیه اش عیال آقا سید حسن شریعتمدار از فخر ابادبود که از همان فامیل واز (.....)حاج سید حسن بوده ودر فخر آباد سکونت داشت حاج سید اسماعیل به داما دامر کرد به بجستان بیاید واونیز به بجستان آمد وپس از پس از فوت حاج سید اسماعیل به جای اونشست وبه وظایف شرعیه قیام نمود وآقا سید حسن در طلوع صبح سوم رمضان یک هزارو سیصد وپنجا ه هنگام گرفتن وضو از دنیا رفت وپس از آقا سید حسن نیز فر زندشان آقای حاج سید صدر الدین سجادی از فضلا و متنفذین بجستان و مورد احترام عموم بوده است




[ چهارشنبه 27 فروردین 1393 ] [ 12:02 ب.ظ ] [ سید مجتبی بدری ]

بسم الله الرحمن الرحیم

قال علی(ع): انتظرو الفرج ولا تیاسو من روح الله فان احب الاعمال عزوجل انتظار الفرج مادام علیه العبد المومن.(الخصال)

منتظر فرج وگشایش باشید واز رحمت الهی نا امید نباشید که محبوب ترین اعمال نزد خدای عزوجل انتظار فرج است هنگامی که بنده با ایمان بر آن مداومت ورزد.

 غیبت امام زمان (ع) به دو بخش تقسیم می شود: 1- غیبت صغری که از سال 260هجری سال  شهادت امام حسن عسکری (ع) شروع  ودر سال 329پایان یافته است که حدود 69 سال می باشد در دوران غیبت صغری ارتباط با امام به کلی قطع نبوده آنان بگونه ای خاص ومحدود با امام در ارتباط بودند که این دوره را که می توان دوران آماده سازی شیعیان برای غیبت کبری دانست که طی آن ارتباط با امام فقط در حد با نواب خاص بود که با سپری شدن دوران غیبت صغری از سال 329 هجری قمری که سال انقضای نیابت نواب خاص بود غیبت شروع شد که امام (ع)به چهارمین وآخرین نایبشان که علی بن محمد سیمری یا سمری بود نوشت وفرمود که تو آخرین نایب خاص من هستی ودیگر کسی را نباید به جای خود معرفی کنی و چند روز قبل از وفاتش توقیعی از ناحیه مقدسه به این شرح صادر شد

بسم الله الرحمن الرحیم

ای علی بن محمد سمری خداوند در سوگ فقدان تو پاداشی عظیم را به برادارانت اعطا کند تو تا شش روز دیگر از دنیا خواهی رفت کارهایت را مرتب کن وهیچ کس را به جای خود منصوب مکن دوران غیبت کامل فرا رسیده است ومن جز با اجازه خداوند متعال ظهور نخواهم کرد و من پس از گذشت مدتی طولانی وقساوت دلها و پر شدن زمین از ستم خواهم آمد افرادی نزد شیعیان من مدعی مشاهده ی من و ارتباط با من به عنوان نیابت خاصه خواهند کرد آگاه باشید که هر کس پیش از خروج سفیانی وصیحه ی آسمانی چنین ادعایی کند دروغگو وافترا زننده است وهیچ حرکتی ونیرویی جز به دستور خداوند عظیم نخواهد بود.[1] بعد از وفات چهارمین نایب حضرت غیبت کبری شروع شد اگر غیبت کبری یکباره و ناگهانی رخ می داد ممکن بود موجب انحراف افکار شود و ذهنها آماده پذیرش نمی شد اما گذشته از زمینه سازی های مدبرانه امامان پیشین در طول غیبت صغری به تدریج ذهنها آماده شد وسپس مر حله غیبت کامل آغاز گردید که از آن زمان به بعد که امور شیعیان به نائبان عام حضرت یعنی فقهای واجد الشرائط وآشنای به احکام دین محول گردید در این رابطه پاسخ حضرت ولی عصر (عج) به اسحاق بن یعقوب این موضوع را تائید می کند که راجع به فقها فرمود:

واما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی روات حدیثنا فانهم حجتی علیکم وانا حجت الله علیهم

هر چیزی که تازه رخ داد به دانشمندان وراویان ما رجوع کنید وخاطر شما جمع باشد که آنها نماینده من هستند ومن نماینده خدا.

دست حق روی سر من و دست من روی سر علمای راستین ودست آنها بر سر شیعیان ماست پس فقهای شیعه نائبان عام آن حضرت محسوب می شوند و شیعیان در امور دینی به آنها مراجعه کنند واز غیبت صغری وکبری بارها از لسان ائمه معصومین مطالبی رسیده است وسفارشاتی فرموده اند پیغمبر اکرم(ص) از وقوع این دو غیبت خبر داد اسحاق ابن عمار می گوید از حضرت صاق (ع ) شنیدم که فرمود قائم ما دارای دو غیبت است یکی کوتاه و دیگری طولانی می باشد که در غیبت اول شیعیان خاص مکان حضرت را می دانند ولی در دومی جز خواص دوستان دینی او جز کسی از مکان او اطلاع ندارد امام صادق (ع) فرمود حضرت صاحب الامر دو غیبت دارد که یکی از آنها بقدری طولانی می شود که گروهی می گویند که مرده است وگروهی می گویند کشته شده است و گروهی می گویند رفته است فقط عده ی معدودی به وجود آن حضرت عقیده دارند ودر ایمانشان ثابت هستند شکی نیست که رهبری پیشوایان الهی به منظور هدایت مردم به سر منزل کمال مطلوب است واین امر درصورتی میسر است که آنها آمادگی بهره برداری از این هدف الهی را داشته باشند اگر چنین شرائط مساعدی در مردم وجود نداشته باشد حضور پیشوایان الهی در بین مردم ثمری نخواه داشت متاسفانه فشارها وتضییقاتی که از زمان امام جواد(ع) به بعد برامامان وارد شد و محدودیتهای فوق العاده ای برقرار گردید به طوری که فعالیتهای امام دهم ویازدهم را به حداقل رسانید. این امر نشان داد که زمینه مساعد جهت بهره مندی از هدایتهای امام دهم وامامان در جامعه در حد نصاب لازم در جامعه وجود ندارد از این رو حکمت الهی اقتضا کرد که پیشوای دوازدهم غیبت اختیار کند تا وقتی که آمادگی لازم در جامعه به وجود آید البته باید گفت همه اسرار غیبت بر ما روشن نیست ولی شاید نکته ای که گفته شد رمز اساسی غیبت باشد در روایات ما زمینه وعلل واسباب غیبت بر چند موضوع تکیه شده است 1 آزمایش مردم از سنتهای ثابت بندگان وانتخاب صالحان وگزینش پاکان صحنه ی زندگی همواره صحنه آزمایش است تا بند گان از این رو در پرتو ایمان وصبر تسلیم خویش در پیروی از اوامر خداوند تربیت یافته وبه کمال برسند و استعداد های نهفته شکوفا گردد ودر اثر غیبت حضرت مهدی (ع) مردم آزمایش شوند وگروهی که ایمان ندارند باطنشان ظاهر گردد و دستخوش شک و تردید قرار می گیرد لذا امام کاظم (ع)فرمود هنگامی که پنجمین فرزندم غایب شود مواظب دین خود باشید مبادا کسی شما را از دین خارج کند او ناگزیر غیبت خواه کرد به طوری که گروهی از مومنان از عقیده خویش بر می گردند و خداوند به واسطه غیبت بند گان خویش را آزمایش خواهد کرد[2] 2 حفظ جان امام(ع): خداوند به وسیله غیبت، امام مهدی (ع) را از قتل حفظ کرده است زیرا اگر او از اول زندگی بین مردم بود آنها او را به قتل می رساندند. زراره از امام صادق (ع) نقل می کند که امام فرمود منتًظر پیش از قیام خویش مدتی از چشم ها غایب خواهد شد عرض کردم چرا؟ فرمود:به جان خویش بیمناک خواهد بود[3]. 3- حضرت مهدی (ع) هیچ رژیمی را حتی از روی تقیه به رسمیت نشناخته و نمی شناسد اما مامور به تقیه از هیچ حاکم وسلطانی نیست و تحت حکومت وسلطنت هیچ ستمگری در نیامده ودرنخواهد آمد چرا که مطابق وظیفه خود عمل می کند و دین خدا را بدون بیم وهیچ ملاحظه ای  اجرا می کند . حسن ابن فضال می گوید امام هشتم فرمود گویی شیعیان را می بینم که بعد از مرگ سومین فرزندم امام حسن عسکری (ع) در جستجوی امام خود همه جا را می گردند اما او را نمی یابند.عرض کردم چرا غایب می شود فرمود برای اینکه وقتی با شمشیر قیام می کند بیعت کسی را در گردن خود نمی بیند[4].

خود حضرت می فرماید و اکثروا الدعا بتعجیل الفرج فان ذلک فرجکم بسیار دعا کنید برای تعجیل فرج زیرا که همان گشایش شماست[5] پس استفاده می شود مهمترین ویژگی منتًظر، انتظار فرج از خدای بزرگ است .انتظار به معنای امید وآینده درخشان ایمان واعتقاد به امام غائب سبب امیدواری مسلمانان نسبت به آینده پر مهر وصفای خویش در عصر ظهور امامشان می گردد چنانکه خود حضرت می فرماید: انا غیر مهملین بمراعاتکم و لا ناسین بذکرکم و لولا ذلک لنزل لکم الاداء و اصطلمکم الاعداء[6]

ما در رسید گی به وضع شما کوتاهی نمی کنیم و یاد شما را از خاطر نمی بریم واگر چنین نبود سختی شدید بر شما وارد می شد  و دشمنان شما را ریشه کن می ساختند حال که ساحت مقدس حضرت صاحب به شیعیانش لطف وعنایت دارد  برای اینکه ما منتظر حضرتش باشیم.

  چه ویژگی هایی باید داشته باشیم؟ از جمله آنها: 1 شناخت ومعرفت : یکی از وظائف شیعه نسبت به آن حضرت به دست آوردن شناخت از صفات وآداب و ویژگی های آن صاحب وعلایم حتمی وی می باشد  زیرا آن حضرت امامی واجب الطاعت است وهر کسی که اطاعتش واجب است باید صفاتش را شناخت تا با شخص دیگری که مقام او را به دروغ وستم ادعا می کند اشتباه نگرد  بنابراین شناخت نسبت به آن حضرت واجب ولازم است 2- سعی در اصلاح جامعه وامر به معرف  ونهی از منکر: از جمله ویژگی های منتظران است که در اصلاح جامعه کوشا باشند و به وسیله انجام امر به معروف ونهی از منکر زمینه فرج حضرتش را فراهم آورند 3- تزکیه وخود سازی که امام صادق (ع) فرمود هرکسی که دوست می دارد از اصحاب قائم باشد می بایست منتظر باشد دراین حال به پرهیزگاری واخلاق نیکو رفتار نماید در حالی که منتظر باشد پس چنانچه بمیرد و بعد از مردنش قائم به پا خیزد پاداش او همچون پاداش کسی خواهد بود که آن حضرت را درک کرده است 4- دعا برای حفظ ایمان در عصر غیبت کبری خطرات بسیار و امواج خطرناکی خانه دل انسان را تهدید می کند لازم است که ضمن تلاش برای تخلق به اخلاق الهی دست به دعا بلند کرده واز خداوند استمداد نمود 5- محزون بودن از فراق حضرت 6- صدقه به نیابت از حضرت 7- حج رفتن به نیابت از حضرت 8 - خواندن دعاهایی که از ناحیه مقدسه داده شده است 9 - خواندن دعای عهد 10- خواندن دعای ندبه 11- خواندن زیارت آل یاسین ودعای حضرت مهدی 12 توسل به ذیل عنایت آن حضرت.

 در خاتمه امیدوارم خداوند همه ی ما را در زمره ی شیعیان ومنتظران آن حضرت قرار دهدو

 والسلام علیکم

سیدمجتبی بدری



[1]  بحارالانوار ج 5 ص361

[2] بحارالانوار ج1 ص150

[3] اصول کافی ج1 ص237

[4] بحارالانوار ج51 ص152

[5] کمال الدین ج2 ص485

[6] الاحتجاج ج2 ص598




[ سه شنبه 26 فروردین 1393 ] [ 09:39 ق.ظ ] [ سید مجتبی بدری ]

 

 

خاطرات حج حجت الاسلام والمسلمین سید مجتبی بدری

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بسمه تعالی

حج به یاد ماندنی

    سال 75 اولین سفر حج واجبم بود که به عنوان زائر به حرمین شریفین مشرف شدم. اتفاقا قرار بود مادرم هم از مشهد با دامادمان به حج بیایند. من زودتر آمدم مکه. آن موقع مثل الان نبود و موبایل و امکانات ارتباطی کمتر در دسترس بود. من که زودتر رسیده بودم عمره تمتع را انجام دادم و منتظر مادرم شدم. آرزو داشتم که وقتی مادرم به مکه آمد بتوانم در انجام اعمال عمره و تمتع کمکش کنم. شب جمعه بود، فکر می کردم که مادرم آمده اند مکه. و ممکن است که امشب پیران و بیماران را برای انجام اعمال عمره به حرم بیاورند. آمدم مسجدالحرام و بسیار دنبال مادرم گشتم. بیرون مسجدالحرام، داخل مسجد و اطراف آن را خوب گشتم، خلاصه به هر جایی که فکر میکردم ممکن است مادرم آنجا با شند سر زدم، اما خبری از مادرم نبود. حدود ساعت 12 شب بود، روبروی باب السلام کنار مسعی دعای کمیل خواندم و از خداوند خواستم این توفیق را به من بدهد که در انجام اعمال حج به مادرم کمک کنم و در ثواب ایشان سهیم باشم.

    دعای کمیل تمام شد، و من با ناامیدی بلند شدم که از مسعی به هتل بروم. دیدم که جمعی در فضای سنگ فرش بیرون مسعی نشسته اند. نا خودآگاه به دلم افتاد که خوب است از کنار این گروه بگذرم. جلو رفتم و نزدیک آنها شدم، دیدم پیران و بیماران را روحانی و مدیر کاروان و خدمه برای انجام اعمال حج آورده اند. از قضا مادرم هم با دختر عمویش که هم سن سالش بود در آن کاروان بودند. از دیدن مادرم بسیار خوشحال شدم، آنقدر که در پوستم نمی گنجیدم. وقتی چشم مادرم به من افتاد او نیز همین حس را داشت. او را بغل کردم و مادرم از شوق شروع به گریستن کرد، تا لحظاتی فقط اشک شوق بینمان حاکم بود و دیگر هیچ. بعد از پیدا کردن مادرم خداوند توفیق داد که در انجام اعمال عمره و حج ایشان را کمک کردم تا حجشان به پایان رسید.

    هیچ سفری در عمرم به لذت ان سفر نبود، زیرا در کنار خانه خدا به مادرم کمک کردم تا اعمال حج را انجام دهند. با این که من کمتر خاطرات در ذهنم می ماند اما تمام برنامه و خاطرات آن سفر را خوب به یاد دارم.

امداد الهی

    سالی که می خواستیم مسجد جامع اصفهانک (مسجدی در منطقه اصفهانک تهران) را نوسازی کنیم و توسعه دهیم، من به حج مشرف شدم. آن موقع زمینی را که در پشت مسجد داشتیم خاکبرداری کرده بودیم و فقط 100 هزار تومان پول داشتیم، هیچ گونه بانیی هم نبود که در ساخت مسجد کمکمان کند.

    ایام حج در مسجدالحرام روبروی ناودان ایستادم و عاجزانه از خداوند خواستم که به مسجد ما کمک کند. به درگاه الهی عرض کردم: پروردگارا ! یک طلبه کم رو هستم و روی در مغازه و پیش افراد رفتن را ندارم. الهی! این مشکل را از جلو من بردار. بلاخره حج تمام شد و من به تهران برگشتم. به محض برگشتن شروع به بنایی و توسعه مسجد کردیم. به لطف خدا بدون اینکه یک وعده نماز تعطیل شود مسجد در دو فاز توسعه یافت و نوسازی شد، حتی خودمان هم متوجه نمی شدیم که هزینه های ساخت و ساز از کجا می آمد و چطور تامین می شد. مسجد در سه طبقه به مساحت 2000 متر زیر بنا ساخته شد. و از طرف مرکز رسیدگی به امور مساجد به عنوان مسجد جامع اصفهانک (احباب الحسین) نامگذاری شد.

بهترین یادگاری

     یک سال به یکی از دفترهای زیارتی تهران قول دادم که با یکی از کاروانهای آن دفتر به حج مشرف شوم. جلسه اول رفتم برای زائرین صحبت کنم و کمی مقدمات حج را برای آنها تبیین نمایم. در جمع زائران خانمی دیده شد که لباسهای قرمزی پوشیده بود و حجاب مناسبی نداشت، در جلسات بعدی نیز همینطور حاضر شد. فرودگاه هم که رفتیم باز این خانم با حجاب نامناسبی تشریف آوردند. مدینه که مشرف شدیم، قرار شد همه کاروان به صورت دسته جمعی به حرم مشرف شویم، باز هم این خانم همراه با پسرش که حدودا 12 یا 13 سالش بود با همان وضع جلو کاروان به راه افتاد. به مدیر کاروان گفتم که پوشش این خانم مناسب نیست و بهتر است راهی پیدا کنیم و به ایشان کمک کنیم تا پوششان را اصلاح کنند. من به بهانه تصحیح نماز با او هم صحبت شدم و متوجه شدم که نه تنها نمازش صحیح نیست، بلکه در وضو، غسل و برخی واجبات دیگر هم اشکال دارد. ایشان بسیار علاقه داشت که اشکالاتش را در واجبات اصلاح کند و آنها را به صورت صحیح یاد بگیرد. حتی گفتند موقعی که به سازمان حج و زیارت رفتم و در آنجا به من خبر دادند که مجوزم برای تشرف به حج درست شده است، از فرط خوشحالی موقع رفتن به منزل چپ کردم.

   چون آن خانم در کاروان بسیار انگشت نما شده بود با دو نفر از خواهران کاروان راجع به او مشورت کردیم و قرار شد یک چادر عربی برایش تهیه کنند. یک چادر برایش تهیه کردند و آن خانم هم بسیار استقبال کرد و از آن به بعد به یک خانم چادری و محجبه تبدیل شد. او جزء کسانی بود که از همه زودتر در جلسات آموزشی شرکت می کرد و در تمام برنامه های کاروان از همه پیش قدم تر بود و حتی عمره مجدد نیز با پسرش انجام داد. در پایان سفر آن خانم بسیار تشکر کرد و حجاب برایش بهترین یادگار از سفر عمره شد.

رویای صادقه

     در یکی از سفرهای عمره با خانواده مشرف شده بودیم. در مکه بعد از اتمام اعمال عمره به دلم افتاد که دوباره احتیاطا اعمال عمره را انجام دهم. هوا گرم بود و بعد از سعی خانواده روبروی رکن یمانی داخل مسجدالحرام زیر سقف که خنک تر بود نشستند تا من طواف آخر را انجام دهم. بعد از طواف آمدم هر چه نگاه کردم خانواده را ندیدم. با خودم گفتم که ایشان همین جا بودند و به من نگاه می کردند تا طوافم تمام شود! پس کجا رفتند؟ بعد از چند دقیقه که همان جا مشغول گشتن بودم دیدم که خانواده ناگاه جلوام ظاهر شدند. سوال کردم کجا بودید که بعد این همه گشتن شما را ندیدم. گفت همین جا نشسته بودم، خواب به من غالب شد. چادرم را روی خودم کشیدم و کیفم را زیر سرم گذاشتم و به خوابی شیرین فرو رفتم. ناگهان در عالم خواب شخصی مرا صدا زد و گفت: بیدار شو که شوهرت دنبالت می گردد، بیدار شدم و دیدم شما بالای سرم هستید.




[ یکشنبه 27 بهمن 1392 ] [ 11:03 ق.ظ ] [ سید مجتبی بدری ]




عنوان مقاله: رمی جمرات نماد مبارزه باشیطان

تهیه وتنظیم :
حجت الاسلام سید مجتبی بدری مدیرومدرس حوزه علمیه الا مام القائم (عج)، تهران


بهمن ماه 1392


چکیده: رمی جمرات مبارزه نمادین با شیطان است. در واقع رمی جمرات مبارزه با همه ی شیاطین و صفات رزیله و هواهای نفسانی است که هر کسی رمی جمرات را به معنای واقع انجام دهد بر شیطان برون و درون غالب شده و پاداش فراوان نزد پروردگار عالم خواهد داشت.









کلید واژه: رمی، جمرات، شیطان، حکمت، احکام، پاداش، مبارزه، نمادین، هوای نفس، رزائل،


 


بسمه تعالی
قال الله تبارک وتعالی: ((و اما ینزغنک من الشیطان نزغ فاستعذ بالله))
اصل وجوب رمی جمرات به عنوان یکی از مناسک حج از مسلمات و ضروریات دین اسلام است و همه علمای اسلام بر این اتفاق نظر دارند. رمی جمرات یک تمرین عملی و هدفدار و سازنده برای زنده نگه داشتن روح مبارزه و مجاهدت با صفات زشت شیطانی، زدودن اوهام و وسوسه های ابلیسی، و رذایل و مفاسد اخلاقی و رفع شرک و آلودگی از درون وجود آدمی و محیط زندگی است. رمی جمرات در منا از مهمترین ارکان اعمال تشریق است.
        صاحب کیمیای سعادت می نویسد: «اما انداختن سنگ در مقصود حج گزار، اظهار بندگی بر سبیل تعبد محض و دیگر تشبه به ابراهیم (ع) است. پس اگر در خاطر تو آید که شیطان حج گزار را پیدا آمد، و مرا پیدا نیامده، بیهوده سنگ به چه اندازم؟ بدان که این فکر تو را  شیطان پدید آورده، پس سنگ بینداز تا پشت وی بشکنی که پشت وی بدان شکسته شود.» (فرهنگ نامه اسرارومعا رف حج ص218)
       از لحظه تکلیف، همراه با شروع ماموریت فرشتگان، کار شیطان نیز آغاز شد. پس از آنکه از درگاه قدس ربوبی رانده شد سوگند یاد کرد تا حد امکان همه بندگان خدا را گمراه کند، لذا مکان مبارزه نمادین با شیطان جمرات می باشد.
رمی جمرات
     واژه رمی جمرات(پرتاب سنگ ریزه در حج واجب است) که در متون معروف و مشهور لغت برای آن چهار معنا گفته اند. 1- جمره در اصل به معنای اجتماع قبیله است. و چون جمرات محل اجتماع  سنگ هاست آنرا جمره نامیده اند. 2- جمره به معنای سنگریزه است و چون جمرات به معنای سنگریزها است به آن جمرات گفته اند. 3- جمره از جمار به معنای « به سرعت دور شدن است  » زیرا هنگامی که حضرت آدم (ع ) ابلیس را در این محل یافت او را بوسیله سنگ رمی کرد و شیطان به سرعت از آنجا دور شد. 4- جمره به معنای قطعه سوزان از آتش است شاید اشاره به قطعه های کوچکی است که از میان شعله آتش پرتاب می شود و شبیه سنگریزه است« تحقیقی جدید در باره رمی جمرات آیت الله مکارم شیرازی 26».
      مولا محسن فیض کاشانی می نویسد باید بدانی که این خیال از شیطان است و او آنرا در دل تو انداخته تا اراده ات  را در رمی جمرات سست گرداند و به دلت اندازد که این کار بیهوده و شبیه بازی  کودکان است که نباید به آن مشغول شوی! لیکن تو باید با جدیت و کوشش دررمی او را از پیش خود برانی ودماغش رابه خاک بمالی و بدانی که تو در ظاهر سنگ به سوی عقبه می اندازی اما در واقع سنگ به چهره شیطان میزنی وپشت او را می شکنی، زیرا خاری ومقهوریت شیطان جز با تعظیم وامتثال امر الهی و به مجرد فرمان او بی آنکه عقل ونفس درآن دخالتی داشته باشد حاصل نمی شود. آیت الله جوادی آملی(حفظه الله) می نویسند: اگر مسئله رمی جمرات وسنگ زدن به جمره ها مطرح است در حقیقت، دیو درون و بیرون را رمی کردن  و شیطان انس و جن را راندن است. تا انسان فرشته نشود شیطان از حریم او بیرون نمی رود و اگر فرشته خوی شد، آنگاه است که از گزند شیطان مصون می ماند ( فرهنگ نامه اسرار و معارف حج ص219).
         گیاهان، حیوانات و انسانها، هر یک به گونه ای مسائل ناسازگار با خود را دفع و مسائل ملایم با خویش را جذب می کنند. جذب و دفع در سطح طبیعت و نیز در انسانهای عادی، گاه به صورت شهوت و غضب گاهی به صورت محبت و عداوت، زمانی به صورت ارادت و کراهت و... نمایان می شود اما در مؤمنان رقیق شده، آن دو به صورت تولّی و تبرّی تجلی می کند. حج گذاری که به تولّای راستین و تبرّای صحیح رسیده، جذب و تولّی از هنگام بیتوته در منا در یاد خدا متجلّی است، چنان که دفع و تبرّای او در مناسک روز تجلّی دارد. با توجه به سخن خدای سبحان دربار? قربانی: « لَن یَنال الله لحومها وَلا دماؤهَا ولکن یَناله التّقوی منکم» می توان گفت: بیان قرآن دربار? جلوه گاه تبرّی مزبور ، یعنی رمی جمرات نیر این است که سنگ ریزه ها شیطان را رجم و طرد نمی کند، بلکه این انزجار درونی شماست که شیاطین انس و جن را می راند و شما را از هر شیطنت درونی  وبیرونی محافظت می کند. در مورد رمی جمرات باید توجه داشت که نه آن چهره شیطان است و نه این سنگ زدن رمی شیطان، زیرا رمی جمرات در زمان جاهلیت نیز مرسوم بوده چنان که در این زمان هم گاهی برخی شیاطین  انسی این رمی را انجام می دهند، بدیهی است که شیطان هرگز با هفت سنگ طرد نمی شود! تنها راه طرد شدن شیطان  و در امان ماندن از آسیب های او استعاذ? عملی و به حصن الهی پناهنده شدن است. «واما ینزغنک من الشیطان نزغ فاستعذ بالله (سوره اعراف آیه 200).
      سنگ زدن به جمره ها رمز و نشانه ای از رمی دیو درون، و بیرون راندن شیاطین جنَّی و انسی است. پس اگر کسی خود جزو شیاطین انسی بود، هرگز قدرت و لیاقت تبرّی و رمی حقیقی را ندارد! چنان که اگر شیطان همنشین کسی شد او نمی تواند همراه خود، یعنی شیطان را رمی کند. (جرعه ای ازصهبای حج تالیف آیت الله جوادی املی ص 255-254)
                                           (رمی جمرات نماد مبارزه با شیطان)
       رمی جمرات نماد مبارزه با شیطان است، در واقع مبارزه با همه صفات شیطانی است که در وجود انسان است. رمی جمرات جنگ با شیطان نفس و دور کردن همه رذائل اخلاقی است، سنگ زدن به شیطان سنگ زدن به هم? امیال دنیایی است.  یک معنای رمی جمرات به سرعت گریختن است! یعنی اگر  از شیطان با سرعت فرار نکنی و با کندی حرکت کنی ممکن است انسان را به دام بیندازد. در رمی جمرات بیشترین و پر تعدادترین اعمال قراردارد: سه روز سنگ زدن، روز دهم رمی جمره عقبه، روز یازدهم و دوازدهم هر سه جمره را  سنگ زدن، که کلا می شود هفت بار و هر بار هم هفت سنگ باید بزند که جمعا 49 سنگ می شود.
      هیچکدام از اعمال حج این قدر تکرار نشده است، آنهم با این تعداد، طواف در حج سه مرتبه است 1- طواف عمره تمتع 2- طواف زیارت 3- طواف نساء آنهم هر مرتبه 7 شوط که جمعا می شود 21 شوط. این مقدار سنگ زدن در جمرات شاید حاکی از این باشد که از همه بیشتر باید مواظب شیطان بود هیچکدام از اعمال حج با خشونت نیست جز رمی جمرات که با خشونت است؛ یعنی سنگ زدن در 7 بار و هر بار هم 7 سنگ، آنهم باید کسی که سنگ می زند ببیند سنگش به جمره و هدف خورده؟ اینها همه حکایت از این دارد که با شیطان و هواهای نفسانی و امیال دنیایی با نرمی نمی شود برخورد کرد باید با تندی و با خشونت برخورد کرد و الا ممکن است شیطان و هوای نفس به انسان غالب شود. مسئله اعمال منی با همه اعمال فرق میکند؛ اعمال منی همه اش مبارزه با شیطان  نفس است. رمی جمره مبارزه نمادین با شیطان یعنی دور کردن همه رزائل اخلاقی است. دیگر از اعمال منی قربانی است.  قربانی یعنی قربانی کردن همه هواهای نفسانی. دیگر از اعمال منی حلق و تقصیر است که آنهم  باز مبارزه با هوای نفس است. چون موی انسان زیبایی اوست باید با نفس خود بجنگد تا بتواند به نفس خود غالب شود. منا یعنی مبارزه و جنگ با زشتیها و جایگزین کردن خوبیها. رمی جمرات اعلان جنگ با ابلیس است سنگ زدن به جمرات نابود کردن هواهای نفسانی و خواهشهای حیوانی و مهار شهوات و اخلاق رذیله است. قرآن کریم گرچه با اهتمام بسیاربه  احکام و مناسک حج پرداخته است اما سخنی از رمی جمرات به میان نیاورده است، یعنی نه قبل از بیان «فاذا قضیتم مناسککم» ذکری از رمی آمده است و نه پس از آن، و حال آنکه رمی جمره در روز عید و رمی جمرات سه گانه در روزهای منی جزء مناسک حج است. در پا سخ باید گفت طبق برخی از روایات این سنگ منسک از سنت های نبوی می باشد چنانکه امام باقر (ع ) میفرمایند: و فرائض الحج الاحرام و الهَدی للمتمتع فریضة فامّا الوقوف بعرفه فهو واجب وَالحَلق سنّة و رمی الجمار سُنَة. بعضی از مفسران این  احتمال را داده اند که ذکر نشدن رمی جمرات در قرآن به این معناست که چون همه اعمال حج در چهار چوب زمان و مکان، یعنی موسم حج و مکه و مشاعر قرار دارد یادآور شده است. اما رمی شیطان منحصر به ذی الحجه  و مکه و مشاعر نیست، بلکه در طول عمر لازم است صورت گیرد. لذا آیاتی هم که امر به طرد شیطان می کند بر این مسئله دلالت دارد مثل آیه شریفه: «وَ امّا یَنزَغَنَّکَ منَ الشَیطان نَزغَ فَاستَعذ بالله انَّه سَمیع عَلیم»( اعراف آیه 200).  در سایه تفسیر حج یکی از درسهائیکه می شود از رمی جمرات گرفت این است: آیه مبارزه با شیطان، مکان خاص و زمان خاصی ندارد، بلکه باید در همه جا و هر زمان آماده جنگ با شیطان بود حتی در وقت عبادت، چنانچه فقها می فرمایند: قبل از شروع قرائت در نماز مستحب است استعاذه کنیم و «اعوذ بالله منَ الشیطان الرجیم» بگوید.
      رمی جمره: راندن اخلاق رذیله و اوصاف پست است که در این مقام باید احساس خطر کرد و به یک باره علیه خویشتن خویش شورید و هواهای نفسانی را از ریشه کند و بیرون افکند؛ معنای رمی جمره مبارزه با نفس امّاره است. بر اساس اصطلاحات قرآنی انسان سه نفس دارد: 1. نفس امّاره سوره یوسف آیه 53 2.نفس لوّامه سوره قیامت آیه 2 3. نفس مطمئنه سوره فجر آیه 2.  در جمره اولی انسان با شیطان درون و نفس امّاره ستیز می کند. اولین دشمن در راه وصول به قرب الهی  نفس امّاره است، لذا از این رو باید از آنجا شروع کرد و در رمی اول اسب چموش درون را رام کرد. آن گاه که انسان عملی خلاف انجام دهد از درون سرزنش دریافت می کند و این یکی از عجائب آفرینش  آدم است که سرزنش ها از سوی نفس لوّامه است.  در رمی جمره وسطی انسان دوباره به شیطان سنگ می زند تا به خود تلقین کندکه حتی نزدیک عمل خلاف و معصیت نشود تا مبتلا به سرزنش ها نگردد.
      هرگاه سالک با نفس امّاره مبارزه کرد و نفس لوّامه اش او را از ارتکاب معاصی باز داشت و او را از انجام گناهان مراقبت نمود، او به نفس مطمئنه واصل شده است. حاجی با رمی جمره عقبی شیطان را به طور کلی از خویش دور می سازد تا نفس مطمئنه خویش را در امان داشته و آماده وصال به حریم گردد؛ در این حالت او سزاوار این مقام می شود که خدا به او بگوید از تو راضی هستم.
یا ایَّتها النَّفس المطمئنة ارجعی الی ربّک راضیة مرضیة. (فجر آیه 27-28)
ای روح آرامش یافته خشنود و پسندیده به سوی پروردگارت باز گرد.
انداختن سنگ اظهار بندگی و تشبه به ابراهیم خلیل (ع) است، پس باید سنگ انداخت تا پشت شیطان را شکست و اعلام نمود که من فقط از خدا فرمان بری می کنم، سنگ انداختن انقیاد و بندگی است اظهار امتثال و عبودیت است. شیطان زمانی خوار و ذلیل می شود که انسان را بنده ومنقاد خدا بیند. حاجی با رمی جمره فرشته صفت شده و از دام ابلیس می رهد، بنابراین رمی کننده حقیقی خداوند سبحان است و حاجی به هنگام رمی دست خداست زیرا که فرمود: وَ ما رَمیت اذ رَمَیت وَلکنّ الله رَمی. (سوره انفال آیه 17)
و آن گاه که تیر می انداختی، تو نیز تیر نمی انداختی خدا بود که تیر می انداخت.
                       تاریخچه رمی جمرات
      مطالبی که در مورد سابقه رمی جمرات گزارش شده است متفاوت است در برخی روایات سابقه این عمل تا زمان حضرت آدم (ع) کشانده شده و برخی دیگر سابقه تاریخی آن را تا ابراهیم خلیل (ع) می رسانند. در مورد حضرت ابراهیم (ع) نیز سخن به اختلاف است، پاره ای روایات آن را از تعالیم جبرئیل (ع ) به ابراهیم (ع) به هنگام آموزش مناسک حج میدانند و پاره ای دیگر ظهور شیطان به ابراهیم (ع) و سنگ انداختن به او را آغاز پیدایش این عمل معرفی می کنند و دسته دیگر آن را یاد آور سنگهائی می دانند که ابراهیم (ع) به قوچ قربانی زد . (گل واژه های حج و عمره ص168)
                      حکمت رمی جمرات
      حدیث 1. ابی رحمة الله علیه قال : حَدَثَّنا محمد ابن ابی یحیی العطّار عن العمرکی خراسانی عَن علّی ابن جعفر ع قال سَئلتَه عَن رَمی الجمار لمَ جعل کم قال لاَنَّ ابلیس اللَّعین کَانَ یترائی لابراهیم (ع) فی مَوضع الجماعَ فَرَجَمَهَ ابراهیم فَجَرت السنه بذالک (رحمة الله علیه) از محمد بن عطّار از عمرکی خراسانی  از علی بن جعفر از برادرش موسی ابن جعفر (ع) وی می گوید از آن حضرت پرسیدم برای چه رمی جمار و پرتاب کردن ریگ تشریع شده است؟ حضرت فرمودند: برای اینکه در این مکان که ریگ پرتاب می کنند ابلیس ملعون به نظر ابراهیم (ع) آمد، آن جناب او را با ریگ زد و پس از آن این عمل در آنجا سنت شد. (علل الشرایع، شیخ صدوق، ص404. ترجمه محمد جواد ذهنی تهرانی)
حدیث2 . ابی رحمة الله قال: حَدَثَّنا سَعد ابن عبدالله عَن ایَّوب ابن نوح عن صفوان ابن یحیی عن معاویة ابن عمَّار عن ابی عبدالله قال: اَوُّل مَن رَمی الجمار آدم (ع) قال جبرئیل (ع) ابراهیم فقال ارم یا ابراهیم فَرَمی جَمَرَة العَقَبَه وَ ذالک اَنَّ الشیطان  تمثل له عندها. پدرم  رحمه از سعد ابن عبدالله  از ایَّوب ابن نوح از صفوان ابن عمَّار از حضرت ابی عبدالله (ع)؛ آن حضرت فرمودند: اولین کسی که ریگ ها را پرتاب کرد آدم (ع) بود بعد فرمودند: جبرئیل نزد ابراهیم (ع ) آمد و گفت: ای  ابراهیم بیانداز ابراهیم (ع )عقبه را با ریگ زد زیرا شیطان در جنب آن برای ابراهیم ممثّل شد. (علل الشرایع شیخ صدوف- ترجمه سید محمد جواد ذهنی تهرانی)
حدیث625
      امام علی ع فرمود: جمره ها بدین سبب با سنگ زده می شود که چون جبرئیل محل های عبادت را به حضرت ابراهیم (ع) نشان داد. ابلیس بر او نمایان شد، جبرئیل آن حضرت را فرمان داد که او را براند او هم شیطان را با هفت سنگ راند. شیطان کنار جمر? اول زیر زمین پنهان شد وکنار جمر? دوم سر بر آورد، آدم با هفت سنگ دیگر او را راند و ابلیس باز هم به زیر زمین رفت و از محل جمر? سوم آشکار شد با هفت سنگ او را زد و او دیگر در همانجا به زیر زمین رفت.
حدیث626       
      ابن عباس می گوید: جبرئیل نزد رسول خدا آمد و او را برد تا عبادتگاهها را نشانش دهد. کوه ثبیر شکافته شد و وارد منی گشت و جمره ها را نشانش داد، سپس مشعر و آنگاه عرفات را. شیطان کنار جمره بر پیامبر نمایان شد و حضرت با هفت سنگ او را راند تا اینکه پنهان شد و از کنار جمر? دوم سر بر آورد، پیامبر (ص) با هفت سنگ او را زد تا اینکه ناپدید شد سپس در آخرین جمره آشکار شد و پیامبر (ص) هفت سنگ دیگر نیز بر او زد تا اینکه پنهان شد . (حج و عمره تالیف محمد ری شهری)
                      طریقه سنگ زدن از نظر روایات
حدیث628
     امام باقر(ع) فرمودند: رسول خدا چون از مزدلفه آمد روز عید قربان به جمره عقبه گذشت و هفت سنگ بر آن زد سپس به منا آمد و این از سنت است. زهری گوید: رسول خدا هر گاه جمره ای را که نزدیک مناست سنگ می زد با هفت سنگ می زد و با هر سنگی تکبیر می گفت، سپس جلو می رفت و در مقابل آن رو به قبله می ایستاد و دستانش را بلند می کرد و میزد و با هر سنگی که می زد تکبیر می گفت، سپس بر می گشت و از سمت چپ به طرف وادی سرازیر می شد در حالیکه دستانش را به دعا بلند می کرد. سپس نزد جمره ای که نزدیک عقبه  است می آمد آنرا هم هفت سنگ می زد و با هر سنگی تکبیر می گفت. آنگاه بر می گشت و نزد آن نمی ماند.
حدیث30
      امام باقر (ع) فرمودند: نزد جابر ابن عبدالله رفتیم از او خواستیم تا از حج پیامبر(ص) ما را خبر دهد گفت: رسول خدا (ص) جمره ای را که نزدیک درخت است هفت سنگ می زد با هر سنگی تکبیر می گفت و سنگها را با انگشت پرتاب می کرد. سنگ را از دل آن وادی می زد آنگاه برمی گشت و قربانی می کرد. (نقل از کتاب حج و عمره تالیف محمدی ری شهری)
حدیث 634
     امام صادق (ع) فرمودند: هر روز هنگام ظهر جمرات را سنگ بزن وآنچه را هنگام رمی جمره عقبه گفتی بگو، پس از جمره اول آغاز کن و از طرف چپ جاده رو به قبله بایست وخدا را حمد وثنا بگو و بر پیامبر(ص) درود فرست، سپس کمی جلو برو دعا کن و از خدا بخواه که از تو قبول کند، بازهم جلوتر برو و نزد جمره دوم نیزآن گونه که با جمره اول کردی می ایستی وخدا را آنگونه که پیش خواندی، می خوانی و سپس به سوی جمره سوم رفته با آرامش و وقار سنگ می زنی ولی کنار آن نمان .
حدیث 635
     معاویة ابن عمار از امام صادق (ع) چنین روایت کرده است: سنگ ریزه های جمره را برگیر نزد آخرین جمره که کنار عقبه است برو و از رو برو سنگ بر آن بزن و از بالایش مزن در حالیکه سنگها در دست توست می گوئی خدایا: اینها سنگ ریزهای من است آن را برای من به شمار آور و همراه عملم به سوی خود بالا ببر، سپس سنگها را زده و با هر سنگی می گویی الله اکبر، خدایا شیطان را از من دور گردان، خدایا کتاب تو و سنت رسید? پیامبر (ص) را باور دارم خدایا این را حجی پاداش یافته و عملی پذیرفته و تلاشی سپاس یافته و گناهی بخشوده قرار بده، فاصله میان تو و جمره  ده تاپا نز ده ذراع باشد، وقتی پیش وسایل خود برگشتی و از سنگ زدن باز آمدی بگو خدایا: به تو اطمینان کردم و بر تو توکل نمودم که خوب پروردگار و مولا و یاوری هستی و فرمود سنگها را در حال طهارت بزنید.
حدیث 636
      امام رضا (ع) فرمودند: سنگ ریزه ها به انداز? بند انگشت باشد و از سنگ های سیاه و سفید و سرخ بر ندار و سنگ های خال خال بردار و با نوک انگشتان بزن. سنگ را به انگشت شست می گذاری و با پشت انگشت اشاره آنرا می اندازی، جمره ها را از وسط وادی سنگ بزن و همه آنرا طرف راست خود قرار ده بالای جمره را سنگ مزن، کنار جمر? اول و دوم بایست ولی کنار جمر? عقبه نه.
                               پاداش سنگ زدن
حدیث 637
     پیامبر خدا (ص) فرمودند: رمی الجمار ذخر یوم القیامة ، سنگ زدن به جمره ذخیر? روز قیامت است .
حدیث 638
     پیامبر خدا (ص) فرمودند : هر گاه رمی جمرات کردی برای تو نوری در قیامت خواهد بود .
حدیث 639
     ابن عمر می گوید: مردی دربار? رمی جمرات از رسول خدا (ص) پرسید که چه پاداشی دارد ؟ شنیدم که آن حضرت فرمود : آن را نزد پروردگارت در روزی که بیشترین نیاز را به آن  داری می یابی.
     رسول خدا (ص) فرمودند: چون روز عرفه شود خداوند ، حاجیان خالص را می بخشاید و چون شام مزدلفه فرا رسد خداوند متعال بازرگانان را می آمرزد و روز منی خداوند شتر داران « کرایه چیان » را می آمرزد و چون زمان حضور در جمر? عقبه فرا رسد خداوند در خواست کنندگان را می بخشاید از آن انبوه مردم لا اله الا الله گو نمی ماند مگر آنکه خداوند او را می آمرزد . حضرت پیامبر (ص) می فرمایند: حج گذار وقتی به جمره ها سنگ بزند از گناهانش بیرون آید .
     امام صادق (ع) فرمودند: دربار? رمی جمره ها از حج گذار در مقابل هر سنگی که می زند گناه کبیر? هلاکت باری محو می شود. (کتاب حج و عمره محمدی ری شهری .)
حدیث 641   
     پیامبر خدا (ص) فرمودند : حج گذار وقتی بر جمره ها سنگ بزند از گناهانش بیرون می آید. (کتاب حج و عمره تالیف محمدی ری شهری). آری هر کس شیطان را از خود دور سازد از تاریکی و گمراهه می رهد و بخدا نزدیک می شود و نورانی می گردد که خداوند نور آسمانها و زمین است.
                              احکام جمرات
     واجبات منی که در روزعید قربان انجام می گیرد سه چیز است:
1-رمی جمره عقبه 2- ذبح 3- حلق .
     رمی جمرات که مهمترین آن رمی جمره عقبه است یعنی ریگ انداختن به جمره ای که نام محلی است در منی.
                           احکام رمی جمره
الف- وقت انداختن ریگ از طلوع آفتاب روز عید است تا غروب آن.
ب- با قصد خا لص بودن ریا و نمایش دادن عمل به غیر نباشد.
ج- تعداد ریگها هفت عدد باشد.
د- ریگها از محدوده حرم باشد.
ه –ریگها رایکی پس از دیگری پرتاب کند.

                          مستحبات رمی
      هنگامی که حاجی ریگها را در دست گرفته است وآماده رمی است این دعا را بخواند (اللهم هذه حصیاتی فاحصن لی وارفعن فی عملی ) و نیز هرسنگی که می اندازد تکبیر بگوید. همچنین هرسنگی را که می اندازد این دعا را بخواند:
الله اکبر اللهم ادحر عنی الشیطان اللهم تصدیقا بکتابک وعلی سنت نبیک اللهم اجعله لی حجا مبرورا وعملا مقبولا وسعیا مشکورا وذنبا مغفورا
پس از برگشتن به جای خود در منا این دعا را بخواند:
اللهم بک وعلیک توکلت فنعم الرب ونعم المولی ونعم النصیر
خلاصه پس از آنکه حاجی تمام اعمال روز عید قربان را انجام داد دو وظیفه مهم دیگر دارد:
1-    بیتوته در منا
2-    رمی جمرات سه گانه که روز یازدهم ودوازدهم به ترتیب باید جمرات سه گانه را رمی کند.
            بعضی ازاسرارو معارف رمی جمرات
سنگ باران شیطان شیو? ابراهیمی در مبارزه با ابلیس است. چنان که گذشت شیطان بر ابراهیم (ع) ظاهر شد و جبرئیل به ابراهیم دستور داد که او را با هفت سنگ بزند سپس در محل دوم و سوم ظاهر شد و ابراهیم هر بار با هفت سنگ او را مورد حمله قرار داد این عمل ابراهیم (ع) آموزه ای برای همه نسل هاست که با شیطان و شیطان صفتان دنیا مبارزه کند. پیامبر (ص) نیز هنگامی که روز عید قربان  از مشعر به منا رفت نزد جمره عقبه آمده و آن را با هفت سنگ زد. این امر نیز سنت گردید و همین گونه در مورد جمره اول و دوم عمل کرده است.   

                    مبارزه باشیطان درون
       امام صادق(ع) فرمودند: « در رمی جمرات، شهوات و پستیها و صفات نکوهیده را از خود دورکن و آنها را با تیر سنگ خویش هدف قرار داده».
      آیت الله جوادی آملی می نویسد: «اگر مسئله رمی جمره و سنگ زدن به جمره ها مطرح است، در حقیقت دیو درون و بیرون را رمی کردن و شیطان انس و جن را راندن است، تا انسان فرشته نشود شیطان از حریم او بیرون نمی رود .اگر فرشته خوی شد، آن گاه است که از گزند شیطنت مصون می ماند.»
                             چیست رمی الجماره نزدخرد                   نفس امّاره سنگسار کنند
        «رمی جمرات یک تمرین عملی هدفدار و سازنده برای زنده نگه داشتن روح مبارزه ، مجاهدت با صفات زشت شیطانی ، زدودن  اوهام و وسوسه های ابلیسی ، رذایل و مفاسد اخلاقی و رفع شرک و آلودگی از درون وجود آدمی و محیط زندگی است.
                      رمی جمره کردی زدی بر دیو دون سنگ            هم بر سر برپرفسون سنگ
                      انداختی بر فرق دنیایی زبون سنگ                    تا جانت ایمن گردد از آفات دوران  
 
                         سرّ طهارت در رمی
       بر اساس فرموده امام صادق(ع)، مستحب است حاجیان در هنگام رمی جمرات، با طهارت باشند یعنی با حالت وضو یا غسل بوده و از ناپاکی های معنوی به دور باشند.آری، کسی بهتر می تواند شیطان پلید را براند که خود پلید و ناپاک نباشد.
                            پاکی از گناهان
       در حدیثی از پیامبر(ص) حکایت شده است :« حج گزار هنگامی که رمی جمرات می کند، از گناهانش خارج شود».
       در حدیث دیگری از امام صادق(ع) نقل شده است حاجیان با هر سنگی که می زنند ، گناه کبیره ای از آنها بر طرف می شود. آری! هر کس که شیطان را از خود براند، از پلیدیها به دور می شود و به لطف الهی پرونده گذشته او نیز پاک می گردد.
    کسب نورانیت در مبارزه باشیطان
      پیامبر اسلام (ص) فرموده است: «هنگامی که رمی جمرات کردی، آن برای تو نوری در رستاخیز خواهد بود.»آری هر کس شیطان را از خود دور سازد، از تاریکی گمراهی می رهد و به خدا نزدیک می شود و نورانی می گردد که خدا نور آسمانها و زمین است.
               توجه به عظمت خدا وضعف شیطان
      براساس احادیث متعدد حضرت ابراهیم (ع) و پیامبر اسلام (ص) درهنگام سنگ باران شیطان بعد ازهرسنگی تکبیر می گفتند ازاین روی تکبیر گفتن هنگام رمی استحباب دارد و نشانه آن است که تنها با تکیه برخدا می توان با شیطان مبارزه نمود و او را تضعیف کرد. آ ری، حاجیان بر ذلت شیطان تکبیر می گویند وعظمت الهی را یاد آور می شوند تاهمه بدانند عاقبت شیطان ذلت وخواری است وسر افرازی و بلند مرتبگی مخصوص خداون است. دراحادیث اهل بیت (ع) آمده است سنگساری شیطان را با یاد خدا و حمد و ثنای الهی وصلوات بر پیامبر (ص) همراه سازید و ازخداوند بخواهید که ازشما قبول کند. آری، در اسلام مبارزه با دشمن نیز جهت دار است وهرگاه شیطان رانده می شود به خاطر خدا و یاد ودستور او است.
              رعایت اعتدال وحقوق دیگران
       درحدیثی آمده است وقتی حضرت پیامبر(ص) ازدحام مردم برای رمی جمرات را دید فرمود همدیگر را به کشتن ندهید! چون سنگ می زنید با نوک انگشتان پرتاب کنید. و درحدیث دیگر آمده با مثل اینها (سنگ ریزه ها) از زیاده روی دردین بپرهیزید که پیشینیان شما به دلیل غلو وزیاده روی در دین هلاک شدند. آری، افراط و تفریط در دین در هرکار موجب زیان فرد واجتماع می شود. ازاین روی رعایت اعتدال در انتخاب اندازه سنگها و رعایت حال دیگران در هنگام پرتاب سنگها لازم است. بدین جهت امام صادق (ع) به آرامش و وقار و عدم توقف درهنگام رمی جمرات سفارش کرده است این سفارشها نکته مهمی را گوشزد می کند وآن اینکه به هر وسیله ای نمی توان به مقصد رسید وحتی در مسیر عبادت و مبارزه با شیطان بایستی حقوق دیگران را مراعات کرد و به آنان آزار نرساند.
            مبارزه با راههای مختلف نفوذ شیطان
دراینجا دو وجه به نظر میرسد:
      وجه اول: شاید به این سبب باشد که شیطان و هوای نفس از هفت مجرا بر انسان مسلط می شود. پنج قوه حسی و دو قوه شهوت و غضب. بنابراین شیطان از هفت راه داخل هویت ونفس انسانی می شود که باید راه نفوذش را بست. وجه دوم: از آنجا که انسان در دنیا مسافری بیش نیست بنابراین از زمان پیدایش تا آخرین نقطه ی وصول به کمال انسانیت باید ازهفت مرحله (طبع نفس عقل روح سر خفی اخفی ) و منزلگاه بگذرد.
      تکرار جمرات نشانه موانع متعدد در راه حق
      تعداد عقبات (جمره اولی- وسطی- عقبه ) نشانه آن است که برای رسیدن به حق تنها یک مانع نیست، بلکه موانع متعدد متفاوت در سرراه وجود دارد. در هر قدمی که انسان به خانه حق نزدیک می شود سنگی جلوی پای او می آید ودفاع بر اولازم می شود. شگفتا که شیطان صف بندی سه گانه خود را درهمه جا پیاده کرده است دریهود اقنوم های سه گانه به جای توحید موسی، و درمسیحیت تثلیث (ابن واب وروح القدس) به جای توحید عیسوی، ودر یونان سه چهره دریک سر و در راه تکامل انسان زرو زور وتزویر.
            سر استحباب استقبال فراست بار قبله
      در رمی جمره اولی وجمره وسطی چون شیطان مانع از آن است که انسان به طرف خانه کعبه به پیش رود لذا شخص حاجی روبه طرف خانه خدا به رمی شیطان می پردازد تا اورا از سر راه خویش بردارد اما درجمره عقبه چون نزدیک به حرم است باید مانع از ورود شیطان به این حرم گردد، لذا پشت به کعبه و رو به شیطان به مصاف او می رود. علاوه براین تا با شیطان بزرگ مبارزه نشود انسان نمیتواند روبه قبله حقیقی باشد وباید این مانع را بردارد تا به قبله حقیقی روکند.
       ضرورت مبارزه وهجوم جمعی علیه شیطان
       درحج چند تجمع عام داریم (مثل حضور درعرفات ومشعر). یکی از اجتماعات واحد هم در رمی جمره عقبه در روزعید وجود دارد. این هجوم همگانی و واحد علیه شیطان، این درس مهم را می دهد که دربعضی از موقعیت ها بایستی مسلمان نیروی خود را متمرکز کنند وعلیه آن سنگرها ودشمنان اصلی موضع بگیرند ودر مراحل زمانی که علیه آنها وارد عمل شدند وتضعیف شان کردند تقسیم شوند، یعنی در مرحله اول باید آن مانع بزرگ ودشمن اصلی را با یک هجوم همه جانبه وگسترده تضعیف کرده آن گاه به دشمنان دیگر پرداخت. ازاینجا ضرورت مرحله بندی واولویت گزاری در مبارزه آشکار می شود.
مبارزه جدی وزیاد باشیطان
      دربین اعمال حج بالاترین تکرار عمل مربوط به رمی جمره است (49 بار سنگ زدن )که بیشتر ازتعداد طواف (21شوط)یا سعی (14شوط) است. این کثرت نشان دهنده آن است که بدون مبارزه زیاد مستمر وفراگیر و جدی با شیطان کمال وقرب حاصل نمیشود و واجب عملی نمی گردد.
علاوه براین تعداد زیاد رمی ممکن است اشاره خدا به تعداد فراوان گناهان ورذایل اخلاقی داشته باشد که باید ازآنان دوری جست و نفس خود را ازآنها پالایش کرد.
                     مراحل هفت گانه رمی
      همان گونه که طواف وسعی هفت مرتبه است رمی نیز هفت مرحله دارد که در هرمرحله نیز هفت سنگ زده می شود (در سه روز). این هفت دربسیاری دیگر از امور زندگی هم جاریست، (مثل هفت مرحله زندگی) واین پیام را دارد که در همه این مراحل بایستی با شیطان مبارزه کرد وآنی از اوغفلت نورزید. لذا قرآن درباره شیطان می فرماید: (وشارکهم فی الاموال والاولاد) یعنی حتی آن زمان که نطفه یک انسان منعقد می شود ازآسیب او درامان نسیست وهمیشه تا لحظه مرگ باید هوشیار وآماده بود.
 

 




منابع و ماخذ
1-قرآن کریم( سوره اعراف آیه 200-سوره انفال آیه 17- سوره مائده آیه 2- سوره فجر آیه 27و28- سوره یوسف آیه 53- سوره قیامت آیه 2- سوره حج آیه 37)
2-حج و عمره در قرآن وحدیث(صفحات353،355،357،359،371 ) تالیف آیت اله محمدی ری شهری
3-پیش در امدی بر فرهنگ نامه اسرار و معارف حج معاونت امور روحانیون  صفحات219،220،221،223
4-درسنامه اسرارحج –محمد تقی فعال
تفسیر آیات حج ص162
5- صهبای حج 254-255 تالیف آیت اله جوادی آملی
6- تحقیق جدید درباره رمی جمرات ص26-27-28
7-مناسک مراجع
8- گل واژه های حج وعمره ص168
9- علل الشرایع شیخ صدوق ص404 ترجمه محمدجواد ذهنی تهرانی
10- تحقیق جدید درباره رمی جمرات  26،27،28 آیت اله مکارم شیرازی




[ پنجشنبه 24 بهمن 1392 ] [ 08:59 ق.ظ ] [ سید مجتبی بدری ]

 
عنوان: اعتكاف وپیامبر اعظم (ص)
نام و نام خانوادگی: سید مجتبی، بدری

نوع نوشته: مقاله كیفیت اثر: تدوین
موضوع: اعتكاف وپیامبر اعظم (ص) ناشر:
زبان اصلی: فارسی محل نشر:
عنوان به زبان اصلی: فارسی سال نشر:


ادامه مطلب

[ یکشنبه 13 بهمن 1392 ] [ 09:25 ب.ظ ] [ سید مجتبی بدری ]

عنوان: غدیر خم
نام و نام خانوادگی: سید مجتبی، بدری

نوع نوشته: مقاله كیفیت اثر: تحقیق
موضوع: ولایت ناشر:
زبان اصلی: فارسی محل نشر:
عنوان به زبان اصلی: فارسی سال نشر: 85



ادامه مطلب

[ یکشنبه 13 بهمن 1392 ] [ 09:22 ب.ظ ] [ سید مجتبی بدری ]

 
عنوان: 
نام و نام خانوادگی: سید مجتبی، بدری

نوع نوشته: مقاله كیفیت اثر: تدوین
موضوع: انقلاب اسلامی ناشر:
زبان اصلی: فارسی محل نشر:
عنوان به زبان اصلی: فارسی سال نشر: 85


ادامه مطلب

[ یکشنبه 13 بهمن 1392 ] [ 09:20 ب.ظ ] [ سید مجتبی بدری ]




عنوان: ادلّه بررسی وجوه اعتباری
نام و نام خانوادگی: سید مجتبی، بدری

نوع نوشته: مقاله كیفیت اثر: تألیف
موضوع: فقه و اصول ناشر:
زبان اصلی: فارسی محل نشر:
عنوان به زبان اصلی: فارسی سال نشر: 85



ادامه مطلب

[ یکشنبه 13 بهمن 1392 ] [ 09:19 ب.ظ ] [ سید مجتبی بدری ]

عنوان: وحدت وانسجام د ر قرآن كریم و سیره نبوی
نام و نام خانوادگی: سید مجتبی، بدری

نوع نوشته: مقاله كیفیت اثر: تألیف
موضوع: وحدت ناشر: سید مجتبی بدری
زبان اصلی: فارسی محل نشر: تهران
عنوان به زبان اصلی: فارسی سال نشر: 1386



ادامه مطلب

[ یکشنبه 13 بهمن 1392 ] [ 09:16 ب.ظ ] [ سید مجتبی بدری ]

 

عنوان: نظام اقتصاد اسلامی
نام و نام خانوادگی: سید مجتبی، بدری

نوع نوشته: مقاله كیفیت اثر: تحقیق
موضوع: نظام اقتصاد اسلامی ناشر: حوزه علمیه امام القایم (عج)
زبان اصلی: فارسی محل نشر: تهران
عنوان به زبان اصلی: فارسی سال نشر: 87


ادامه مطلب

[ یکشنبه 13 بهمن 1392 ] [ 09:13 ب.ظ ] [ سید مجتبی بدری ]

 


عنوان: اسلام دین سبز
نام و نام خانوادگی: سید مجتبی، بدری

نوع نوشته: مقاله كیفیت اثر: تألیف
موضوع: اسلام ناشر:
زبان اصلی: فارسی محل نشر:
عنوان به زبان اصلی: فارسی سال نشر: 88


ادامه مطلب

[ یکشنبه 13 بهمن 1392 ] [ 09:13 ب.ظ ] [ سید مجتبی بدری ]
عنوان: پیامدهای عاشورا
نام و نام خانوادگی: سید مجتبی، بدری
نوع نوشته: مقاله كیفیت اثر: تألیف
موضوع: پیامدهای عاشورا ناشر: سید مجتبی بدری
زبان اصلی: فارسی محل نشر: تهران
عنوان به زبان اصلی: سال نشر: 1388

ادامه مطلب

[ یکشنبه 13 بهمن 1392 ] [ 09:04 ب.ظ ] [ سید مجتبی بدری ]
عنوان: آفات مدیریت از دیدگاه اسلام
نام و نام خانوادگی: سید مجتبی، بدری
نوع نوشته: مقاله كیفیت اثر: تألیف
موضوع: مدیریت ناشر: حوزه علمیه الامام القائم (عج)
زبان اصلی: فارسی محل نشر: تهران
عنوان به زبان اصلی: سال نشر: 1389

ادامه مطلب

[ یکشنبه 13 بهمن 1392 ] [ 09:02 ب.ظ ] [ سید مجتبی بدری ]
عنوان: فرصت استثنایی حج وعمره
نام و نام خانوادگی: سید مجتبی، بدری
نوع نوشته: كتاب كیفیت اثر: تألیف
موضوع: حج ناشر: حوزه علمیه الامام القائم(عج)
زبان اصلی: فارسی محل نشر: تهران
عنوان به زبان اصلی: فارسی سال نشر: 1391

ادامه مطلب

[ یکشنبه 13 بهمن 1392 ] [ 09:01 ب.ظ ] [ سید مجتبی بدری ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 3 :: 1 2 3

درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب